فریاد آی دزد آی دزد مجاهدین نیز حکایتیست

مجاهدین برسم و عادت همیشگی شان در این ایام با یک فرار به جلو ابلهانه با فریاد های بلند "آی دزد آی دزد"  با جار و جنجال تبلیغاتی به هرچه بلند گوی غربی و تلویزیون و سایت و رسانه دست چندم و بعضا متروکه متوسل شده اند و تازگی ها یادشان افتاده که قبلا ایرانی بوده اند و برای ایران و حقوق بشر دلسوزی میکنند و با بهانه قرار دادن بقول خودشان کشتار سال 67  میخواهند اذهان عمومی را از جنایات خودشان دور کنند و بمصداق همان دزدی که مال مردم ربوده و در حال فرار فریاد آی دزد آی دزد ش بلند شده تا کسی متوجه دزدی خودش نشود.
همانطور که در این ایام ملاحظه میکنیم کارنامه مجاهدین در عراق در حال بسته شدن است و طومار ارتش به اصطلاح آزادیبخش، قرارگاه اشرف، کانون استراتژی مبارزه و نبرد، شورای رهبری مجاهدین و صفی تا تهران، گوهران بی بدیل، امروز مهران فردا تهران و کتابچه دیگر از این واژگان و شعار های بی محتوا و نامانوس در هم پیچیده و از فرهنگ و قاموس مجاهدین عملا حذف شده اند.و هر ایرانی بطور عام و هر نفر از اعضای مجاهدین بطور خاص با نگاهی به تاریخ و انگیزه و اهداف ورود مجاهدین به عراق و عملکرد چند ده ساله شان و تاریخ و شرایط فعلی و حال و روز خفت بار خروجشان از عراق و آواره  شدن در آلبانی میتواند به کارنامه ننگین این دوره دست یابد و نمودار مثبت و منفی و نامه اعمال ننگین و خیانتبار مجاهدین را در این دوره امتیاز بندی کند.
 با خروج کامل مجاهدین از عراق باید از مجاهدین سوال کرد برای چه کاری به عراق رفتید و هدف از اتحاد با صدام و شرکت در جنگ هشت ساله علیه ایران چه بود و چه چیز بدست آوردید؟
آن ادعای مبارزه برای آزادی خلق در زنجیر چه بود و چه بدست آوردید؟
و چگونه به هزاران سوال ملت ایران و حتی نیروهایی که در چنگال خودتان اسیر هستند پاسخ خواهید داد؟
در شرایط فعلی برای چه و با چه هدفی و با چه کوله باری بسمت آلبانی سوق داده شده اید؟
آیا فراموشتان شده که اولین سال بعد از انقلاب چند هزار نفر از مردم بی گناه را فقط بخاطر داشتن ریش و یا مسجد رفتن و یا شرکت در بسیج  و داشتن عکس آقای خمینی  بخاک و خون کشیده اید، تهاجم وحشیانه به منازل مردم مومن و کشتار فرزندانشان در برابر چشمان والدین در کجای اهداف آزادیخواهی شما معنا میشود که فیلم ها و اسناد آن موجود است طوری که افراد سنگدل هم از دیدن جنایات شما طفره میروند.
ترورهای کور برخی روحانیون و افراد انقلابی و انفجار اماکن دولتی که صرفا برای خوش خدمتی به اربابانتان صورت گرفته هنوز جزء کارنامه جنایت و خیانت بار شماست.
کشتن مردم بی دفاع قصر شیرین و کرند و اسلام آباد در عملیات مرصاد و به کشتن دان افراد غیر نظامی که با هزاران ترفند و دروغ از اروپا جذب سازمانتان کرده بودید  که بی هیچ آموزش نظامی و بی اطلاع از اهداف شوم سازمان به جبهه های جنگ کشانده بودید، آیا بشر نبودند که از حقوقشان دفاع کنید؟
و در ادامه جنایات هولناک تان در داخل تشکیلات و نقض حقوق اولیه نیروهای خودتان را چگونه و در کجای دایعه حقوق بشری معنا میکنید؟
قتل های سلسله وار نسرین احمدی، یعقوب ترابی، صدیقه رجبیان، علی فتحی، پرویز احمدی، حمزه رحیمی و ده ها نفر دیگر  را در کجای اساسنامه حقوق بشری سازمانتان تعریف کرده اید؟
زندان قلعه موسوم به 27 در سال 1373 که بیش از 400 نفر را بمدت 4 الی 5 ماه زیر شدید ترین شکنجه ها قرار دادید که قربانیان آن تعدادی از بند رسته و در ایران و اروپا زندگی میکنند و بخشی از آنان متاسفانه هنوز اسیر تشکیلات میباشند که از جداشدگان میتوان نصیر حیدری، اردشیر درویشی، حبیب الله فلاحی، اسحاق الماسی،  عباس صادقی، نادر نادری، مجتبی جواهری و… را نام برد که هنوز آثار شکنجه بر جسمشان پیداست و بسیاری نیز از جمله فرامرز رحیمی  و برادرش خسرو رحیمی، محراب رشیدی و برادرش نادر رشیدی، غلامرضا شکری  از آن جمله اند همه و همه از ننگ های ابدی است که هیچگاه از کارنامه اعمال سازمان پاک نخواهد شد.
این ها نمونه های اندکی از جمله جنایات و خیانت های سازمان بود که نگارنده حضور ذهن و بخاطر داشتم و طبعا سایر دوستان جدا شده لیست ها و تومارهای کلان تری میتوانند افشا نمایند.
پس بهتر است بجای فریاد آی دزد آی دزد و دلسوزی برای حقوق بشر در ایران و بقول خودتان اعدامی های سال 67 کمی بفکر جمعبندی از جنایات چند ده ساله خود باشید و حداقل از این پس که آواره و متواری در آلبانی هستید از نقش پهلوان پنبه " و تخیلات ژول ورنی " خارج شده و در پیشگاه خدا و ملت ایران طلب استغفار و بخشش کنید و اگر چه این عمق از جنایات و خیانت ها نابخشودنیست اما بگذارید راحت تر بمیرید با نام بی نامیتان.  
علی مرادی  
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.