شرکت در مراسم چهلم درگذشت نادر زارع – قسمت پایانی

شرکت اعضای جداشده و خانواده های مرتبط با انجمن خوزستان

مکی رفیعی:

من هم ازطرف خودم وکلیه دوستان وخانواده های اعضای دربند فرقه رجوی درگذشت آقای نادرزارع را به خانواده وفرزندان محترمش تسلیت عرض می کنم واقعیت اینکه فقدان آقای زارع برای همه ما بسیار گران بود چون او وزنه سنگینی برای انجمن چه در دیدار با خانواده ها، سفرهای خانواده ها به عراق وفعالیتش دراطراف کمپ اشرف به منظور تلاش برای نجات برادرش وافشای ماهیت فرقه رجوی همانطور که همه بچه ها اشاره کردند بنابراین عزیزی را ازدست دادیم که واقعا جاییش خالیه وامیدوارم که فرزندانش بتوانند جای اورا پر کنند که قطعا هم همینطور خواهد شد.ما هرچه ازشخصیت  آقای زارع بگوئیم  کم گفتیم او ازفعالترین خانواده های عضوانجمن بود واقعا درسفرهایی که به همراه دیگر خانواده ها به عراق داشت لحظه ای دست ازتلاش برنمی داشت دربرطرف نمودن مشکلات محل استقرارخانواده ها فعالانه شرکت می کرد ودر مواقعی هم که خانواده ها پشت سیاج جمع می شدند علاوه برکمک درانجام کارهای فنی وخدماتی محل فعالانه درافشای ماهیت فرقه شرکت داشت واقعا من زبانم الکن وقاصره  ازخصوصیات وویژه گی های آقای زارع وامیدوارم که خداوند صبروسروان به خانواده محترمش عطا کند وروح اورا قرین رحمت خودش قراربدهد وازهمه می خواهم سوره فاتحه را با هم قرائت کنیم.

کاظم پورخفاجیان:

من هم به نوبه خودم درگذشت دوست خوب وانسانی ارزشمند مثل آقای زارع را به خانواده محترمش تسلیت عرض می کنم.نکته بارزی که درآقای زارع می دیدم جدیت وتلاشش برای نجات برادرش بود وهمواره من ازاو می شنیدم که می گفت علاوه بر انجام وظیفه برادری که نسبت به فریدون دارم می خواهم توصیه مادرم به خودم که گفت نادر ازتو می خواهم که فریدون را به من بازگردانی عملی کنم.اما متاسفانه او نتونست این وظیفه را به پایان ببرد اما مطمئن هستم که فرزندان ودیگر اعضای خانواده اش تلاش های اورا بی نتیجه نخواهند گذاشت.

عباس اسدی:

من هم درگذشت آقای زارع را خدمت خانواده محترمش تسلیت عرض می کنم همه ما خانواده ها درد بزرگ ومشترکی داریم که عزیزی اسیر درگروه رجوی داریم سالیانه ازآنها خبری نداریم آقای زارع واقعا درسفرهایی که با هم به عراق داشتیم بسیار فعال وهمیشه می گفت خدایا می شود من بتونم برادرم را ازجهنم کمپ اشرف خارج کنم خودش واقعا بیماربود اما می گفت نجات برادرم ازرسیدگی به بیماری خودم واجب تر می دانم بهرحال امیدوارم برادرش هرچه زودتر نجات پیدا کند تا روح او شاد شود.

احمد هاجری:

من هم تسلیت عرض می کنم خدمت خانواده محترم آقای زارع واقعیت این است که من آقای زارع خاطرات زیادی دارم درکارهای تاسیساتی واضلاح اشرف ما تعدادی ازخانوادههای خوزستانی جز گروه بیست بودیم واقعا محل استقراری که به ما داده بودند جایی نبود که کسی بتونه حتی دوروز دوام بیآورد ولی با کمک امثال آقای زارع کاری کردیم که خانواده ها ی بعدی توانستند روزهای بیشتری در عراق بمانند واقعا بین ما همبستگی بود که هرطور شده زمینه را برای حضور گسترده تر خانواده ها ایجاد کردیم آقای زارع نقش بسزایی دراین رابطه داشت.خدا رحمتش کند بارآخر که خواستیم برویم آقا نادرتا پای ماشین آمد وبه من گفت احمد من نمی تونم بیام برادرم میاد اولین بارش هست هوای اورا داشته باش.واقعا حیف شد که او رفت ونتونست حاصل زحماتی که طی سالیان برای نجات برادرش کشید را ببیند روحش شاد ویادش گرامی باد ولی این را می دانم که بزودی زحمات مرحوم نادرزارع با آزادی برادرش به بار خواهد نشست.

حمید دهدار:

فقدان آقای نادرزارع برای ما هنوز برای ما قابل باور نیست او یکی ازبهترین دوستان من وانجمن نجات بود مرحوم نادرزارع ویژگی مهمش ازخودگذشتی اش بخاطر نجات برادرش فریدون بود.اوخودش مشکلات جسمی زیادی داشت ومی گفت بیماری خودم قابل تحمل است اما نمی توانم اسارت برادرمعلولم درفرقه جنایتکاررجوی را تحمل کنم..چند دوره با او به عراق رفتم همواره هم در زمینه انجام کارهای تاسیساتی محل استقرارفعال بود وهم درافشای ماهیت فرقه رجوی موقعی که خانواده ها اطراف سیاج کمپ اشرف جمع می شدند نقش فعالی داشت بهرحال حیف شد که اوازبین ما رفت امیدوارم که خداوند به فرزندان وخانواده محترمش صبر عطا کند وبا آزادی برادرش فریدون ازاسارتگاه فرقه رجوی روحش بیشتر شاد شود چون یکی ازآرزوهای بلندش همین بود.

علی اکرامی:

من هم اجازه می خواهم که فوت نابهنگام وناباورانه مرحوم نادرزارع را به خانواده محترم ایشان.همسر وفرزندانشان تسلیت بگویم درحقیقت باید بخودمان تسلیت بگوییم اقای زارع یکی از انسانهای نمونه ای بود که ازادی برادرش فریدون را برسلامت خودش ترجیح میداد ایشان سالیان پرتلاش وخستگی ناپذیردرکنار خانوادها وهمراه باانجمن نجات خوزستان برای آزادکردن برادرش تلاش کرد.تمامی هم وغم او آزادی برادرش بود علیرغم بیماری که سالیان به آن مبتلا بود لحظه ای درنگ نمی کرد.ایشان حتی مقدمات امکانات زندگی وخانه راهم برای برادرش فراهم کرده بود.اوج وفاداری واخلاص وتعهد ایشان درنقطه ای بود که درآخرین لحضاتی که به اتاق عمل می رفت باز به فکر برادرش بود وبه فرزندش سفارش می کرد مبادا بعداز من عمویت رافراموش کنی.اینطور نباشد که دیگران فکر کنند بافوت من دیگرفریدون فراموش شد.هیچگاه ارتباط خودتان را باانجمن قطع نکنید.خانواده بزرگ انجمن نجات یک یاروفادار وپرتلاش وخانواده مجترم ایشان همسر وپدری دلسوز ومهربان را از دست داد بی شک یاد وخاطره اوتاهمیشه بامااست مجددا فقدان ایشان را بخانواده محترمشان بخصوص فرزندانش تسلیت عرض می کنم بهترین تسلی وقدردانی از ان مرحوم پیمودن راه ایشان وآزادی فریدون از بنداسارت فرقه ضدانسانی رجوی است همان ارزویی که ایشان تااخرین لحضات زندگی بران تاکید داشت.

ساعتی بعد ازپایان این گفتگوها اعضای انجمن نجات وخانواده های اعضا به همراه فرزندان زارع برسرمزارمرحوم نادر زارع حاضرشده  وسوره فاتحه قرائت نمودند شد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.