نامه مادر رنج دیده و چشم براه مرتضی اکبری نسب

بنام خدا
من خدیجه خدایی مادر مرتضی اکبری نسب گرفتار در سازمان مجاهدین خلق هستم.
من خدیجه خدایی یک مادر پیر و رنج دیده که با خون دل و زحمت زیاد فرزندی را بزرگ کرده ام او را در دام شیطان و محاصره شده در دروغ و ریا و بلا تکلیفی میبینم بعد از درگاه خدا که شنونده ی همه ی شکایات بندگان است به مسئولین مبارزه با این گروه های خانه برانداز و بچه یتیم کن و زن و مرد بیوه کن شکایت میبرم و میخواهم پسرم که حق زندگی در جوانی و کنار خانواده و لذت دیدن بازی بچه هایش و تربیت آنها و لذت چشیدن عشق کنار پدر و مادر و همسر را از دست داده و با دستان خالی از هر خوبی، عمر بازنشستگی را هم باید در چنگال بیماران قدرت طلب میگذراند شکایت میبرم و خواستار آزادی جسم و روح فرزند عزیزم هستم شاید جایی برای جبران باقیمانده باشد تا غم به باد دادن عمر و جوانی و داغ زن و فرزند کمی سردتر شود من از هر اداره و نهادی که مسئول و پیگیر فرزندان فریب خورده ی ایران زمین است در خواست رسیدگی دارم تا زنجیر دیگری بر دست و پا و قفل دیگری بر دلهایشان نزنند و از خدا و سربازان راه حق خواستار نابودی ظلم و ظالم و برپایی عدالت را دارم .
خدیجه خدایی- مادر

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.