داستان همیاری مجاهدین خلق و سابقه امر

چند سالی است که هر سال مجاهدین برنامه ای را با ساز و دهل راه می اندازند تحت عنوان «همیاری با سیمای آزادی». این برنامه بیشتر به یک شوی تلویزیونی شباهت دارد. یک سری نفرات از مسئولین سازمان می آیند آنجا مینشینند و با نفراتی که از قبل هماهنگ شده است بصورت تلفنی صحبت می کنند و آنها نیز (راست یا دروغ) کمکهای مالی به مجاهدین می دهند. شاید در این میان کسی پیدا شود و بطور واقعی هم پولی پرداخت کند.

این کار مجاهدین چیز تازه نیست. این نوع گدایی از بینندگان را تقریبا تمامی تلویزیونهای باصطلاح اپوزیسیون خارجه نشین انجام می دهند. از شهرام همایون گرفته تا تلویزیون ایران آریایی و اندیشه و الی آخر. برخی دیگر درآمد خودشان را با فروش اجناس و کلاهبرداری انجام میدهند.

آنچه که واضح و مبرهن است، اینکه مجاهدین به هیچ عنوان این پولها نیازی ندارند. چنانچه از اسناد و مدارک دستگاه اطلاعاتی صدام حسین که پس از اشغال عراق منتشر شد، بر می آید، میلیاردها دلار پول از جانب صدام حسین به پاس خدماتش دریافت کرده است. این پولها بعدا به خارج از عراق منتقل شد و در جاهای مختلف سرمایه گذاری شد. شرکت های بزرگ تجاری اکنون هستند که با نام یا اشخاص جعلی ثبت شده و مشغول فعالیت هستند اما در اصل مربوط به سازمان مجاهدین هستند و تمامی درآمدهای آنها به حساب سازمان واریز می شود. در نتیجه مظلوم نمایی سازمان در برنامه همیاری کاملا غیرواقعی است.

اما سئوال این است پس چه چیزی باعث شده است که سازمان مجاهدین نیز مثل سایر تلویزیونهای خارج از کشوری کاسه گدایی دست بگیرد، و عناصر مهم خود را به تلویزیون بیاورد تا از مردم «حتی یک دلار» گدایی کنند؟

شروع داستان به ده سال پیش در سال ۲۰۰۳ یعنی هجوم پلیس فرانسه به مقر مریم رجوی و دستگیرهای گسترده آنان در سطح شهر پاریس برمی گردد. در چند پایگاه آنان میلیونها دلار پول نقد کشف شد. در کیف دستی یکی از خانمهای عالیرتبه سازمان هنگام تردد میلیونها یورو پول نقد کشف و ضبط شد. چنانچه خوانندگان محترم اطلاع دارند، در کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، نگهداری و حمل و نقل پول نقد، غیر عادی و حتی جرم محسوب می شود.

پس از این کشفیات، این سئوال برای مسئولین قضایی و اطلاعاتی کشور فرانسه بوجود آمد که چرا سازمان مجاهدین پول نقد حمل و نقل می کند و اساسا این پولها از کجا بدست آمده است.

یک سازمان خصوصی آنهم سازمانی که بعنوان اپوزیسیون یک دولت آسیایی، فعالیت می کند، چنین پولهایی را چگونه و از چه طریقی بدست آورده است؟ سازمان مجاهدین بسیار فعالیت کرد که بتواند این موضوع را به لحاظ سیاسی موجه جلوه دهد ولی موفق نشد.

پس از آن سازمان دست به یک تاکتیک زد. کمکهای مردمی به سازمان! اولین برنامه همیاری در ماه اوت سال ۲۰۰۳ یعنی قریب به دو ماه پس از این دستگیریها بود. آنها می خواستند به این ترتیب نشان دهند که این «هموطنان هستند که به ما کمک مالی می کنند» رقم نجومی این کمکها هم واقعا مسخره است. آمار کمکهای مردمی هم مثل آمار شرکت کنندگان در جلسه ویلپنت است. آنها سال به سال بصورت تصاعدی بالا می روند و هر بار رقم سال قبل را به توان دو می رسانند.

آیا کسی هست که نداند، میهمانی های آنچنانی مریم رجوی که رقم آنها صدها میهمانی در سال می شود، برای سازمان میلیاردها دلار خرج دارد؟ سخنرانی مقامات سابق آمریکایی و اروپایی در جاهای مختلف و انتقال آنها به کشورهای دیگر برای سخنرانی میلیاردها دلارخرج دارد. پخش برنامه روی چهار ماهواره، بدون پخش حتی یک ثانیه تبلیغات، مخارج سه هزار نفر در عراق، هزینه وکیه شش هزار وکیل رسمی که سازمان استخدام کرده است و الی آخر. آیا این مخارج از کجا تأمین می شود؟

محمد ب، وبلاگ باند رجوی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.