مریم رجوی

کرسی ریاست جمهوری، رویای مریم قجر

روز 26 مهرماه 1372، صبح زود به اتفاق شماری دیگر از فرماندهان به اتاق کار فرمانده قرارگاه بتول رجایی احضار شدیم. مرحومه بدخلق و زشت خو قبل از اینکه ما را دعوت به نشستن بنماید بی مقدمه گفت: "امروز برای نفراتتان کار و برنامه نچینید و بگذارید آزاد و در اختیار خود باشند!"
با دیدن قیافه مات و متحیر ما اضافه کرد: " چرا خفه خون گرفتید! جای ابهام و سوالی هست!؟ کارهمیشه هست ولیکن امروز یک کارمهم داریم و آن شرکت در جلسه عمومی رهبری است همین و بس. بروید در کنار نیروهایتان باشید و نهار خورده با لباس فرم زیتونی اتو کشیده  و با سر و وضع مناسب ساعت 15 عصر در محوطه لشکر به خط شوید تا به سالن اجتماعات برویم.
در جریان جلسه عمومی رهبری! دریافتیم که خواهر مریم رئیس جمهور شده است و ما باید هورا بکشیم و سوت و کف هوا کنیم!
قبلترش مسعود مراحل به مسند نشاندن همسرش در کرسی ریاست جمهوری را به نحو احسن البته با رعایت دمکراسی به اتمام رسانده بود و حال داشت از اعضای سیاه لشکر رای اعتماد می گرفت!
شخص رجوی اطلاعیه اش را صادر و در جمع شورایی ها قرائت و رضایت شان را جلب نموده بود وحال می خواست فیل هوا کردنش را در جلسه عمومی منتشر و بیرونی کند.
دراین وانفسا مریم خانم خیلی شکسته نفسی داشت و با شکلکهای میمونی این پیام را میداد که حاضربه پذیرش چنین کرسی خطیر و مسولیت آفرینی نیست و در ضمن نگران مسعود بود که در فردای ایران حال که خودش کرسی ریاست جمهوری را تصرف کرده، ایشان چه مسندی خواهد داشت!
درآن جلسه حال و هوای مسعود خیلی دیدنی بود. حیوانکی چه هیجانی داشت و مدام سلام و درود می فرستاد به خلق قهرمان ؛ مقاومت ایران و مجاهدین خلق ایران! که انگار عن قریب است که مریم پایش به تهران برسد و درمسند ریاست جمهوری بنشیند! و او هم ولایت مطلقه ایران زمین را به سلطه خویش درآورد!
ازآن شوی مضحک دقیقا 20 سال میگذرد و نه تنها تحولی مطابق با خواست رجوی صورت نگرفت درعوض در ایران چندین دوره انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت و چند رییس جمهور با انتخاب مردم جابجا شدند و سیاهی به زغال وعقده دستیابی به قدرت شیطانی برای مریم و مسعود رجوی به جا ماند.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا