انجمن نجات خوزستان

شرکت در مراسم چهلم درگذشت نادر زارع – قسمت اول

پنجشنبه مورخه 22/6/97 اعضای انجمن خوزستان به همراه تعدادی ازخانواده های مرتبط با انجمن خوزستان درمراسم چهلمین روز درگذشت نادر زارع درشهرآزادی اندیمشک شرکت کردند.

در این مراسم بعد از صرف نهاردرمنزل زارع اعضای جداشده وخانواده های مرتبط با انجمن خوزستان ابتدا درگذشت نادرزارع را به فرزندان وخانواده محترمش تسلیت گفته وبعد ازآن هرکدام ازخاطراتی که با مرحوم نادرزارع دردوران تحصن خانواده های اعضای دربند فرقه رجوی درپشت سیاج کمپ اشرف وکمپ محل استقرارخانواده ها داشتند بیان کردند.

موضوع مشترک در کلام جداشده وخانواده های حاضر دروصف مرحوم نادرزارع تلاش بی دریغ او برای نجات برادرش، خوشرویی دربرخورد با دیگر خانواده ها، وهمچنین استفاده ازدانش فنی خود برای رفع مشکلات محل استقراری خانواده ها بود که گزیده هایی صحبت های هرکدام در ذیل آورده می شود:

بهزاد برادراسیر غلامعلی ساجدی فر:

ابتدا درگذشت آقای زارع خدمت خانواده محترمش تسلیت عرض می کنم.من ومرحوم زارع با برخی دیگر ازخانواده های خوزستانی به منظور نجات عزیزانمون به عراق سفر کردیم  همه جلوی سیاج اشرف جمع شدیم محل استقرای که برای ما درنظر گرفتن بودند مشکلات استقراری زیادی داشت آقای زارع چون تخصص درزمینه لوله کشی وبرق داشت دست به کار شد وشبانه روز با استفاده ازامکانات موجود کلی ازمشکلات را حل کرد درساعت هایی هم که به کنار سیاج کمپ اشرف می رفتیم آنجا هم مشغول حل وفصل مشکلات وسایل صوتی می شد تا صدای خانواده ها رسا تربه گوش عزیزان اسیرشون برسد.

غلامعلی علاف پور:

ابتدا به خانواده وفرزندان آقای زارع درگذشت پدربزرگوارشان را تسلیت عرض می کنم باید به این نکته اشاره کنم که آن مرحوم واقعا انسان ارزشمندی بود مدت زیادی با او درعراق موقع تحصن خانواده ها دراطراف کمپ اشرف بودم یکی از ویژگی های فردی مرحوم تلاش اوبرای نجات برادرش بود.همیشه می گفت تا جائیکه جان دربدن دارم برای نجات برادرم فریدون تلاش می کنم حالا ازبازماندگان وی می خواهم که تلاش اورا بی ثمرنگذارند.

احمد هاجری:

من هم به نوبه خودم درگذشت آقای زارع را به فرزندان وخانواده محترمش تسلیت عرض می کنم من خاطرات زیادی با مرحوم زارع درعراق داشتم  برخی ازدوستان اززحمات نادردرعراق اشاره کردند.واقعیت این است که ما برای نجات وبرادرانمان به عراق رفته بودیم لازمه ادامه فعالیت خانواده ها درعراق این بود که آنها می بایست آسایش بیشتری داشته باشند همچنین می بایست صدای تمامی خانواده ها به درون کمپ اشرف می بردیم تا پیام ما به گوش عزیزانمون برسد بنابراین مرحوم نادرزارع با توجه به تخصصی که داشت با شوروشوق زیاد به همراه چند نفردیگر دست به کار شدیم وشروع به رفع مشکلات استقراری خانواده ها کردیم بعد هم که رفتیم بلند های بیشتری را دراطراف اشرف نصب کردیم یکبارکه برای رفع خستگی کاردورهم نشستیم نادرگفت به مادرم قول دادم تا روزی که زنده هستم یک لحظه هم دست ازتلاش برای فریدون برنمی دارم وبا وجود اینکه ازلحاظ جسمی مشکلات زیادی دارم اما حاضرم اورا روی دوشم بزارم وببرم ایران ودرآنجا تمامی امکانات زندگی را برایش فراهم کنم.

سعید علویان:

قبل ازهر چیزدرگذشت دوست بسیار دوست داشتنی همه ما مرحوم نادرزارع را به خانواده محترمش تسلیت عرض کنم حقیقتا خبردرگذشت او همه ما را غمگین کرد. درچند دوره سفر به عراق با آن مرحوم همسفر بودم حقیقتا تلاش های او برای نجات برادرش چشمگیربود علاوه براین وی در برخورد با دیگر خانواده ها بسیار خوشرو بود وعلارغم اینکه ازلحاظ جسمی مشکلاتی داشت اما درحل مشکلات مختلف خانواده ها کوتاهی نمی کرد وسخت کار می کرد تا آسایش خانواده ها برقرارباشد.

نصرالله پیرزادی:

ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم مرحوم نادرزارع باید عرض کنم خبر درگذشت آن مرحوم همه ما را شوکه کرد واقعا نمونه بود  وقتی دراولین سفر خانواده ها به عراق با مرحوم نادرزارع آشنا شدم روحیه با نشاتی داشت ونکته مهمی که من ازاو دیدم عزم جزمش برای نجات برادرش بود وی می گفت من سال 82 رفتم اشرف وبا برادرم دیدار کردم سه روز نزد او بودم متوجه شدم  برادرم به تمام معنا اسیر است واین را درصحبت با او متوجه شدم به مسئولین کمپ اشرف گفتم برادرمعلول که نگهداری او برای شما سخت است مادرم هم  سالهاست چشم انتظاراست تا اورا ببیند بگذارید اورا به ایران ببرم تا خودم به او رسیدگی کنم آنها خندیدند وگفتند خودمان بزودی به ایران می آئیم وفریدون هم با خودمان می آوریم.همانجا فهمیدم که برادرم دست چه گروه جنایتکاری اسیر است وازهمان موقع عهد کردم دست ازتلاش برای نجات فریدون برندارم امیدوارم که دیگر اعضای خانواده او راهی که مرحوم نادررفت ادامه دهند……ادامه دارد

 

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا