برادر خوبم محمد مهدی چرا باید با خاطرات زندگی کنیم

محمد مهدی برادر خوبم

من برادرت حسین به همراه سایر برادران و خواهرانت چندین بار به اشرف آمدیم ولی با کارشکنی مسئولین فرقه رجوی عملاً نتوانستیم با تو ملاقاتی داشته باشیم.

از پشت سیم خاردارها و خاکریزها هزاران بار در گرما و سرمای عراق صدایت زدیم ولی یک عده از عوامل فرقه رجوی که صورتشان را با روسری پوشانده بودند با ناسزا گفتن و زدن سنگ از ما پذیرایی کردند خائنین و مسئولین رجوی اجازه ندادند که صدای ما به گوش تو برسد ولی ما باز هم خواستار آزادی تو بودیم.

آیا هیچ وقت از خودت سئوال کردی که چرا رجوی از رسیدن صدای ما به گوش تو ترس دارد؟ این همه ترس به خاطر چیست؟ چرا رجوی سعی می کند با مزدور خواندن ما شما را از ما دور کند؟ اگر وی خودش را به اصطلاح انقلابی می داند چرا از خانواده ها ترس دارد؟ مگر قرار نبود برای به اصطلاح آزادی همین مردم فعالیت کند چه شده که اکنون خانواده های اعضای فرقه را دشمن خودش و تشکیلاتش می داند؟ آیا هیچ وقت حتی برای چند لحظه به دنبال چرایی آن بودی؟ اما بر اساس دوستان جدا شده ات رجوی حتی اجازه یک دقیقه فکر کردن را هم از شما گرفته است.

برادر خوبم محمد مهدی، رجوی با مغزشویی که روزانه روی شما انجام می دهد امکان فکر کردن را از شما گرفته است و به همین خاطر است که حتی خواب هایی که دیده اید را باید برای رجوی تعریف کنید. اکنون سی و شش سال است که پدر و مادر دل شکسته ات هر روز به درب منزل نگاه می کنند شاید روزی از آن درب وارد شوی و آنان را خوشحال کنی.

پدر و مادر دیگر چشم هایشان ضعیف شده مگر آنان چه گناهی کردند که باید این گونه عذاب بکشند.

اکنون که شما به کشور آلبانی رفتید باید متوجه می شدید که این همه سال رجوی با شعار به اصطلاح سرنگونی شما را سر کار گذاشته است تا وی بتواند به حیات ننگین اش ادامه دهد

محمد مهدی ثابت رستمی اکنون که به کشور آلبانی رفتی باز هم رجوی سعی دارد شما را با فریبکاری در چنگال تشکیلات نگهدارد چرا فریب شعارهای دروغین وی را می خوری؟ هیچ از خودت سئوال کردی که این همه سال رجوی شعار به اصطلاح سرنگونی داده آیا توانسته حتی گامی در این راستا بردارد؟ از عراق اخراج شدید و اکنون در کشور آلبانی معلوم نیست به چه کاری مشغولید. سی و شش سال است که قلب پدر و مادرت را غمگین کردی و به چه امیدی در تشکیلات جهنمی رجوی حضور داری؟ تو هم می توانی مانند دوستانت تصمیم بگیری و از فرقه رجوی جدا شوی باور کن در بیرون هیچ خبری نیست کسی به شما کاری ندارد. هیچ جدا شده ای وقتی از فرقه رجوی جدا شد وضعش بدتر نشده است بلکه زندگی جدیدی به دور از فرقه و مناسباتش آغاز نمودند و همه شان هم به این نکته اذعان نمودند که با جدا شدن از فرقه زندگی برایشان رنگ و بویی دیگر پیدا نموده است.

اکنون عکس موقع سربازیت را برایت می گذارم تا متوجه شوی که ما هنوز تو را فراموش نکردیم.

تنها خواسته پدر و مادرت این است که شما را برای یکبار هم شده تو را ببینند. هر چند می دانم که رجوی مانع این کار می شود ولی خودت تصمیم بگیر و آنان را خوشحال کن.

حسین ثابت رستمی برادر محمد مهدی ثابت رستمی

رستم کلادی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.