انجمن نجات خوزستان

دیدار رستم آلبوغبیش با خانواده های اسیران دربند خرمشهری بعد ازبازگشت به میهن

سالهاست که فرقه تروریستی داعشی رجوی با اتخاذ سیاست های فرقوی وضد انسانی راه هرگونه ارتباط مستقیم وغیرمستقیم خانواده های اسیران دربند فرقه خود را با عزیزانشان مسدود نموده است!! به همین دلیل حالا تنها امید این خانواده های دردمند برای کسب خبر از سرنوشت عزیزان اسیرشان همواره این بوده است تا شاید از زبان اسیران رهاشده ازاسارت فرقه خبری ازسرنوشت عزیزان خود کسب کنند.
بنابراین بعد از اطلاع خانواده های چشم انتظار خوزستانی از رهایی آقای رستم آلبوغبیش از فرقه رجوی و بازگشت به خاک میهن بی صبرانه منتظربودند تا با وی دیدارکرده و از زبان وی خبری ازعزیزان اسیر خود کسب کنند.انجمن نجات شاخه خوزستان هم تلاش نمود تا درفرصت های مناسب به خواست آنها پاسخ گفته و زمینه دیدارآنها با رستم آلبوغبیش که به تازگی بعد از رهایی از فرقه به میهن بازگشته است فراهم نماید.
به همین منظورآقای رستم آلبوغبیش به همراه اعضای انجمن نجات شاخه خوزستان آقایان اکرامی وحسنی درساعات اولیه صبح روز پنج شنبه 20/9/93 ابتدا درخرمشهر و بنا به دعوت آقای سعید علویان که برادرش هادی سالهاست درفرقه اسیراست درمنزل ایشان حضور یافتند همچنین دراین دیدارصمیمی تعداد دیگری ازخانواده اسیران دربند فرقه ازجمله خانواده جاسم شهیدی،ولید مطوری،خرم وایرج رمضانی ومهدی جلیلیان نیز حضور داشتند.
در ابتدا خانواده های حاضر در این دیدار با برخوردی گرم ودوستانه به آقای رستم آلبوغبیش بخاطر رهایی اش از فرقه اسیرکش رجوی و بازگشتش به خاک وطن تبریک و خیرمقدم گفتند وتوضیح دادند رجوی و سران فرقه اش سالهاست ما را از دیدار و هرگونه تماسی با عزیزانمان محروم کرده اند و بازگشت شما به میهن برای ما فرصت بسیارخوبی است تا بطورمستقیم درجریان آخرین اخبار از وضعیت آنها قرار بگیریم.
آقای آلبوغبیش که تحت تاثیربرخورد محبت آمیز و مهمان نوازی خانواده های اسیران دربند  قرارگرفته بود ابتدا گفت: اول باید به این واقعیت اشاره کنم که من از برخورد گرم وصمیمانه شما بسیارمتعجب شدم و از این بابت مرا شرمنده خود کردید، ومتوجه شدم که چقدر رجوی شیاد طی این سالیان به ما دروغ گفته بارها به ما می گفت کسانی که ازما جدا وبه ایران بازمی گردند ازطرف خانواده ها تحریم ومورد تنفرقرار می گیرند!!
درادامه آقای آلبوغبیش به نحوه فریب و پیوستن خود به فرقه رجوی اشاره کرد و گفت من اسیرجنگی در اردوگاه عراق بودم، که سال 68 چند تن ازسران فرقه ازجمله مهدی ابریشمچی برای فریب و جذب اسراء مرتب به اردوگاههای جنگی رفت و آمد می کردند ومتاسفانه به بهانه تامین شرایط زندگی بهتر و نهایتا بازگشت سریعتر آنها به ایران!!من و عده ای دیگری ازاسیران را فریب و با خود به اردوگاه اشرف بردند. درواقع  بدون اینکه خود مطلع باشیم ازاسارتی به اسارتی دیگر که بعد از ورود به آن متوجه شدیم پایانی برآن متصور نیست برده شدیم، درادامه وی درمورد بکارگیری انواع ترفند ها و فریبکاریهای سران فرقه برای به بند کشیدن هرچه بیشتر ذهنی وعینی اسیران، نگه داشتن درمناسبات وبه کشتن داده بیهوده آنها درجهت اهداف شوم فرقه توضیحاتی دادند. وی همچنین درمورد وضعیت اسفبار اسیران در لیبرتی توضیح داد و گفت متاسفانه سران فرقه به آشکارترین شکل اسیران را استثمار و به بیگاری می کشند تا هر چه بیشتر آنها را برای نگه داشتن درعراق  مشغول کنند و تمام ترفندها را برای کنترل ذهن آنها بکار می گیرند!! آقای آلبوغبیش همچنین درمورد نحوه جدایی و فرارخود از مناسبات فرقه و کمپ لیبرتی اشاره کرد و گفت متاسفانه اعضا در وضعیتی روحی نامناسبی بسر می برند که برای جدایی و نجات خود از فرقه می بایست اول ذهن خود را ازتفکرات مخربی که سران فرقه طی سالیان به آنها القاء کردند خالی کنند. چون موانع زیادی اعم ذهنی و بعد فیزیکی را برسر راه هرکدام از اسیران گذاشتند. مثلا یکی از موانع ذهنی اعضای  اسیر در فرقه مبهم بودن شرایط دنیای بیرون از مناسبات و پس دیوار کمپ و ترساندن  ازآن بود! چون سران فرقه مرتب به ما می گفتند کسانی که ازما جدا و نزد ارتش عراق رفتند مورد تجاوز، شکنجه، ودرنهایت تحویل ایران داده می شوند تا تکه بزرگ آنها گوششان باشد!!ازلحاظ فیزیکی هم که افراد نگهبان و دیوارهایی با کیسه شن ایجاد کردند ولی من بالاخره با شکستن این ذهنیت توانستم ازکمپ لیبرتی فرارکنم تا بیش ازاین خودم را آلوده ننگ و خیانت رجوی نکنم، درحالیکه برخلاف دروغ های رجوی وقتی خودم را به ارتش عراق رساندم آنها با نهایت احترام با من برخورد کردند وصادقانه بگویم ازلحظه ورودم به ایران هم نه تنها تکه بزرگم گوشم نشد بلکه همواره با برخورد انسانی و رفعت اسلامی مسئولین نظام مواجهه شدم.
درادامه آقای آلبوغبیش به سئوالات مختلف وهمچنین درمورد نقش موثر خانواده ها درنجات فرزندانشان تاکید کرد وگفت پاشنه آشیل فرقه رجوی خانواده وارتباط عاطفی آنها با فرزندانشان است چون رجوی همواره درضدیت هیستریک با خانواده هاست چراکه وی تاثیرات ملاقات آنها با فرزندانشان درسال 82 ومواقعی که درسالهای 89 تا 90پشت کمپ اشرف تحصن کرده بودند را روی اسیران دیده بودند. وی همچنین به پیام زبونانه اخیر رجوی به ساکنان اسیر در لیبرتی تحت عنوان بیانیه "چراغ خاموش " اشاره کرد و گفت که این هم یکی دیگر از ترفند های وی برای به بند کشیدن هرچه بیشتراسیران وهم برای فرونشاندن اعتراضات روزمره آنها نسبت به وضعیت مبهم شان است وتهدید به ترور جداشدگان از سوی وی فقط مصرف داخلی وبرای ترساندن آنهاست که مبادا فکر جدایی به سرشان بزند!! هرچند تا الان مجبورشده تعدادی ازاسیران را به آلبانی بفرستد که آن هم بخاطر فشارهای فزاینده داخلی و بیرونی است که بازحاصل تلاش و پیگیری خانواده ها و افشاگریهای اعضای جداشده است.
درپایان این دیدار خانواده های حاضر از تلاش های انجمن نجات وهمچنین از آقای رستم آلبوغبیش بخاطرحضورش درجمع آنها تشکرکردند وگفتند ما عزم خود را جزم کردیم  که تا نجات عزیزانمان ازفرقه ضدانسانی وداعش گونه رجوی دست ازتلاش برنداریم. درپایان این دیدارگرم وصمیمی به دعوت خانواده ها اعضای انجمن و آقای  آلبوغبیش ناهار را درمنزل آقای علویان صرف وبرای نجات همه اسیران دربند فرقه دعا کردند.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا