خودسوزی: اولین و آخرین چاره برای مجاهدین خلق

هر روز صد تن از اعضای مجاهدین خلق باید خود را به آتش بکشند. این دستور تازه ی مسعود رجوی است به اعضای ساکن کمپ لیبرتی که در صورت تخلیه ی پادگان اشرف از سوی دولت عراق یا سازمان ملل باید اجرایی شود. این دستور بی رحمانه ی رهبر فرقه ی مجاهدین در نامه ای که اعضای کمپ مخفیانه از طریق نیروهای امنیتی عراق به دست دوستان خود در بیرون کمپ رسانده اند، فاش شد.
انجمن زنان ایران در نامه ای که به نخست وزیر عراق نوری المالکی نوشت صدای ساکنان لیبرتی را به گوش رسانه ها و سیاستمداران رساند. در این نامه ی سرگشاده آمده است که سران این فرقه ی بدنام اعضا را وادار کرده اند که آمادگی خود برای خودسوزی باامضای سندی را اعلام کنند.
لازم به تو ضیح است که در چند سال اخیر اصطلاح "فرقه ی مخرب" در میان جامعه شناسان و کارشناسان فرقه متداول شده است. این اصطلاح به گروه هایی اتلاق می شود که رهبران یا اعضایشان، با اقدام تعمدی به اعضای دیگر گروه یا افراد خارج از فرقه آسیب می رسانند یا آن ها را به کشتن می دهند. اعضای این گروه ها با روش های غیراخلاقی و گمراه کننده جذب فرقه شده و ارتکاب به خودکشی یکی از پدیده های مشترک در این فرقه هاست که از سوی رهبران به افراد القا می شود. سازمان مجاهدین خلق کلیدی ترین معیارهای فرقه های مخرب را داراست، به ویژه برای وادار کردن اعضایش به خودکشی و خودسوزی به بدنامی شهرت دارد.
در سازمان مجاهدین خلق به همراه داشتن کپسول سیانور در زیر زبان، به هنگام اجرای عملیات تروریستی در شهرهای ایران یک قانون بود. یکی از عاملان تیم های ترورمجاهدین خلق که توسط پلیس ایران دستگیر شده آقای آرش صامتی پور که به گفته ی اسکات پیترسون روزنامه نگار روزی حاضر بود برای مجاهدین خلق بمیرد، به هنگام دستگیری سعی کرد با کپسول سیانوری که همراه داشت خود را بکشد و چون کارگر نیافتاد، نارنجکی که به همراه داشت را در دست خود منفجر کرد تا جان خود را بگیرد اما موفق نشد. او از سوءقصدی که به جان خود کرد جان به در برد، اما نه جان سالم. او یک دست خود را از دست داد. وی بعد ها از پایه گذاران انجمن نجات شد.
صامتی پور خوش شانس بود که در خودکشی ناموفق بود اما بسیاری دیگر از اعضای مجاهدین برای اطاعت کورکورانه و متعصبانه از دستورهای سران فرقه جان خود را با بلعیدن کپسول سیانور از ترس دستگیر شدن،از دست دادند.
از سوی دیگر خودسوزی نیز یکی از رفتار های متداول در آموزه های مجاهدین است.ندا حسنی و صدیقه مجاوری دو تن از هواداران فرقه ی رجوی بودند که پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه در ژوئن سال 2003، دست به خودسوزی زدند و جان خود را فدای کیش شخصیتی مریم رجوی کردند. در آن زمان هشت نفر دیگر در شهرهای اروپایی دست به خودسوزی زدند که زنده ماندند اما برای همیشه از معلولیت و جراحات ناشی از خودسوزی رنج خواهند برد.
عملیات خودسوزی تاکتیکی ضروری در متدولوژی فرقه ی رجوی تلقی می شود. این روش ابزاری پرکاربرد برای حفظ موقعیت و جان رهبران فرقه و حفظ ساختار فرقه است. در فرقه عاملان خودسوزی پس از مرگ دلخراش شان "شهید" خوانده می شوند. اسامی و تصاویرشان در پروپاگاندای گروه به عنوان " شهدای مقاومت " بارها و بارها مورد سوءاستفاده قرار می گیرد. اما چنانکه روزنامه نگار مشهور، جودیت نورینک در کتاب خود از آن ها یاد می کند، آن ها " شهدای گمراه" هستند.
به هر روی، ظاهرا بار دیگر مسعود رجوی در حال برنامه ریزی برای خودسوزی های سازمان یافته و  دسته جمعی است تا چند صباحی دیگراز تلاشی فرقه اش جلوگیری کند. قربانیان این واقعه ی احتمالی به عنوان سوخت برای ماشین تبلیغات سازمان استفاده خواهند شد. اما ما به امید آن که هرگز این اتفاق رخ ندهد از هیچج تلاشی برای رهایی اعضای در بند فرو گزار نخواهیم کرد.
مزدا پارسی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.