فرقه گرایی مجاهدین

فرقه رجوی در رأُس فرقه های سری – قسمت اول

تمامی فرقه ها در عقاید خود بر این باور هستند که یک شخص به نام رهبر عقیدتی بر تمام افکار و اذهان افراد باید تسلط کامل داشته باشد و نیروهایی  بی چون و چرا مطیع مطلق رهبر باشند و از  آن یک چهره جذاب و محبوب ساخته  میشود و با مثال های مذهبی با قدیسان مذهبی در تاریخ مقایسه میشود و هیچکس اجازه ملاقات همه روزه یا ماهانه را به صورت دلخواه با وی را ندارد و فقط افراد خاص و رده بالا میتوانند با رهبر دیدار کنند و دستورات آن به شیوه هرمی به افراد منتقل می گردد و در فرقه های سری نیروها باید شانه به شانه همدیگر در کنار همدیگر باقی بمانند و تا آخرین لحظه باید وفادار بمانند و خود را قربانی فرقه و رهبر فرقه که رأس هرم میباشد بکنند و هم چنین برای هر فرد یک جفت معنوی از طرف تشکیلات فرقه  تعیین میگردد و عضویت در فرقه آزادانه و اختیاری است اما جدایی از آن هرگز و یکی دیگر از شیوه های فریب دهنده فرقه ها رهبر به عنوان پلی ارتباطی با خداوند و یا جانشین خدا در روی زمین میباشد.حال با تعریف مختصری که ازساختار فرقه های سری  شد قصد دارم به عنوان یکی از نجات یافته ها از سازمان مجاهدین خلق(فرقۀ رجوی) تشکیلات و عملکردهای آنها را بازگو نماییم و دیگر مقایسات و قضاوت به عهدهُ خوانندگان گرامی و ابتدا در قسمت اول به چهره رهبر سازمان اشاره میکنم.
ملعون مسعود رجوی خود را به عنوان یک رهبر عقیدتی سیاسی معرفی کرده و افراد اجازه فکر کردن بجز رهبر به کسی دیگر را نداشتند و تمامی زوایای ذهن باید روی میز گذاشته می شد و فقط به او فکر شود برای مثال در نشست های متعدد ملعون میگفت که فکر کردن بجز من به دیگری حرام است و هر کس بخواهد به کمال برسد باید فرمان پذیر، بی سوال باشد و همه چیزش را به من بدهد یعنی گناه، پدر، مادر، همسر و فرزند وگرنه بحث را متوجه نمیشود ابتدا باید ذهن تخلیه گردد تا جایگزین بشود و قانون خلاء و مکش را مثال میزد که چگونه خلأ و ظرف خالی  سریع جایگزین میپذیرد و هم چنین در مورد سؤال نکردن و مطیع، بی چون وچرا افراد  به داستان شمس تبریزی  و عبورش از روی سطح آب با ذکر یاعلی و کنجکاوی و استراغ سمع شاگردش که خود ذکر یاعلی کرد و به زیر آب فرو رفت را اشاره میکرد و با پیچیده ترین ترفندها برای افراد مذهبی اشاره ای نیز به داستان حضرت خضر و موسی میکرد که شرط حضرت خضر برای وصل موسی به او، سؤال نکردن و فرمانپذیری مطلق بود. در یکی از همین نشست ها یادم می آید که با دجالگری در مورد امام زمان سوالاتی از نیروها میکرد و به قول خودش طوفان ذهن براه می انداخت سپس خود را امام زمان و عصر معرفی کرد نا گفته نماند که قبل از این مریم همسرش را با حضرت مریم مقدس و ژاندارک نیز قیاس کرده بود.
لازبه توضیح است که نشست های رهبری در سالنی به صورت گروه چند هزار نفری با تدابیر شدید امنیتی هر چند ماه یکبار انجام میشد و در زمانهای دیگر فقط افراد اندکی از شورای رهبری با مسعود اجازه ملاقات داشتند و دستورات پلید او را لایه به لایه در نشست های کوچکتری به افراد منتقل میکردند وآن افراد اندک از او یک چهره کاریزماتیک میساختند وبه نیروها القاء میکردند برای مثال اگر فردی فوت می شد و یا بدلیل بیماری در نشستی حاضر نمیشد میگفتند رهبری ساعت ها برای فرد گریه و یا حال بیمار را جویا شده و به او پیغام داده که ما مجاهد مریض داریم اما مریض مجاهد نداریم و باید پایدار باشد و با هدایایی دیگر افرادی که قصد جدایی از سازمان را داشتند فریب میدادند.
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا