شوی مسخره تلویزیونی فرقه رجوی

این روزها تلویزیون فرقه رجوی بنام سیمای آزادی،  مصاحبه هائی را با تعدادی از افراد خودش به نمایش می گذارد که کاملا مصنوعی و مضحک است بدین صورت که فرد بدون هیچ مقدمه و موخره ای، در صفحه تلویزیون حاضر شده و از  نزد خود، یک مطالبی را بیان می کند.  در این برنامه نه مجری وجود دارد و نه سوالی مطرح می شود و فرد  باید در همان مطالبی که به وی از قبل گفته شده صحبت کند.  جالب اینکه هر کدام از افرادی که در این شوی از پیش طراحی شده نکاتی را می گویند دقیقا کلیشه ای  و فرد معلوم هست دارد با سختی سخن می گوید. در صحبت افراد به وضوح مشخص است که دیگر نامی از سران فرقه یعنی مریم و مسعود رجوی برده نمی شود. باید  از سران این فرقه کذائی پرسید چه شده است که دیگر افراد نامی از مریم و مسعود نمی برند در صورتیکه قبلا از  هر ده کلمه حرف زدن شش تای آن نام مریم و مسعود برده می شد و یا عکس آنها در پشت مصاحبه شونده وجود داشت. اما الان دیگر آثاری از عکس و یا بیان نام آنها هم خودداری می نمایند.
این قبیل مصاحبه ها،  قبلا خوراک خوبی بود ولی در حال حاضر که افراد به زور و اجبار در لیبرتی نگه داشته شده اند دیدن این نوارها  برایشان خنده دار هم بنظر می آید. تازه این افراد از دیگران می خواهند تا  به رزم آوران بپیوندند یعنی به مبارزه کنندگان علیه نظام ایران بپیوندند. حکایت اینها حکایت همان فردی است که در حال غرق شدن است دست یکی دیگر را هم می گیرد که با خودش غرق کند.
از گردانندگان این برنامه باید پرسید چرا از زندگی افراد در لیبرتی دیگر برنامه ای پخش نمی شود.  از انقلاب خواهر مریم چرا سخنی به میان نمی آید ولی تا دلتان بخواهد از وفای به عهد و استواری و ثابت قدمی درگوش افراد زمزمه می کنند. پایداری که افراد جانشان را از دست بدهند و و در لیبرتی به عنوان نقطه آخر سرنوشت خویش نگاه کنند. آری این همان چیزی است که مریم قجر و مسعود رجوی می خواهند ماندن در لیبرتی پایان این تراژدی است که مسعود رجوی برای افراد رقم زده . شعارهای رجوی سی و اندی سال است دارد تکرار می شود  و هیچ کدام جامه عمل پوشانده نشده است  به جز اینکه تعدادی جانشان را از دست دادند و تعدای هم قربانی خودخواهی رجوی شدند.
 توصیه من به عنوان فردی که سالیانی در اسارت این فرقه گرفتار بودم به دوستانی که در اسارت ذهنی رجوی در بند می باشند این است مقداری واقع گرا باشند و فقط با خیال و رویا پردازی رجوی عمر خود را به بطالت سپری نکنند.
 نمی گویم لزوما افراد از لیبرتی جدا شده و به ایرن بیایند که آنهم تصمیم با خودشان است ولی می گویم که از لیبرتی خارج شده و به هر جایی بروند تا بتوانند هوای آزاد خارج از اسارتگاه لیبرتی را مشاهده و در آن تنفس کنند.
 بنظرم یک جا هم می شود از سخنان رجوی الگو گرفت همین داستان است که حرف بیرون از خود را گوش کردن بد نباشد.چرا که این تجربه ما است که از آن جهنم بیرون زدیم و نتیجه آن را هم لحظه لحظه حس می کنیم  باید تصمیم گرفت و به این دنیای بسته پایان داد. خواهید دید دنیای درون لیبرتی فقط نوک دماغ خودتان می باشد. و هرچقدر هم سران فرقه رجوی بزرگش کنند محصور و محدود است.      
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.