پوشش و اشعه «جیم» برای زنان اسیر در فرقه ارتجاع رجوی

نگاهی به جریان سازی آزادی های دروغین در فرقه رجوی

چند روز پیش به صورت ناخواسته با نوشتاری منتسب به خانم سروناز چیت ساز از اعضای ارشد شورای خودساخته مسعود رجوی در خصوص حجاب خواهران مجاهد! در مناسبات فرقه رجوی مواجه شدم.
وی ضمن داستان سرایی و تشریح دیدگاه های سکولار سازمان در خصوص آزادی های متعارف اجتماعی، انتخاب حجاب از سوی زنان تشکیلات را امری به اختیار عنوان نموده و این حرکت را آنتی تز! سایردیدگاههای به زعم خود ارتجاعی برخواندند.
شاید کمی بهتر باشد به بررسی مصادیق واقعی این حرفهای بی ریشه برگردیم. واقعیت این هست در قرارگاه و پادگان اشرف پوشش زنان تشکیلات فقط در لباس نظامی خلاصه می شد. آنهم در دو رنگ خاکی و سبز. البته زنان مسئول و ارشد شورای رهبری که شامل ۲۰ نفر بودند از لباس نظامی به رنگ های سرمه ای و سیاه نیز استفاده می نمودند. و هکذا فقط روسری در دونوع سبز و قرمز برای زنان تعریف شده بود. آنها نه لباس شخصی در اختیار داشتند و نه حق استفاده از آن. زنان تشکیلات فاقد لوازم آرایش بوده و بجرات می توانم بگویم در منطقه جغرافیایی گرم و خشک پادگان اشرف امکان دسترسی به انواع کرم های نگهدارنده پوست مثل کرم ضد آفتاب را هم نداشتند یعنی نه مغازه ای بود و نه فروشنده ای.
با این اوصاف استفاده از روسری سبز از همان بدو ورود زنان در واحدهای پذیرش سازمان، اجباری بود و همه زنان حاضر در پادگان به رعایت صددرصد آن ملزم بودند. بقول فهیمه اروانی از مسئولین ارشد تشکیلات «روسری و حجاب مرز سرخ خواهران در مناسبات هست و شوخی برسر آن با هیچکسی نداریم ». البته آزادی های اجتماعی تصنعی!
اما برای همان بیست نفر مسئولین ارشد در مراسمات برگزارشده داخل تشکیلات بنوعی تمسخرآمیز موجود بود آنها به ندرت و بصورت غیر هماهنگ از ماتیک صورتی و کم رنگ برای خود می توانستند استفاده نمایند. پس هم لوازم و حقوق اولیه فردی برای زنان موجود نبود و هم به راستی تبعیض و اقدام گزینشی در خودآرایی وجود داشت. بعد از سرنگونی صدام حسین به یکباره چهره و صورت های مرد نما و چروکیده و غم زده و قهوه ای و سوخته زنان در سرزمین عراق برای مردم بیرون از پادگان اشرف رسانه ای شد. حجاب اجباری حتی در مکانهایی که فقط زنان در آنجا حضور داشتند نیز حاکم بود. وقتی مسئولین فرقه رجوی در این رابطه با شگفتی و تناقضات زنان روبرو می شدند که: چرا زنان در یک نشست تشکیلاتی کاملاً زنانه و یا در سالن غذاخوری خودشان که هیچ مردی در آن تردد نمی کند باید روسری سر کنند و حجاب اجباری داشته باشند؟ مسئولین فرقه با استناد به صحبت ها و فرامین مریم رجوی می گفتند: روسری فرم رسمی سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش! است و زنان ملزم به پوشیدن روسری حتی در مکانهایی که مردان حضور ندارند هستند.
زمانیکه زنان تشکیلات از حق استفاده از تلفن و تماس با خانواده های خود و یا امکان دسترسی به رسانه های آزاد و یا حضور در مجامع اجتماعی و شهری، چه در عراق و چه در کشور آلبانی برخوردار نبودند و نیستند، می توان به آزادی به اختیار و ادعایی تشکیلات فلاکت زده مسعود رجوی باور داشت؟
زنانی که به نوبت زیر تیغ جراحی و خارج شدن رحم هایشان پیرو دستور تشکیلاتی مریم رجوی هدایت شدند، و از سوی رهبری سازمان فرزندان نوزاد و خردسال آنها به زور طی سالهای ۶۸ تا ۷۰ از آنها گرفته شده و با استقرار در پایگاههای فرقه مجاهدین در کشورهای اروپایی جهت گدایی مالی در خیابانهای آن کشورها مورد بهربرداری سیتماتیک و استثماری قرارگرفتند.
آیا می شود در یک بستر ارگانیک این اتفاقات بسیار زشت انسانی و فکری فرقه رجوی را در کنارادعاهای واهی مریم رجوی چید؟ آیا با لحاظ داده شدن این مولفه های سیاه و تاریک عقیدتی آنها، جایی برای آزادی حجاب زنان تشکیلات رجوی می توان پیدا نمود؟ البته اغلب زنان با نافرمانی های خفیف مدنی، اعتراضات نسبی خود را به این اجبارات انجام می دادند مثلا به هرنحوی شلوارهای تنگ تری می پوشیدند و یا در مراسمات داخل تشکیلات سعی داشتند حتی با توسل به انواع کرم های صورت و بی نشان و ارزان قیمت عراقی، قیافه وررفته خود را بیارایند و حفظ کنند.
آنان درحل این تناقضات مربوطه، بیشترین فشار را بر تارمویی کردن! ابروهای خود وارد می کردند. شاید یادآوری این حرفها ابتدا خنده آور و بعدا تعجب آور باشد ولیکن این چهره و رفتار و برخورد واقعی تشکیلات منتسب به مریم رجوی هست که اینگونه سرنوشت فلک زده زنان حاضر را قبلا بنوعی در قرارگاه اشرف و هم اکنون در سیرتی دیگر در پایگاه اشرف ۳ در کشور آلبانی رقم می زند. آنچه مسلم هست رعایت الزامات پوشش تعریف شده در مناسبات تشکیلاتی برای زنان حتمی بود ودر غیر اینصورت فرد با انواع انگ ها همچون «اشعه جیم از خود بروز می دی» و یا «بحث دوران برات حل نشده» و یا «افکار لیبرالیستی تو درمان نشده » روبرو و بازخواست می شد که به شکل برخورد سنگین در جلسات مغزشویی و سرکوب موسوم به «عملیات جاری» وبعدا سوژه شدن در لایه های متفاوت و با تعداد بیشتر افراد تشکیلاتی و نهایتا حاضر و سوژه شدن در جلسات موسوم به «دیگ» این مراتب سرکوب و شکنجه روحی و حتی فیزیکی و جسمی ادامه پیدا می کرد. ادعاهای واهی و دور از واقعیت مریم رجوی در پلاتفرم ده ماده ای، همه اظهارات کذب مطابق افشاگری اعضای زن فرارکرده و جداشده از تشکیلات ارزیابی شده و بی شک فریبی غیر قابل باور می تواند تلقی شود.
مصطفی آزاد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.