وارونه نمایی

از خوش شانسی حکومت است که دشمنی مانند مجاهدین داشته باشد

سرمقاله ی یکی از وبسایت های باند رجوی، به تحلیل بحران های ایران پرداخته که این تحلیل وتفسیر چنگی بدل نمیزند.

سیروس غضنفری

با این حال برای اینکه نشان دهم که این رهبران سابق من چقدر دروغگو هستند، به بررسی پاراگراف هایی ازاین تحلیل مشعشع!! میپردازم.

درپاراگرافی ازاین تحلیل چنین آمده است:

” اکنون هم که با تغییرات در رأس هرم سیاسی آمریکا، وحشت رژیم بسیار بیشتر شده است. مشاور امنیت ملی ترامپ، در اولین مصاحبه خودش گفت:  «تصور نمی‌کنم که این توافق[برجام] از طریق مذاکراتی که با اروپایی‌ها داشته‌ایم، اصلاح‌پذیر باشد!». پس می‌بینیم که برای بحران برجام هم، هیچ را‌ه حلی ندارند”.

من اگر جای سران رژیم بودم، این پدیده را عادی میپنداشتم.

ازاین نظر که جان بولتن نماینده ی دولت درسایه است و این دولت است که سیاست های عمده ی آمریکا را تعیین میکند و بنابراین، بطور طبیعی  حادثه ی محیر العقولی رخ نداده وقاعدتا  نباید وحشتی در بین باشد.

ثانیا او گفته که فقط” تصور” میکند و بلحاظ مشکلاتی که انجام این پیمان شکنی برای آمریکا دارد، نظر قاطع اش را اعلام نکرده است.

ثالثا با آگاهی از بی استخوان بودن رهبران اروپا که در بزنگاه های مختلف دربرابر آمریکا زانو میزنند، بازهم میبینیم که درموارد متعدد تضادهای قابل توجهی با آمریکا دارند ودر مراحلی براثر فشار افکار عمومی نسبتا موثر شهروندان اروپا ونیز اطلاع ازموضع غیر دوستانه ای که ترامپ بارها برعلیه آنها نشان داده، ممکن است این تصورات جان بولتن درست از آب درنیآید.

در توجیه منطقی که من دراین یادداشت بکار بردم، به یک مطلب  دیگرهم توجه کنیم:

” اختلاف نظر اروپا و امریکا بر سر ایران – اروپا با تقاضای آمریکا درباره تغییر برجام یا تکمیل آن با تدوین یک توافقنامه دیگر موافق نیست. به گزارش اسپوتنیک، این مطلب را یک منبع دیپلماتیک اروپایی در واشنگتن در پاسخ به سوالی درباره برخورد کشورهای اروپایی نسبت به تدوین توافقنامه دیگری برای تکمیل توافق هسته ای برجام اعلام کرد.

در حال حاضر آمریکا و ترویکا اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) در چارچوب یک کارگروه در حال مذاکره درباره برجام هستند. در ماه ژانویه امسال دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد اگر کشورهای اروپایی نتوانند”کمبود های وحشتناک برجام را اصلاح کنند” از این توافق هسته ای خارج خواهد شد. منبع دیپلماتیک اروپایی تاکید کرد:” ما نه توافقنامه تکمیلی بلکه مسائل خارج از چارچوب برجام را مورد بحث قرار می دهیم. ضمنا این منبع بعید ندانست در آینده توافقنامه جدیدی تدوین شود که برخی از اصول برجام در ان به ثبت برسند. پیشتر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در مصاحبه با اسپوتنیک کارگروه فعلی را”آخرین شانس” برای حفظ برجام نامیده بود. در ژوئیه سال 2015 میلادی، پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد (متشکل از بریتانیا، چین، فرانسه، روسیه و ایالات متحده آمریکا) به علاوه آلمان به توافقی تاریخی با ایران برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته ای دست یافتند. در ازای توقف برنامه هسته ای ایران هم قرار شد بسیاری از تحریمهای وضع شده علیه این کشور برداشته شود. توافقنامه برجام در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما تصویب شد. چهار شرط لازم برای تائید پایبندی ایران به توافقنامه برجام: تهران به صورت شفاف و قابل تصدیق تمامی بخشهای توافق را اجرا کند. ایران تخلف اساسی ای از برجام نداشته باشد. ایران هیچ عمل آشکار و یا پنهانی در جهات پیشرفت ساخت سلاح هسته ای انجام نداده باشد.

لغو تحریمها علیه ایران متناسب با اقدامات ایران برای از بین بردن برنامه هسته ای اش و در جهت منافع ملی آمریکا خواهد بود”.

بدین ترتیب، سرمقاله نویس باند رجوی باید متوجه ظرایف و مشکلات موضوع باشد وتصور نکند که هنوز زود است ازاین دریای توفانی، چیزی صید کرد!

درادامه ی این سرمقاله ی کشکی سایت رجوی میخوانیم:

” ما آنجه که این بحرانها را بیش‌از‌پیش بر ضد رژیم سمت و سو و شتاب می‌دهد، مقاومتی است که در برابر این رژیم ایستاده و پیاپی مقاصدش را افشا می‌کند و در سطح جامعه هم اجازه نمیدهد رژیم بتواند با ایجاد رعب و وحشت، جامعه انفجاری را خاموش کند. به همین جهت است که این روزها، بالا تا پایین نظام در رابطه با مجاهدین آه و ناله سرداده‌اند. به‌ویژه بعد از تغییرسیاست در سطح جهانی”.

اولا، افشاگری ولجن پراکنی مقاومت (فرقه ی رجوی) کمتر از اخباری است که درمورد مشکلات مردم ایران، خود مقامات جمهوری اسلامی مطرح میکنند!

یعنی این افشا گری ها، هیچ هیجان وحرکتی را سبب نمیشود!

بعبارت ان شاعر بزرگ رخت بربسته ازجهان:

فرقی نمیکرد بود ونبودش!

ثانیا، همواره بشما توضیح داده شده که هدف اصلی مقامات از آوردن نام مجاهدین، نه اعلام ترس  آنها، بلکه عمدتا نشان دادن این مسئله به افکار عمومی وداخلی است که دشمنان اصلی  رژیم ایران، جریان فرقوی، منحط و وطن فروش رجوی است.

این نوع موضعگیری ها ازقواعد دیپلماسی است تا موضع گیرنده ثابت کند که چه کسی اورا تخطئه میکند وخود را آلترناتیو اومعرفی میکند!

یعنی وقتی این آلترناتیو باند رجوی باشد، مشروعیت زیادی به رژیم میدهد!

شما کوته فکر ونزدیک بین تر ازآن هستید که ماهیت واقعی این نوع برخوردهای حکومتیان با خود را ببینید!

سیروس غضنفری

اسیر رها شده ی فرقه ی رجوی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا