مراسم افطاری خانواده ها و دعا برای رهایی عزیزانشان – قسمت پایانی

آقای عبدالله افغان در رابطه با صحبت های آقای خزایی عنوان داشت ماهیت رجوی و مناسباتش روی فریبکاری سوار شده است و اگر غیر از این باشد تاکنون تشکیلات رجوی صد پاره شده بود. به همین دلیل است که اجازه نمی دهد ملاقاتی صورت گیرد و اکنون هم وقتی به اشرف سه رفتند حاضر نیستند در کشور آلبانی ملاقاتی صورت گیرد چون می داند که یک ملاقات مساوی است با جدا شدن فرد و به همین دلیل است که مریم قجر هر چند ماه در اشرف سه حضور یافته تا با کله پزی و سانسور خبری و روحیه دادن با اخبار دروغ نفراتش را در مناسبات نگهدارد.
در مناسبات من شاهد بودم وقتی خانواده ام برای ملاقات به اشرف آمده بودند ما را توجیه کردند که زیاد با خانواده خود گرم نگیریم و وقتی آنان را دیدید به صورت شان تف انداخته و از آنان بخواهید که دیگر به اشرف نیایند ما خودمان چند ماه دیگر به ایران خواهیم رفت!!!. البته باید به این نکته اشاره کنم که حتی اگر ملاقاتی انجام می گرفت چند نفر به عنوان خبرچین در کنار نفر ملاقات کننده حضور می یافتند تا مبادا آنان گرم بگیرند و یا اینکه نفرات را به اشراف برسانند که سازمانی که در آن حضور دارند همیشه به آنان دروغ می گوید و از وضعیت مناسب داخل کشور و وضعیت خوب خانواده حرف بزند. چون ما شاهد بودیم که وقتی سری اول خانواده ها وارد قرارگاه شدند ریزش بسیار زیادی شروع شد و دیگر رجوی کاری نمی توانست انجام دهد و به همین خاطر بعد ازجمع بندی به این نتیجه رسید که باید خانواده را کانون فساد بنامد و هر کسی که به کنار سیاج اشرف آمده باید مهره اطلاعات ایران نامیده شده و در نهایت باید با فحش و ناسزا گفتن و زدن سنگ آنان را از آمدن منصرف نمود.

 width=آقای مهدی رمضانی که خواهرش مریم رمضانی سالیان طولانی است اسیر سیستم مغزشویی رجوی می باشد عنوان داشت حرفهای آقای عبدالله افغان درست است چون می توان دریافت همه خانواده هایی که به اشرف رفتند یک حرف را تکرار می کنند و آن هم کینه حیوانی رجوی نسبت به خانواده می باشد چرا او باید زن و خانواده داشته باشد و دیگران باید زنان خود را طلاق داده و فرزندان شان هم در کشورهای اروپایی معلوم نیست چه وضعیتی دارند ؟ آیا اگر روزی خانواده رجوی به کنار سیاج اشرف می آمدند، او به پدر و مادر پیرش فحش و ناسزا می گفت یا با سنگ به او حمله می کرد؟ البته با توجه به شناختی که از رجوی داریم این کارها را حتماٌ انجام می داد چون برای رجوی تنها چیزی که مهم است زندگی حیوانی اوست تا به زن بارگی ادامه دهد.
آقای رمضانی در ادامه به نمونه ای اشاره نمود که چگونه یکی از دوستانش برای ملاقات با برادرش به اشرف رفته بود وقتی از پشت سیاج متوجه برادرش می شود و او را به اسم صدا می زند ولی برادرش ، وی را پشت سیاج می بیند او را زیر رگبار فحش و ناسزا گرفته و از او می خواهد که دیگر به قرارگاه اشرف و برای دیدار با او نیاید. برادرش که پشت سیاج بود عنوان داشت ابتدا از این برخورد شوکه شدم از اینکه برادرم را پاره تن خود می دانم این گونه مرا مورد بدنامی و فحش و ناسزا قرار می دهد. در همانجا فرد مورد نظر کاملاٌ بهم ریخت و عنوان داشت این چه سازمانی است که این گونه با شستشوی مغزی افراد را علیه همدیگر می شوراند. برای من در آنجا کاملا ٌ روشن شد که خواهرم مریم رمضانی گرفتار چه فرقه مخوفی شده است و برای او چقدر سخت خواهد بود که بتواند از مناسبات جهنمی رجوی کنده شود.
در این باره مسئول انجمن عنوان داشت این تازه نمونه کوچکی از مناسبات فرقه ای رجوی است. اگر کسی در مناسبات حضور می داشت می توانست به خوبی به عملکرد فرقه گرایانه رجوی پی ببرد. رجوی زن باره تا توانست مناسباتش را روی دروغ و ریا کاری و فریبکاری سوار نموده بود.
اکنون در ماه مبارک رمضان هستیم ولی باور کنید رجوی اعتقادی به اسلام و اصول و شعائر آن ندارد چون شاهد بودیم که چگونه مسئولین سازمان با هر بهانه ای سعی می کردند از زیر اصول و ارزشهای گفته شده در مناسبات فرار کنند در یک نمونه خیلی از مسئولین نماز نمی خواندند وخیلی از آنان روزه نمی گرفتند و تا می توانستند به دیگران فشار وارد می کردند که نماز بخوانید و روزه بگیرید.
رجوی ادعای مسلمانی داشت ولی کوچکترین مسائل آن که همان احترام گذاشتن به پدر و مادر بوده را رعایت نمی کرد. او حتی خانواده ها را از هم دیگر جدا نمود تا دیگر کودکی در مناسباتش به دنیا نیاید.
آقای خزایی در ادامه سئوال نمود که آیا می توان به کشور آلبانی برای ملاقات رفت یا خیر ؟ در این باره مسئول انجمن توضیح داد که اکنون شرایطش فراهم نیست چون کشور آلبانی کشوری است که کاملاٌ در اختیار اسرائیل و آمریکا است و به همین خاطر نیروهای سازمان را به آنجا بردند تا بتوانند کنترل شان کنند و کسی مزاحم شان نباشد و از طرف دیگر با لابی هایی که سران سازمان در غرب دارند و با توجه به تبلیغات افسار گسیخته فرقه رجوی در مورد مخدوش کردن چهره ایران در مجامع بین المللی در راستای اهداف غرب گام بر می دارند. از طرف دیگر با رشوه دادن به مسئولین آن کشور و اعلام حمایت آنان از سازمان اکنون اشرف سه را به اشرفی دیگر مانند عراق تبدیل نمودند تا کسی نتواند از مناسبات شان جدا بشود و از طرف دیگر به خاطر سانسور خبری عملاٌ نیروهای سازمان به هیچ گونه اخباری دسترسی ندارند و به همین خاطر است که برای نفرات مسئله دار در مناسبات سازمان سخت است که بتوانند تصمیم گیری نموده و زندگی جدیدی را آغاز نمایند.
بعد از نشست و صرف افطاری خانواده ها نیز به صحبت هایشان ادامه دادند و فضای بسیار خوبی به وجود آمده بود و هر کسی از خاطراتی که به اشرف رفته بود را بیان می کرد و اینکه رجوی چگونه با شیادی و فریبکاری نفرات شان را فریب داده است صحبت شد.
در انتها همه خانواده ها بیان نمودند که در راستای آزادی همه اسیران گرفتار در مناسبات فرقه ای رجوی حاضر به هر گونه همکاری با دفتر انجمن نجات استان هستند تا بساط فریبکاری و مناسبات جهنمی رجوی برچیده شود و هم نظر بودند که رجوی در ایران جایی نداشته و مورد تنفر مردم ایران هستند حال هر چقدر رجوی و زن سومش یعنی مریم قجر می خواهد اندر باب حمایت کشکی مردم ایران از وی روده درازی کند.
از آنجایی که صحبت های خانواده ها بسیار گرم و شیرین بود و فضای خوبی هم بین آنان و جدا شدگان برقرار شده بود متوجه گذشت زمان نشدیم و این قول را به آنان دادیم که حتماٌ آنان را دو باره ملاقات کنیم.
اکنون خانواده ها در پیوند با همدیگر می توانند برای نابودی رجوی ها و آزادی عزیزان شان کمک کنند و این کار یعنی نقطه پایانی بر تشکیلات مخوف رجوی که دیگر به پایان یافتن آن زمانی نمانده می باشد. در انتها همه خانواده ها برای عزیزان گرفتار خود و بقیه دوستان شان دعا نمودند که رجوی و سازمان تروریستی اش نابود شده تا نسلی دیگر به قربانگاه شیادانی مانند رجوی نشوند. پایان

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.