انجمن نجات مازندران

تغییر مواضع فرقه تروریستی رجوی در 11سپتامبر و بعد از سقوط صدام

امسال درست روز 11 سپتامبر به میلادی، ما دوستان بازگشتی به منطقه توریستی واقع دردودانگه ساری بنام ورگی نوا (گرگین آباد) برای تفریح رفتیم این منطقه از شهرستان ساری حدود 70 تا 80 کیلومتر فاصله دارد.
موقعیت گرگین آباد در دل جنگل، دارای آب بسیار تمیز که از دل کوه از نقاط مختلف می جوشد جاری است البته در این محل تاسیساتی تفریحی هم دایر کردند از جمله استخر و دیگر امکانات، به هر حال جایی که نمونه اش کم یاب است، جای همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت.


کنار چشمه سار آتشی بپا کرده و کباب خوری راه انداختیم دور هم نشسته بودیم یکی از بچه ها گفت بچه ها یازده سپتامبر را به یاد دارید امروز دقیقاٌ روز 11 سپتامبر است با این اختلاف 11 سپتامیر 2001 ما در سالن باقرزاده عراق پای صحبت های مسعود و مریم نشسته بودیم و همزمان با شرح واقعه 11 سپتامبر.
سه شنبه یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۶۷ متعلق به شرکت هوایی آمریکن ایرلاین با ۸۱ مسافر و ۹۱ هزار لیتر سوخت به برج شمالی مرکز تجارت جهانی نیویورک اصابت می کند. شانزده دقیقه بعد هواپیمای دیگری با ۵۶ مسافر به برج جنوبی می خورد.
سی و پنج دقیقه بعد پرواز شماره ۷۷ با ۵۸ مسافر به ساختمان پنج ضلعی وزارت دفاع آمریکا در واشنگتن اصابت می کند.
و سرانجام در ساعت ده و ۱۰ دقیقه صبح یک بوئینگ دیگر با ۳۸ مسافر در شنکسویل ایالت پنسیلوانیا واقع در ۲۴۰ کیلومتری شمال غربی شهر واشنگتن در اثر درگیری مسافرین با تروریست ها سقوط می کند.
در مجموع در حدود سه هزار نفر بیگناه در این حملات تروریستی جان باختند.
بی شک، سردمداران ریاکار فرقه رجوی جرات موضعگیری علنی را نداشتند. ما اعضای فرقه برای نشست جمعی حدود ده روزی بود که در قرارگاه باقرزاده اقامت داشتیم.
روز بعد قرار شد نشست همگانی باشد همه افراد در سالن تجمع کردند تا مسعود و مریم (رجوی) آمدند و یکسری کف زدن های تکراری و شعارهای توخالی طبق معمول داده شد.


مسعود به ستاد تبلیغات گفت آن فیلمی که از سی ان ان ضبط شده را اینجا دارید، چپ و راست سن، دو عدد وایت اسکرین بزرگ نصب بود فیلم واقعه 11 سپتامبر را به دستور رجوی پخش کردند. صحنه هواپیمای مسافربری به ساختمان تجارت جهانی در نیویورک که برخورد کرد را چندین بار پخش کردند. فضایی که مسئولین فرقه رجوی ساخته بودند شروع به کف زدن و سپس بچه ها کف زدند و خوشحالی می کردند. مریم رجوی نیز همراه نفرات کف می زد ولی رجوی دست به کمرگویی فرمانده عملیات انتحاری القاعده در ۱۱ سپتامبر خودش بوده، دومین هواپیما نیز اصابت کرد باز حاضرین کف زدند وقتی برجها را نشان می داد که فرو می ریختند ابتدا مسئولین از جلو و پشت سر آنها نفرات بلند شدند و این بار همراه کف زدن، شعار مرگ برآمریکا سر دادند.
مسعود رجوی بعد از مشاهده صحنه های 11 سپتامیر گفت بنازم به اسلام، هیچ سلاحی و هیچ قدرتی در مقابلش توان مقابله را ندارد تازه این اسلام ارتجاعی بود که اینگونه خودش را نشان داد صبر کنید تا روزی اسلام انقلابی وارد عمل بشه.
حاضرین دست زدند ولی فضای متناقضی ایجاد شده بود.
مسعود رجوی مثل این که خودش هم متناقض شده و گفت راستی این اسامه بن لادن اگر راست می گوید چرا نمی رود در کشور خودش عملیات کند؟
مریم قجر هم از این وقایع استفاده کرده و گفت ما چقدر غنی هستیم که رهبری را داریم القاعده که این عملیات را کرد مثل ما انقلاب ایدئولوژیک که ندارند مثل ما که تشکیلات مستحکم که ندارند، سپس مریم رو به مسعود گفت فکر کنم قبل از هر چیز ما فهمیدیم که چقدر نیازمند رهبری هستیم
مسعود از جهت مظلوم نمائی در ادامه حرف های مریم گفت من که گفتم در این دنیا کسی را ندارم و هیچ قدرتی را نمی خواهم به غیر از شما، منظورم همین بود آیا افتاد؟ حاضرین کف زدند و مثل دیوانه ها شعار حاضر، حاضر سر دادند.
بعد از وقایع 11 سپتامبر رفتار فرقه رجوی با جهان بیرون تغییر کرد ابعاد واقعه و اجماع جهانی از سوی دیگر فرقه را مجبور کرد به صورت ظاهری هم شده مدعی تغییر رفتار شوند.
فرقه رجوی که متحد استراتژیک صدام بودند بعد از سقوط، یک شبه رنگ عوض کرده به دامن آمریکا غلتیدند. در واقع سقوط صدام به منزله حذف امکان استراتژیک فرقه در عراق، رجوی فهمیده بود بدون حامی صاحب خانه جدید نمی تواند در عراق حتی یک روز هم دوام بیاورد به همین جهت به قیمت استفاده ابزاری هم شده تلاش شایان توجه ای به عمل آورد تا نظر آمریکائی ها را به خود جلب کند.
خاطره فوق ما را به ایام 11 سپتامبر 2001 برد اما 11 سپتامبری که ما در گرگین آباد گرفتیم مقایسه بهشت و جهنم است.
محمدرضا گلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا