رجوی آیا روی اصول پایه ای سازمان باقی مانده است؟

نشست نفرات جدا شدها در استان مازندران - قسمت اول

بعد از سالگرد بنیانگذاری سازمان نفرات جدا شده استان مازندران در یک دورهمی سعی نمودند به جمع بندی چندین ساله آن بپردازند و اینکه اکنون فرقه رجوی در کجا قرار دارد و در معادلات سیاسی آیا کسی روی آن حساب باز می کند یا خیر؟

برای برگزاری نشست این بار باز هم دل به جنگل زده و یکی از مناطق بسیار زیبا شهرستان بابل را انتخاب نمودیم تا به رجوی های مزدور بگوئیم که ایران زیباترین وطن است ولی جایی برای شما جانیان از خدا بی خبر نیست.

بعد از رسیدن به محل و پهن کردن وسایل ابتدا دوستان قدری به میان جنگل رفتند و از زیبایی های طبیعت استفاده کردند. دوستان جدا شده با دیدن خلقت خدا به رجوی و دار و دسته وی لعنت می فرستادند که چگونه آنان را سالیان در عراق در اسارت نگهداشته بود.

بعد از مدتی دوستان جدا شده که از شور و شعف بسیار بالایی برخوردار بودند به بیان خاطرات گذشته پرداختند.

ابتدا مسئول نشست خلاصه ای از اخبار روز فرقه رجوی را به اطلاع دوستان رساند و اینکه تعدادی از زنان فرقه از تشکیلات شان جدا شدن به اطلاع دوستان رساند. در ضمن عنوان شد که مک کین جنایت کار و حامی مریم قجر نیز به درک واصل شده است و مریم عزا گرفته است.

در ضمن توضیح داده شد که اگر بخواهیم به جمع بندی از دارو دسته رجوی داشته باشیم باید بگوئیم که دیگر تشکیلاتی که رجوی به اسم آهنین یاد می کرد خبری نیست و هر روز شاهد فرار نیرو از مقر فرقه تروریستی رجوی هستیم.

با توجه به سالگرد سازمان، در تبلیغات شان عنوان می کنند که سازمان رجوی 53 سال روی اصول مبارزاتی خود باقی ماندند. آیا به واقع عملکرد سازمان طی این سالیان این گونه بوده است؟ شما به عنوان نفراتی که سالیان در مناسبات فرقه ای رجوی حضور داشتید آیا این شعار درست است که اکنون سازمان آنرا نشخوار می کند؟

از طرف دیگر اگر به تبلیغات تلویزیون فرقه رجوی نگاه کرده باشید سعی دارند همیشه ضعف های داخلی حکومت ایران را انعکاس دهند گویا اینکه در جای جای ایران مردم در حال شورش و اعتصاب قرار دارند.

از آنجایی که دست رجوی ها در بیان حقایق خالی می باشد مجبور است برای ارائه تحلیل های کشکی خود به حرفهای مسئولین ایرانی اکتفا نماید و اینکه کانون های خرگوشی که هیچ چیزی برای بیان ندارند آنرا علم کرده و مهم نشان دهند. البته منظور از این تبلیغات که با صورت های پوشیده و موبایل بدست فیلم گرفته و انتشار می دهند چیزی برای رجوی نداشته و بیشتر برای مصرف بیرونی دارد تا به لابی های غربی و عربی خود پیام بدهند که برای انجام کار مزدوری باید هزینه بیشتری بپردازند.

با توجه به توضیحات داده شده آیا سازمان رجوی روی اصول خود باقی مانده است اگر در این رابطه نقطه نظری دارید بیان کنید؟

آقای عین الله شعبانی از دوستان بسیار خوب انجمن نجات عنوان داشت من از گذشته سازمان اطلاع کمی دارم و اینکه در زمان شاه چکار کردند ولی وقتی خودم بعنوان عضو سازمان مجاهدین در عراق بودم تا قبل از سرنگونی صدام، رجوی در نشست های مختلف و بطورمشخص در نشست قرارگاه باقرزاده عنوان داشت که دشمن اصلی ما امپریالیسم می باشد ولی بعد از سرنگونی صدام یک شبه تغییر موضع داده و دستور داد که تمامی جزوات و کتابهایی که در رابطه با دشمنی با آمریکا وجود دارد از بین برده شود. در این رابطه هم چندین بار کمد نفرات مورد بازرسی قرار گرفت و جالبتر اینکه تمامی نوارهایی که رنگ و بوی مبارزه با غرب داشت جمع آوری شد و انگار اصلاٌ سازمان اصولی به نام مبارزه با امپریالیسم نداشته است.

رجوی شیاد در پیامش بعد از سرنگونی صدام دستور داد که خط موازی با غرب در پیش بگیرند و به تنش و درگیری دامن نزنند و دیگر شعاری به نام مبارزه علیه آمریکا وجود نداشت و نیروهای نظامی آمریکایی دوست نیروهای سازمان شدند. رجوی چون نگاهش تعادل قوایی می باشد دست دوستی به نیروهای نظامی آمریکا داد. حتی کار به آنجا کشیده شد که رجوی برای نشان دادن تسلیم پرچم سفید بلند نمود. این کار رجوی یعنی بازگشت و لگد زدن به تمام اصولی که شعارش را می داد و نانش را می خورد.

البته می توان عنوان داشت که تمام این شعار دادنها برای سرکار گذاشتن ما نیروها در عراق بوده است که پز ضد غرب بدهد ولی در روز سرنگونی صدام با تمام قوا به کمک نیروهای آمریکایی رفت و ارباب خودش را مزدور و خیانت کار نامید. برای من روشن است که از ابتدا رجوی هیچ ضد آمریکایی نبوده و فقط نان را به نرخ روز می خورده است.

در ادامه صحبت آقای مجید محمدی عنوان داشت وقتی صحبت از اصول سازمانی می شود یعنی اینکه نمی شود از آن کوتاه آمد. رجوی روی هیچکدام از اصولش نایستاد و اصلاٌ برای ماندن روی اصول ذره ای هم مقاومت نکرد.

رجوی با یک چرخش 180 درجه ای سازمانش را به حالت دیگری در آورد که دیگر اصول پایه ای اصلاٌ ارزش محسوب نمی شد این افتضاح به نقطه ای رسید که حاضر شد دختران جوان فرقه در مراسم های سربازان آمریکایی برنامه اجرا کنند. البته همه این کارها بخاطر خود شیرینی بوده تا نشان دهند که اصلاٌ با آمریکا مشکلی ندارند وقتی رجوی در مقابل امپریالسیم سر تعظیم فرود می آورد و دستور می دهد حتی لازم شده دامن بپوشید باید دیگر فاتحه اصول مبارزه با آمریکا را خواند.

آقای محمدی در ادامه به نکته جالبی اشاره نمودند که نشان از تهی بودن ماهیت ایدئولوژیکی فرقه رجوی دارد. وی عنوان داشت که ماه محرم بود بنا شده بود که ما یک برنامه جمعی برای روحیه دادن به لشکر تهیه کنیم مسئولیت رقص کردی به من سپرده شد فردای آن روز، روز عاشورا بود من متناقض شدم نزد مسئول مقر زنی بد جنس به نام فرزانه میدانشاهی بود رفتم (این زن به خاطر سابقه درخشانش در تشکیلات رجوی او را برای سازماندهی و جمع و جور کردن افراد جز سری اول اعزام شدگان به کشور آلبانی بوده است).

به او گفتم به نظرم این کار درست نیست ما بخواهیم رقص کردی اجرا کنیم چون فردا روز عاشورا می باشد. آن زن یعنی فرزانه میدان شاهی عنوان داشت: تو به این مسائل کاری نداشته باش و برو مسئولیتی که به تو سپرده شده را انجام بده. ما اگر برای بیرون کار تبلیغاتی در مورد عاشورا و سینه زنی انجام می دهیم همش الکی است چون اعتقادی به این گونه کارهای قشری نداریم.

با این شیوه تنظیم و بیان در مورد مسائل ایدئولوژیک می توان دریافت که سازمان روی اصول مذهبی خودش هم اعتقادی نداشته و بیشتر برای فریبکاری و ظاهر سازی بوده است. به اعتقاد من بی مذهب ترین افراد نیز در ماه محرم خصوصاٌ روز تاسوعا و عاشورا خیلی از مسائل مذهبی را رعایت می کنند ولی این مسائل در فرقه رجوی اصلاٌ اهمیتی نداشت و حتی وقتی بعد از سرنگونی صدام دست به ساختن مسجد در اشرف نمودند بخاطر فریبکاری و شیادی بوده که نشان دهند اعتقادی به مذهب دارند ولی در داخل مناسبات خبری از مذهب نبود چون قبل از همه خود رجوی اعتقادی به این مسائل نداشت و در بندهای مختلف انقلاب طلاق هم شاهدش بودیم.

ادامه دارد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.