پاسخ خانواده ها به گزارش اخیر عفو بین الملل

خانواده های قربانیان سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) گزارش عفو بین الملل را به دلیل نپرداختن به نقض فاحش حقوق بشر در آلبانی رد می کنند.
در روزهای پایانی سال 2018، عفو بین الملل Amnesty International گزارشی در خصوص وقایع تابستان سال 1988 میلادی در ایران در 140 صفحه منتشر کرد.
در این خصوص انجمن نجات، از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده، پاسخی برای دبیر کل این ارگان به تاریخ 17 دسامبر ایمیل نمود که البته هنوز پاسخی دریافت نشده است.

متن نامه به شرح زیر است:
دبیر کل عفو بین الملل آقای کومی نایدو Kumi Naidoo
عفو بین الملل – انگلستان
مرکز فعالیت های حقوق بشر – لندن
ما به عنوان خانواده های اعضای مجاهدین خلق برای شما نامه می نویسیم. ما مایل نیستیم در خصوص وقایع سال 1988 که در گزارش شما به آن پرداخته شده اظهار نظر نماییم اما می خواهیم سؤال کنیم که آیا در یک گروه فعال حقوق بشری رسم بر این است که در خصوص وقایع تاریخی به تحقیق پرداخته و در 140 صفحه گزارش تهیه نماید. عفو بین الملل انتظار دارد از تهیه این گزارش به چه دستاوردی برسد؟
ما این گزارش را جدا ناقص یافته و به دلایل زیر فاقد اعتبار می دانیم:
یک جستجوی اینترنتی نشان می دهد که تمامی سازمان های غربی، از قبیل وزارت خارجه آمریکا و ملل متحد و رسانه ها، سازمان مجاهدین خلق را با علائم اختصاری MEK یا MKO معرفی می نمایند. این گزارش در سرتاسر آن از علائم اختصاری PMOI استفاده می نماید، که همیشه و فقط توسط خود مجاهدین خلق بکار برده می شود. بعد از مطالعه این گزارش لازم است بپرسیم که چه کسی آنرا نوشته و نویسنده چه ارتباطی با مجاهدین خلق و با مریم رجوی داشته است.
در صفحه 7 این گزارش گفته شده است:
“تحقیقات عفو بین الملل، که از سپتامبر 2017 تا نوامبر 2018 بطول انجامید، بر اساس تحلیل های شهادت 41 نجات یافته، 53 خانواده قربانیان، 11 زندانی سابق، و 10 شاهد دیگر از 28 شهر در سراسر ایران، به صورت مستقیم یا از طریق عدالت برای ایران Justice4Iran که یک سازمان حقوق بشری ایرانی است بدست آمده است”.
شادی صدر از سازمان “عدالت برای ایران” در رأس چندین سازمان حامی نومحافظه کاران ضد ایرانی قرار دارد. او مدام به آلبانی و پاریس برای ارتباط با مجاهدین خلق و مریم رجوی سفر می کند. او مقالاتی در حمایت از مجاهدین خلق نوشته و موضع حمایتی در قبال این سازمان دارد. او هیچ اعتباری به هیچ عنوان در میان جوامع گسترده ایرانی ندارد.
گزارش ادعا می کند که شهادت هایی از اعضای مجاهدین خلق در آلبانی دریافت کرده است. افرادی که در آلبانی هستند دارای مدارک شناسایی نیستند، اجازه کار یا مدارکی برای سفر ندارند. آنان به عنوان پناهنده در آلبانی ثبت نشده اند. حتی زمانی که آنان توسط کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR در عراق ثبت نام شدند از اسامی جعلی استفاده کرده و گذرنامه دیگران را قرض گرفتند. بنابراین، برای عفو بین الملل امکانپذیر نیست که هویت افرادی که صحبت کرده اند را با دقت و به روشنی مشخص نماید.
همچنین، یک واقعیت وجود دارد و آن اینکه اعضای مجاهدین خلق در حال حاضر اطلاعات خود در قبال وقایع 1988 را صرفا از نوشته های سازمان دریافت کرده اند. سازمان مجاهدین خلق اعضا را مغزشویی کرده و طی این سالیان تصویر خود را به عنوان واقعیت در ذهنشان کاشته است. آنان شاهدان قابل اتکایی نیستند.
ده ها خانواده ایرانی در اروپا و شمال آمریکا زندگی می کنند که عزیزان خود را در وقایع 1988 از دست داده اند. این گزارش توهینی به دیگر خانواده های اعدام شدگان که در حال حاضر مقیم داخل یا خارج از ایران می باشند است که حامی مجاهدین خلق نیستند، که در طرف صدام حسین یا نیروهای ضد ایرانی سعودی/اسرائیلی قرار نگرفتند. چرا عفو بین الملل حتی با یکی از این افراد مصاحبه نکرده است؟ آنان هم خانواده های قربانیان مجاهدین خلق هستند، ولی خائن نیستند.
در صفحه اول، عفو بین الملل ادعا می کند که “مستقل از هر دولت، ایدئولوژی سیاسی، منافع اقتصادی یا مذهبی است و عمدتا توسط حق عضویت یا کمک های مردمی حمایت مالی می شود”.
بعد از سقوط صدام حسین وقتی امکان تحقیق حول شرایط اعضای مجاهدین خلق در عراق بوجود آمد، عفو بین الملل حتی یک کلام به غیر از تمجید از مجاهدین خلق به عنوان یک گروه حامی “حقوق بشر” نگفت. در سال 2005، دیدبان حقوق بشر Human Rights Watch گزارشی در محکومیت نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق علیه اعضای خودش منتشر کرد. در سال 2009 مؤسسه رندRAND Corporation مطالعاتی عمیق در خصوص مجاهدین خلق انجام داد و نقض حقوق بشر فرقه ای این سازمان را برملا نمود. تنها در سال جاری، به دنبال گزارشات کوبنده ای از جانب رسانه های آلبانی در خصوص سوء استفاده ها و رفتار خطرناک سازمان مجاهدین خلق در آلبانی، رسانه های مختلف غربی گزارشات تحقیقی بیرون داده و در خصوص این سازمان نوشتند. تمامی این گزارشات از نقض جدی حقوق بشر علیه اعضا سخن به میان آوردند.
به عنوان خانواده های اعضای مجاهدین خلق ما خشمگین و متعجب هستیم که چگونه شادی صدر می تواند به اردوگاه اشرف 3 در مانز Manez برود، ولی هیچ یک از ما خانواده ها اجازه دیدار با عزیزان خود در آنجا را نداریم. ما دو دهه است که برای حق ارتباط با عزیزان خود در داخل سازمان مجاهدین خلق مبارزه می کنیم. حتی زندانیان در زندان های با امنیت بالا در ایران دارای این حق می باشند.
رها بحرینی از “عفو بین الملل” و شادی صدر از “عدالت برای ایران” تلاش کرده اند تا سازمان مجاهدین خلق را یک اپوزیسیون دموکراتیک صلح طلب نشان دهند. این دروغ است.
اعضای مجاهدین خلق منزوی بوده و در شرایط برده داری نوین تحت اعمال مغزشویی نگاه داشته می شوند. ظاهرا عفو بین الملل معنی این حرف ها را نمی فهمد. در غیر این صورت، چرا عفو بین الملل در خصوص سوء استفاده های اخیر سازمان مجاهدین خلق سخن نمی گوید؟ چرا عفو بین الملل در هیچ کجا اشاره ای به قتل اعضا توسط خود سازمان – مسعود دلیلی در عراق و در سال جاری مالک شراعی در آلبانی به عنوان نمونه – نمی نماید؟
گزارش شما مدام به حق قربانیان و خانواده های آنان اشاره دارد که مایل به تحقیق حول نقض حقوق بشر و احقاق خسارات وارده می باشند. این گزارش در حالیکه اعضای مجاهدین خلق را قربانیان سال 1988 معرفی می کند، قربانیان نقض حقوق بشر در داخل سازمان را در سی سال گذشته نادیده گرفته است. این گزارش حتی اشاره ای به آنچه در خلال عملیات “فروغ جاویدان” در سال 1988 گذشت که مریم رجوی و شوهرش مسعود بین 2 تا 3 هزار نفر – اغلب غیر نظامی – را به ورطه مرگ در یک نبرد نظامی بیهوده برای اشغال ایران فرستادند نمی نماید. این بروشنی یک جنایت جنگی است.
این امتناع در بیان جنایات و سوء استفاده های مجاهدین خلق در گزارش تهیه شده – که البته ما تنها می توانید آنرا عمدی بدانیم – آنرا بی معنی می سازد. تنها استفاده آن می تواند برای سازمان مجاهدین خلق باشد که وجهه خود را سفید نمایی کند و توجهات را از کنترل و سرکوب اعضای خود در آلبانی منحرف نماید.
اگر عفو بین الملل واقعا به مبارزه برای حقوق بشر هر فرد اعتقاد دارد، ما خانواده ها درخواست های زیر را مطرح می نماییم:
اینکه عفو بین الملل بر دولت آلبانی فشار بگذارد تا مطمئن شود که تمامی کسانی که مایل به جداشدن از اردوگاه مجاهدین خلق هستند قادر به این کار باشند.
اینکه مطمئن شود که دولت آلبانی ویزای ورود و مجوز در داخل آلبانی برای خانواده ها جهت دیدار با عزیزانشان صادر نماید.
اینکه به اعضا و اعضای سابق مجاهدین خلق مدارک هویتی و اجازه کار بدهد تا آنها بتوانند به صورت مستقل زندگی نمایند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.