مریم رجوی خواهان یک روز تجمع در ایران شد!

اخیرا مریم رجوی مدعی شده است که: “رژیم و اونایی که در جبهه رژیم قرار دارند می گویند و تکرار می کنند که این مقاومت در داخل ایران پایگاهی ندارد و ما می گوییم و تکرار می کنیم اگر راست می گویید بگذارید ما یک روز و فقط یک روز در سراسر ایران تجمع و تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشیم البته این را نگذاشته و باز هم نخواهد گذاشت زیرا این رژیم خوب می دونه که اگر چنین اجازه ای را بدهد به سرعت برق و باد جارو می شود”.
برای همه کسانی که این ادعاها را در دهه شصت شنیده اند به درستی می دانند که سازمان و سایر سازمان ها فرصت های فراوانی برای عرض اندام داشته اند و راهپیمایی های مسلحانه آنان را نیز به یاد دارند اما جز خود اعضا و هواداران آنان کسی به صف آنان نپیوسته است و تحلیل هایی از این دست بارها توسط مسعود و مریم در مقاطع مختلف ارائه شده است که هیچ یک محقق نشده است.
و بارها و بارها با فراخوان های متعددی به مناسبت های مختلف در دهه های گذشته و سال ها و ماههای اخیر سعی در به میدان کشیدن مردم داشته اند. اما از این فراخوانها طرفی نبسته است و عملا این ادعا به اثبات رسیده است که به اصطلاح مقاومت در ایران پایگاهی ندارد و حتی در اندک نارضایتی های صنفی مردم نیز که هواداران سازمان با دادن شعارهایی در صدد هم صدایی مردم با خود بوده اند هیچ اقبالی نداشته اند و این حاکی از عمق بی توجهی مردم به سازمان است و موج نفرت در عدم همراهی مردم با سازمان کاملا آشکار است. موجی که بارها سازمان را درنوردیده و به اعماق عزلت رانده است!
اما ادعای مریم و مسعود همچنان باقی است و با این امید که از احساس جوانانی که با گذشته آنان آشنا نیستند شاید بتوانند بهره برداری کنند و همچنین سعی دارند کورسوی امید را در اعضای مایوس خویش زنده نگه دارند اما این نمایش های تکراری و وعده های خیالی عاری از واقعیت و خواب های مریم و مسعود جز نا امیدی تعبیر دیگری نداشته است. اصولا تحلیل ها باید مبنای علمی و کارشناسی داشته و از درکی منطبق با واقعیت سرچشمه بگیرند.
واقعیت ها با آرزوهای مریم و مسعود منطبق نخواهند شد اما مریم و مسعود باید دریابند که واقعیت چیز دیگری است.
بی تردید هدف این نوشتار نفی برخی مشکلات نیست که همه کشورهای دنیا کم و بیش با آن مواجه هستند. اما در نارضایتی نیز مردم از سازمان راهشانرا جدا کرده اند و سازمان را نومید ساخته اند و این بر عصبانیت مریم و مسعود
افزایش یافته است و بر طبل کینه توزی خویش با مردم کوفته اند و خواهان تحریم های مضاعف از جانب امریکا بر علیه مردم بوده و هستند تا از این طریق بر شدت نارضایتی مردم افزوده شود و آنان ماهی مراد خویش را صید نمایند اما سازمان باید بداند که مردم بیش از گذشته از آنان فاصله گرفته و خواهند گرفت.
و راه بی بازگشت دوری از مردم را در گم راهی خویش ادامه خواهند داد زیرا نه راه پیش دارند و نه راه پس و این عاقبت تحلیلهای نا صحیح و پافشاری بر آنهاست .
حال باید دید به راستی مریم با گذشته نا موفق و عدم همراهی مردم با سازمان که در اوج محبوبیت خویش از آن بی بهره بوده با چه کسانی یک روزه همه را جارو خواهد زد؟!
چرا برای یک بار هم که شده به قول سهراب چشم هایشان را نمی شویند تا دنیا را جوری دیگر و آن گونه که هست ببینند نه آن گونه که آنان می خواهند ؟!

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.