فرقه رجوی بود و نبود خود را در جنگ ایران و آمریکا می بیند

رجوی یکی از نوکرهای دون پایه آمریکا است که از هر جنایتی علیه مردم ایران از آمریکا حمایت می کند و هیچگونه شرم و حیایی در این رابطه ندارد. از روزی که ترامپ فشار بیشتری روی مردم ایران آورده هر روز در سایت های اینترنتی و در تلویزیون خود بر طبل جنگ میکوبد شاید که پول بیشتری از آمریکا دریافت بکند.
بعد از آتش بس جنگ ایران و عراق تا مدتی همه چیز در آرامش سپری می شد تا اینکه صدام حسین فیلش هوای هندوستان کرد و راه کویت در پیش گرفت در سال ۱۳۶۹ تحلیل رجوی این بود که آمریکا و شیوخ منطقه سید الرئیس را زیر فشار قرار دادند و او را داشتند خفه میکردند و او مجبور به حمله به کویت شد تحلیل این بود که مقصر کویت و آمریکا و دیگران بودند.
بعد از جنگ خلیج فارس فرقه رجوی عراق مجروح و شکست خورده را می خواست یک بار دیگر بیا زماید که آیا توان جنگی دارد یا نه به همین دلیل در مرزهای ایران و عراق شروع به جنگ افروزی کرد شاید که شعله جنگ بین ایران و عراق را شعله ور بکند. هر تعرضی را با نام مشخص شروع و تمام می کرد ولی در نهایت به جایی نمی رسید، چون عراق ضعیف تر از آن بود که خودش را درگیر جنگ کند. به سال ۱۳۷۹ رسیدیم باز عملیات داخله را تشدید کرد با همه هزینه‌ آن که جان انسانها بود شروع به خمپاره زنی در شهرها نمود تا شاید جنگ را شعله ور کند ولی با واکنش ایران مواجه شد ولی عراق دست از پا خطا نکرد فقط در حد یک اطلاعیه اکتفا کرد.
رجوی همیشه حسرت این را می خورد که ما تا نقطه جنگ پیش رفتیم ولی سیدالرئیس دل جنگ را نداشت و به این ترتیب حسرت شعله ور کردن جنگ به دل رجوی ماند.
بعد از اشغال عراق توسط آمریکا رجوی خط دیگری را برگزید حرکت موازی با آمریکا و شروع به همکاری با آمریکا کرد و همه تاسیسات هسته‌ای ایران را افشا کرد شاید که آمریکا این فرقه را به عنوان آلترناتیو قبول کند ولی هر بار فقط در حد یک گروه ایرانی از او یاد می کرد.
بعد از اشغال عراق رجوی خوش خیال فکر می کرد بعد از عراق نوبت ایران خواهد بود به همین دلیل گرای همه سایتهای نظامی و امنیتی و اقتصادی ایران را با جزئیات کامل به آمریکا داده بود ولی وزارت خارجه آمریکا آن را رد کرد و کلا حمله به ایران منتفی شد و یک بار دیگر رجوی در حسرت جرقه و جنگ ناکام ماند و در هر نشست صوتی یا نوشتاری همین بحثها را می کرد که حیف شد آمریکا قبول نکرد ، ولی آیا فرقه مگر دست از خوش خدمتی بر می داشت نه سر بزنگا و در اوج مذاکرات برای برهم زدن آن دست به خودکشی سیاسی می زد و چیزی را افشا می کرد شاید که اسمی از او بیاورند ولی باز در حسرت به رسمیت شناختن او عمر می گذراند و مستمر گله مند بودند که همه در مماشات با ایران هستند بخصوص آمریکا.
رسیدیم تا دوره روی کار آمدن دولت ترامپ رجوی خیلی خوش و سرمست شده بود و می گفت دیگر به تعادل قبل بر نمی گردیم و از این بابت که یک جنگ طلب سر کار آمده خوشحال بود.
رجوی از روی کار آمدن دولت ترامپ چه چیزی را جستجو می کرد ؟
رجوی که خود را انقلابی ترین و مستقل ترین فرد و گروه در دنیا می دانست و همیشه می گفت ما با سیاست روز زاویه داریم و تا به حال تن ما به تن اینها نخورده و سیاست روز فقط کلک و شارلاتان بازی است و با ما همخوانی ندارد ، ولی وقتی کفگیر او به ته دیگ خورد شاهد آن هستیم و به چشم میبینیم که چطور دست به دامان آمریکا شده و تماما سیمای آزادی رجوی شبانه روزی بر طبل جنگ می کوبد ، اگر تمامی اخبار را گوش و دنبال کنیم حتی ترامپ جنگ طلب هم از جنگ حرف نمی زند چون منافعی ندارد ولی فرقه رجوی بود و نبود خود را در جنگ ایران و آمریکا می بیند.
چرا رجوی که اینقدر ادعای داشتن نیرو و پشتیبان در ایران دارد و کانون های شورشی و به قول خودش سرباز صفر! به این شکل آویزان آمریکا و اسرائیل و عربستانی ها شده؟
از آنجایی که رجوی خوب می داند که هیج پایگاهی در ایران ندارد و رسیدن به قدرت امکان پذیر نیست لذا مجبور است که دست به دامان آمریکا بشود ولی این کار محقق نخواهد شد.
رجوی و پای منبر نشینان در این روزهای پر طلاطم هر روز نشسته و کیسه‌ها برای خود می دوزند و نشست پشت نشست که زمان سرنگونی نزدیک است ، حتما که یک زمانبندی دیگری را برای افراد نگون بخت مقرر می کنند!
احمد خاکی

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا