ماشین تبلیغاتی مجاهدین

ویلپنت، شوی تکراری مریم رجوی

بار دیگر کفگیر شعارهای مبارزاتی مجاهدین به ته دیگ خورد، خلع شعار شده و در ادامه "مبارزه " خود رو به ایران و آنچه وطن خود مینامند محلی از اعراب نمی یابند و دستشان از هر سلاحی خالیست. لذا ناگزیر به برگزاری شوهای مسخره و اروپا پسند و اجیر نمودن  نیروهای سیاهپوست عرب – افریقایی میگردند که در پایان رسوایی آن آنقدر زیاد و گسترده است که خود مجاهدین از توجیه آن عاجز مانده و عطایش را به لقایش خواهند بخشید.
اما سوال این است که چرا این مدل عرض اندام؟ و چرا در عرصه ایران و مبارزه رو در رو میدانی برای رویاروئی با نظام حاکم نمی یابند؟ ‌برای دریافت پاسخ صحیح و منطقی هرکسی بایستی مروری اجمالی بر موضعگیری های مسعود رجوی و سران مجاهدین در اوایل انقلاب تا به امروز داشته باشد و تزلزل و بی ثباتی، نان به نرخ روز خوردن، زیستن و ادامه حیات در شکافها و تضادها، بی پرنسیبی سیاسی و عدم پایبندی به اصول و خط قرمزها (به اصطلاح خود مجاهدین ایستادن بر مرز سرخ ها) را درست بررسی نماید. و برای سوالات زیر از رهبران مجاهدین پاسخ طلب کند.
1- مجاهدین مدعی انقلابیگری و نیروهای خلص انقلاب و کوی و برزن ایران و فرزندان ملت چرا در همان آغاز راه انقلاب رو در روی مردم ایران و رهبر" انقلاب آیت الله خمینی" قرار بگیرند و به اقدام مسلحانه در 30 خرداد سال 1360 مبادرت نمایند؟
2- مجاهدین مدعی اعتقاد به جامعه بی طبقه توحیدی و تشییع انقلابی چرا در اتحاد با بنی صدر که  خیانتش در جنگ با عراق برای همه نیروهای مسلح و مسئولین نظام مسجل بود به اروپا فرار را برقرار در کنار مردم ترجیح دهد و با حمایت غربی ها در مقابل خواستگاه مردم ایران قد علم نماید؟
3- چرا در جنگ صدام و تجاوز نیروهای مسلح عراقی به شهرها و خاک و منافع و تمامیت ارضی ایران در کنار متخاصم قرار گرفته و از هیچ گونه خیانت علیه منافع مردم ایران دریغ ننمودند؟
4- چرا در جنگ و کینه توزی امریکا و اسرائیل و اروپا علیه تاسیسات زیربنایی کشور، توان هسته ای ایران در جبهه دشمن قرار گیرد و آتش بیار معرکه در جاسوسی اخبار و اطلاعات هسته ای ایران گوی سبقت بربایند؟
5- چرا از پادگان اشرف اخراج و در لیبرتی در وضعیت بحرانی از همه جا رانده شده، پناهندگی سیاسی را انتظار میکشند که تازه هیچ کشوری پذیرایشان نیست؟
6- و حال چرا برای ادامه حیات به سیاهپوستان عرب – افریقایی متوسل شوند و هیچ پایگاه و جایگاهی در میان هموطنان خود ندارند.
و بقول خود رجوی: قبلا در تحقیر و سرزنش  خطاب به گروههای مدعی چپ میگفت، ما در مرزهای میهن و در عمق خاک کشور با رژیم مبارزه میکنیم و آنها آنقدر عقب نشینی کردند که چیزی نمانده در دریای مانش سقوط کنند. و عجبا که حال خود رجوی نیز در این دامگه چنان گیر افتاده که سقوط در دریای مانش را ارزو میکند  و این است سرنوشت محتوم همه جریانها،گروهها و فرقه ها یی که با تکیه و دخیل بستن به دامان امریکا و اسرائیل و دشمنان ایران در مقابل وطن و ملت خویش  می ایستند و دستشان را تامرفق به خون دانشمندان و فرزندان این آب و خاک فرو میکنند. تاریخ همواره موفقیت و پیروزی ملت ها را بنمایش خواهد گذاشت. و آزموده را آزمودن خطاست این گوی و این میدان. بروید و با هزار جنجال این بار نیز برای اینکه به خود بباورانید که نمرده اید همسنگر و همپیمان با سیاهپوستان علیه ایران و ایرانی از هیچ کوششی فروگذار نکنید.
تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد…

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا