وحشت بی پایان رجوی ازافشاگری جدا شدگان از فرقه اش

زوایای نا گفته از مناسبات و تشکیلات سازمان مجاهدین خلق

قسمت پایانی گفتگو با خانم فرشته هدایتی از اعضائ شورای رهبری جدا شده از سازمان مجاهدین خلق
جمعبندی کوتاه مجری تلویزیون ایران فردا
وقتی امروز به سرنوشت مجاهدین و سازمان نگاه می کنیم بسیاری جان دادند، بسیاری عمر و آینده خود را از دست دادند، بسیاری هنوز درغفلت هستند و بسیاری امید وار و وفادار، زمانی سازمان مجاهدین خلق جانبازِ شوروی وقت بودند، زمانی آیه های قرآن و نماز، حرف های روزشان بود، بعدها کراوات زدند و در خیابانهای پاریس امضاء جمع می کردند و امروز که رسماَ میزبان آمریکایی ها شده اند، من زمانی می توانستم اسم این کارها را تحول بگذارم که در یک مسیرعقلانی انجام می دادند نه اینکه عطش قدرت باعث می شود که مستمرسمت چپ رو و سمت راست رو حرکت کنند! حرکت را مثل یک راننده بد انجام می دهند.
خانم فرشته هدایتی شما جمعبندی خود را در باره این سازمان بیان کنید .

خانم فرشته هدایتی:
ابتدا یک توضیحی درباره کار کرد آقای رجوی بگویم و بهتراست بجای شناخت از سازمان مجاهدین دنبال شناختنِ آقای رجوی برویم.
ما دنبال روی کردیم و مغزشویی شده ایم، ولی آقای رجوی با هدفِ مشخصی ما را دنبال خود می کشید، ازهمان آغازِ درگیریِ آقای رجوی با آقای خمینی، او بفکر قدرت بود، وی دعوایی جز دعوای قدرت نداشت.
رجوی در داغترین سخنرانی بنام “چه باید کرد” در امجدیه تهران سال 1357 گفتند “وای به روزی که مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ بگوییم” ، در جلسات سخنرانی که با آقای رجوی در قرارگاه اشرف داشتیم وی بارها می گفت خمینی از همه زیرک تر بود، چون او فهمیده بود و می گفت ” پسره می خواهد رهبر بشود “، اینرا هر بار به طنز می گفت. و هربار که من اینرا از رجوی می شنیدم، معتقدم خیلی تو دلش قهقهه می زند و می گوید همینِ، می خواستم رهبر بشوم، و میخواهم رهبر بشوم، آقای رجوی اگر زنده باشد بدنبال قدرت است، و در تمام این سالها بدنبال قدرت بوده است.
رجوی زیر سقفِ “هدف وسیله را توجیه می کند” هر حرکت، هر موضوع و هررابطه ای برای رسیدن به این هدفش را مشروع کرده بود، از تن دادن به جاسوسی برای عراق، از تن دادن به نوکری شوروی، تن دادن به نوکری آمریکا، هر کدام ازاینها بدلیل هدفی بود که دنبالش بود.
الان خودش و آنهایی که درحال حاضرهدف و خط او را پیش می برند تماماَ بدنبال این هستند که رجوی رهبر بشود.
رجوی به اعضاء و هوادارانی که سالیان در قرارگاه اشرف و سازمان بودند حس امام بودن خودش را القاء می کرد.
رجوی که خود را از انظار و پاسخگویی مخفی کرده است مسئول ریختنِ صدها هزار خون انسان می باشد، اگر الان زنده هست و نمی آید پاسخگو باشد بدلیل این است که نمی خواهد پاسخ بدهد، وی باید پاسخ تمام رنج ها وخون ها را بدهد.
رجوی بدنبال قدرت است و تمام بازی های سیاسی اش ازهمین موضوع ناشی می شود که برایش مهم نیست ، چون میخواهد قدرت را پیدا کند، با نوکری آمریکا و شوروی، با نامه نگاری به آقای خمینی، آقایان خامنه ای و رفسنجانی با هرکس.
رجوی پایش را روی شانه های ما گذاشت و بالا رفت، پای خانومش مریم رجوی را روی گردن ما بعنوان رزمندگانش گذاشت که ببریمش به تهران!
سوال: آیا کسانی درتشکیلات مجاهدین در گذشته و یا همچنان هستند که مانند شما عاشق ایران هستند ولی راه دومی برایشان وجود ندارد؟
خانم فرشته هدایتی: من فکرمی کنم بله هستند.
مجری: چرا هنوز مانده اند؟
خانم فرشته هدایتی: دلیلش را نمی توانم بگویم. ولی من فکر می کنم عاقلانه ترین فکر اینست که از سازمان مجاهدین بیرون بیایند. ولی با توجه به آخرین قرارداد بین رزمندگان مجاهدین و رهبری (مسعود رجوی) تا بهمن 1397 مهلت و زمان خواستند و چنین نوید داده شد که اگر رژیم سرنگون شد و مجاهدین به حاکمیت رسیدند که چه بهتر.
این بیان ازاطلاعیه تشکیلات است که بیرونی شده بود وما دیدیم و من این صحبت اطلاعیه را از رابطِ سازمان مجاهدین شنیدم.
بله چنین نویدی از طرف رجوی به رزمندگان باقی مانده در کشور آلبانی و.. داده شده است که در سازمان مانده اند.
رزمنده ای که در سازمان مانده است می گوید 35سال مانده ام خوب یک سال دیگر هم می مانم، تا حداقل مثل فلانی و فلانی ملعون نشوم و فحش نخورم و مارک ضد انقلاب نخورم . اگر چه اشتباه می کنند، زیرا هر کس هر زمانی از سازمان مجاهدین جدا بشود، سازمان مجاهدین این انگ را بهش می زند که خائن شده است.
چرا که وقتی ما از سازمان جداشدیم و بیرون آمدیم، رجوی اعلام کرد چراغ روشن است و میتوانید بروید و من دینم را از گردن شما برداشتم و شما همه آزمایش ها را پس دادید! ولی من نمی دانم وقتی آمدیم بیرون از طرف سازمان به ما انگ بریده و خائن می زنند و اگر خودشان علنی نمی گویند، تمام هوادرانی که نمی دانم این هواداران از کجا در می آیند !!!؟ و از حمایت کدام دبیرخانه سازمان در می آیند!!؟ برای ما فحش و ناسزا می نویسند.
مجری: پیام شما به نسل جوان ناراضی به هر دلیل چیست؟
فرشته هدایتی: من به نسل جوان می گویم خواسته هایتان را خودتان بیان کنید، نگذارید هیچ کس درهیچ زمانی وکیل شما بشود، شما اگر می دانید که چکار می کنید، اگر شما مطمئن هستید به کارتان، همان کار را انجام بدهید. خودتان را هیچ زمانی به هیچ کس نسپارید، من به کارتشکیلاتی و ارگانیزه ایراد نمی گیرم ولی به خودسپاریِ کور یعنی اینکه شخص خودش را به تشکیلاتی بسپارد که نمی داند با وی چکارمی کند!؟ به این ایراد می گیرم و از همه جوانان می خواهم مطلق مسیرِما را نروند و دنباله روی کور کورانه نکنند، مسیر خود سپاری و کور کورانه رفتن جز نیستی و نابودی چیزی در آن نیست. به این توصیه من که حاصل تجربه ده ها سال است شک نکنند.
در آخرمصاحبه خانم فرشته هدایتی ضمن تشکر متقابل درخواست نمود که تلویزیون ایران فردا به دوستان دیگرِ وی که تلاش می کنند حرفهایشان را بزنند، امکان گفتگو و بیان حرفهایشان داده شود.
(مجری به تمام نظرات مختلف و دیدگاه های چپ و راست و … بفرما برای گفتگوداد.)
با تشکر فراوان از خانم فرشته هدایتی
پیاده کردن نوار مصاحبه و تنظیم: زهرا سادات میرباقری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.