امریکایی ها تانک ها را زدند

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت سی و چهارم

نیروهای کرد عراقی آن شب از خیر حمله به ما گذشتند ، اما آمریکائی ها تانک ها را زدند …
شب از نیمه گذشت و همه نفرات در سنگرهای چند نفره آماده نبرد با مهاجمین کرد عراقی و نیروهای پشتیبان آنان شدیم ! دیگر همه قانع شده بودیم که دقایق و ساعات آخر زندگی مبارزاتی؟! خود را سپری می کنیم . سکوت بی سیمی مطلق برقراربود . کامیون های آیفا را که مملو از انواع مهمات بود از یگان ها دور کرده و در محلی دورتر کنار یک شیب کوه تند استتار نمودیم و بدون نگهبان همه را رها کردیم تا درصورت بمباران و حملات آرپی جی ، تلفات کمتری بدهیم . تیربارهای بی کی سی هر کدام با خشاب های 250 یا 200 تائی و خشاب های زاپاس ، در سنگرهای جلوتر چیده شده و به سرعت ، با کیسه های شن سنگرهای نسبتا مناسبی کنار آنها ساخته شد.
در چندین نقطه هم مهمات سبک و نیمه سنگین را پخش کردیم تا برای نبرد احتمالی ، بهترین پراکندگی مهمات را داشته باشیم . آن شب لعنتی ، همه چیز را برای خود تمام شده می دیدیم .
در آن لحظات ، تک تک خاطراتم با خانواده در ایران را ، مرور می کردم . آرامش خاصی درسیمای کاک اسد وجود داشت ، اما دیگران پرآشوب به نظر می رسیدند ! آخر قرارنبود همه ما در نبرد با یک دشمن دیگر که روزگاری مسعود رجوی ، آنها را قتل عام کرده بود و دشمن تراشی کرده بود ، جان خود را ازدست بدهیم ! ترجیح می دادیم در خاک ایران کشته شویم تا در صورت شکست ، طبق گفته های مسعود ، نسل های دیگر راه ما را ادامه بدهند ! اما اکنون در یک گوشه عراق قرار بود به دست کسانی که برای آزادی کشورشان می جنگند ، کشته شویم . معنی این درگیری را نمی فهمیدیم ! آیا ما اشغالگرانی بودیم که در کشور آنان مزاحم تلقی می شدیم ؟ هویت واقعی ما در این جنگ احتمالی با اکراد عراقی مشخص نبود !
اکثر بچه ها در سنگرها چرت می زدند ، تاریکی مطلق هم اجازه نمی داد تا منطقه را بخوبی تحت نظر داشته باشیم . هر لحظه ممکن بودم مورد شبیخون واقع شویم .
کم کم کیسه خوابها به دستور کاک اسد پهن شد و اکثر بچه ها و از جمله خود من خوابیدم ، یک لوح نگهبانی هم نوشته شد تا به نوبت نگهبان ها عوض شوند.
برای نماز صبح بیدارباش زدند ، ماهم بیدار شده و با تعجب دیدیم که هیچ حمله ای نشده و همه زنده هستیم . صبح خبر رسید که کردها چند کیلومتر بالاتر در منطقه قره تپه که قبلا ما مستفر بودیم ، اردو زدند و فعلا قصد درگیری با ما را ندارند .
از فردا یگان های باقیمانده ارتش ، به سمت مرز ایران و منطقه امام ویس حرکت کردند ، کاک اسد و سلسله فرماندهی متصل به او هم در امر جابجائی یگان های نظامی ، اوضاع را تحت کنترل داشتند. فردای آنروز سه تانک چیفتن در منطقه بین پل صدور و امام ویس وسط جاده آسفالت توسط هواپیماهای آمریکائی مورد هدف قرار گرفتند . من و کاک اسد هم بلافاصله به سمت منطقه مورد هدف حرکت کردیم. وقتی به محل مورد نظر رسیدیم خدمه ای وجود نداشت ، کنده های درخت های بسته شده به قسمت عقب تانک ها که برای ” استخراجات ” قرار بود استفاده شود در حال سوختن بود و دودسیاهی به هوا بلند بود . مهمات داخل تانک ها ، به تدریج که گرم می شد منفجر می شدند . جعبه فشنگ های سبک هم که درجعبه های بیرونی تانک های چیفتن قرار داده شده بود مدام منفجر شده و به هر سمتی شلیک می شدند . سطح آسفالت تا حدود 200 متر مملو بود از ترکش های فلزی و تکه پاره های آهنی !
دو جوان عراقی را دیدم که برای سرقت اشیاء داخل تانک ها وارد یکی از تانک ها شدند ! بدون هماهنگی با کاک اسد ، با شلیک های ممتد هوائی به سمت آنها حمله کردم . آن دو جوان هم که یک کلاش سوخته تاشو و یک دوربین به دست داشتند سراسیمه از داخل تانک به بیرون پریدند ، هر دو کلاش دیگری به دست داشتند ، اما از صدای رگبارهای من حسابی خود راباخته بودند ، به عربی دست و پا شکسته ، فقط فریاد می زدم ، خودم هم الان به یاد ندارم ، چه جملاتی را می گفتم ، فقط به آنها فهماندم که کلاش سوخته ما را به زمین انداخته و دور شوند ! با چند رگبار کوتاه هم آنان را تا دور شدن کامل از صحنه بدرقه کردم.
به دنبال جنازه های سوخته و احتمالی خدمه تانک های چیفتن بودم که دیدم حسین مدنی و چندنفر دیگر از پشت یک خاکریز بیرون آمده وبا خوشحالی به سمت ما آمدند ، خوشبختانه همه بچه ها و خدمه تانک ها سالم بودند اما حسابی ترسیده بودند ، گویا هواپیمای مهاجم ابتدا از ارتفاع پائین بالای زرهی ها شیرجه رفته بود و در مرتبه دوم که خدمه پیاده شده و سنگر گرفته بودند هر سه تانک را از قسمت موتور آنها مورد هدف قرار داده بود تا تانک ها زمین گیر شوند ، هر سه تانک قسمت برجک شان تقریبا سالم بود .
هماهنگی های لازم را برای استقرار یک اکیپ در محل تانک ها انجام داده و پس از رسیدن اکیپ ها ، به سمت منطقه مرزی امام ویس حرکت کردیم …
ادامه دارد …
محمدرضا مبین ، کارشناس ارشد عمران ، سازه

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.