فرقه گرایی مجاهدین

“کاه” نامۀ فرقه رجوی – قسمت دوم

همانطور که میدانید و در قسمت قبلی اشاره شد فرقه تروریستی دست ساز و مخرب رجوی سالیان طولانی که در عراق اقامت داشت و به شیوه های مختلف و باورنکردنی سعی در کنترل نیرو و شستشوی مغزی می نمود که خلاصه ای از آن اقدامات را عنوان میکنیم.

(خلاصه وار به این دلیل که هرگز نمیشود اعمال دستگاه رجوی را در چند سطر و یا صفحه بازگو کرد بلکه بدون اغراق و مبالغه نیاز به زمان طولانی و نوشتار کتاب قطوری دارد).
6- کنترل جنسی نیروها. در این اقدام شنیع و بی شرمانه،همه افراد به صورت ذهنی عقیم میشوند و ریاضت جنسی و تارک دنیا بودن برای نیروها اجباری انتخاب و عمل میشود. به این شکل که همه افراد موظف هستند تمام افکارجنسی اعم از خاطرات گذشته و روزمره و حتی امیال جنسی خود درهرموردی را مکتوب و در جمع بیان کنند وتعهد بدهند تا دیگر به مسائل جنسی فکر نکنند و در صورت خطور چنین افکاری فوری آن فکر، متوقف دستگیر ونوشته شود برای بیان در جمع، این جمع که اشاره میکنم یعنی سرکوب در جمع است و هرکس شرم یا خجالت نماید آنچنان سرکوب و تحقیر میگردید که اگر موردی هم نداشت از ترس مورد یا فاکت ذهنی جنسی تولید میکرد و جالب اینجاست که بعد از خواندن فاکت های واقعی و غیرواقعی باید در انتها التزام داده شود که باید فقط و فقط به مبارزه و سلاح و رهبری فکر کنند و افکار جنسی مرز سرخ و منطقه محرمه است که حریم رهبری میباشد.یعنی محدودیت و محرومیت و مبارزه با غریزۀ جنسی که در ادبیات تشکیلات فرقه این غریزه خدادادی توسط شخص رجوی غول دوران نامگذاری شده و مبارزه با آن از اصول تشکیلات بود. آری اعضاء حق نداشتند به جنس مخالف فکر کنند.
7- استثمارشدید جنسی در مورد زنان.این شیوه که غم انگیزترین قسمت تشکیلات رجوی میباشد با شعار ارتقاء خواهران و احیاء برادران لاپوشانی و توجیه میشود. این استثمار جدا از ذهنی و ایدئولوژیک بودن که برای مردها اعمال میشد وجه تمایزش درعینی و جسمی بودنش است که به صورت فیزیکی انجام میشود. میتوان گفت تلفیق وتقلیدی ازسیاست حسن صباح در قلعه الموت اما بشکل پیچیده تری متولد رجوی در قلعه اشرف و عصر جدید، که این مورد از سری ترین جنایت های فرقه رجوی بود که هیچ کس از آن مطلع نبود و حتی اعضای جداشده مذکر نیز مطلع نبودند و یا سندی نداشتند ومسئولین فرقه با شدیدترین تدابیرامنیتی این موضوع را سالیان سال کتمان کرده بودند تا اینکه بعد از حملۀ آمریکا به عراق زنان جدا شدۀ شجاع و دلیری بودند که با ازخودگذشتگی این جنایت رجوی را افشاء و در جوامع بین المللی و شبکه های اجتماعی اطلاع رسانی نمودند و پرده از مخفی ترین اسرار فرقه برداشتند.
8- ایزولاسیون عاطفی. ایزوله و نگه داشتن با انحراف و انحطاط فکری و تبدیل افراد به انسانهای مکانیکی و فاقد مغز و ارادۀ شخصی که پیرو دستور شخص رجوی بود که صریح اعلام کرده بود:” من قلب می خواهم، عقل نمی خواهم” و او بدرستی می دانست که انسان دارای عقل و شعور با اصول و اهداف پلید و شوم او و سازمان فرقه گونه اش مخالفت میکند لذا برای محقق نمودن اهدافش نیاز مبرمی به نیروهایی داشت که فقط دو گوش شنوا و تابع بی چون و چرا باشند ولازمۀ آن نیز القاء ذهنی و شستشوی مغزی نیروها توسط خودش و افراد قسم خورده اش انجام میگردید که در کنارش ایجاد رعب و وحشت نیز توسط حکومت بعثی سابق که قوی ترین حامی مالی،سیاسی واجتماعی اش بود صورت می گرفت و اینگونه به انحصار و تابعیت کورکورانۀ نیروها و گسترش و توسعه سازمانش ادامه میداد.
پایان

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا