مهدی افتخاری ملقب به فرمانده فتح الله که بود؟!

تجلیل از مهدی افتخاری در سیمای دروغین فرقه رجوی!

سیمای دروغین فرقه رجوی تحت عنوان پرواز تاریخ ساز از فرمانده این عملیات که معروف به فرمانده فتح الله است یاد نموده و برنامه ای را جهت تجلیل از مهدی افتخاری ( که همان فرمانده فتح الله یاد شده ) پخش نموده است. مهدی افتخاری فرمانده فتح الله یکی از زندانیان سیاسی زمان شاه و هم بند رجوی بود ، فتح الله بعد از آزادی از زندان یکی از گاردهای امنیتی سازمان بود در سال 1360 و در آن فضای سنگین امنیتی در تهران ، فرمانده فتح الله ، توانسته بود طراحی و اجرای عملیاتی را به سرانجام برساند که طی آن عملیات بنی صدر و مسعود رجوی با یک هواپیما از تهران به پاریس پرواز کردند و از همان زمان نام مهدی افتخاری با فرمانده فتح الله گره خورد! مهدی افتخاری یکی از پنچ فرمانده اصلی عملیات دروغ جاویدان هم بود اتفاقاً فرمانده محور ما بود. بعد از عملیات وقتی که به اشرف برگشتیم من به دفترش رفتم و از فرماندهی کل به دلیل شکستی که متحمل شدیم انتقاد کردم وی به حرفهایم درست گوش کرد بر خلاف بقیه فرماندهان سرزنشم نکرد. می خواهم بگویم وی آدم با ظرفیتی بود.
اما همین فرمانده فتح الله از وقتی انقلاب باسمه ای و پوشال مریم قجر را زیر سئوال برد و پایش نیامد یک شبه تمام گذشته اش دود شد. وی که از اعضای قدیمی سازمان و از اعضای مرکزیت سازمان به شمار می آمد و همچنین عضو به اصطلاح شورای ملی مقاومت بود به یکباره تمامی کرسی ها را از دست داد و مسئول کتابخانه ای شد که در سطح یک عضو ساده اداره می شد.

 class=
عکس ها از مهدی افتخاری قبل از به زیر کشیدنش – دایره زرد مهدی افتخاری است.
از راست مهدی افتخاری ، حاج خلیل رضائی ، موسی خیابانی و مسعود رجوی در تهران
عکس بعدی در حال نماز مریم قجر و مسعود رجوی ، مهدی برائی ، ابراهیم ذاکری و مهدی افتخاری در قرارگاه اشرف

آنچه که مسعود و مریم قجر این زوج نابکار با دروغ و تهمت ها و ایزوله کردن وی درتشکیلات و النهایه محاکمه جمعی آنچه پس از‌ آن بر او روا داشتند داستان طولانی دارد. هرگز نمی توان هر آنچه در آن سالیان سیاه نکبت و تباهی روی داده است را در دسترس همگان قرار داد ، اما تا جایی که امکان داشته باشد سعی می کنیم گوشه هایی از این تاریخ سیاه را به رشته تحریر در بیاوریم.
در نشستهای طعمه تابستان 1380 رهبر عقیدتی در حضور تمامی مجاهدین به زعم خودش مهدی افتخاری را در چشم بقیه با بدترین الفاظ خرد کرد.می دانید چرا ؟ چون انقلاب ایدئولوژیکی که رجوی آورده بود را قبول نداشت و قداست و امام زمانی مسعود رجوی را هم قبول نداشت. رجوی می دانست استراتژی ارتش آزادیبخش دیگر مرده است و در بن بست قرار دارد او در آن نشست خطاب به تمام جمع اینچنین گفت : این فرمانده فتح اللهی که در ذهن شما هست، اولا خیلی ترسو است همان زمان 1360 هم ترسیده بود و من خودم فرماندهی عملیات پرواز بزرگ را به عهده گرفته بودم!!
رجوی بقیه را تهییج کرد تا شخصیت وی را خرد و خمیر کنند خلاصه بلاهای زیادی سر مهدی افتخاری آوردند. وقتی وی را می دیدیم به حالش باید گریه می کردیم واقعاً در کمال نامردی شخصیتش را شکستند. وی را در جمع بسیار بزرگی خوار و ذلیل کردند ،مهوش سپهری ( نسرین ) که زن دریده ، وقیح و بی چاک و دهانی بود چه تهمت هایی را در آن نشست به وی نزد ، واقعاً از گفتن آن حرف ها آدم شرمش می آید بچه هایی که در آن نشست حضور داشتند حتماٌ به یاد دارند که مهدی افتخاری را نسرین دزد معرفی کرده بود و گفته بود مهدی خوراکی ها را جمع آوری کرده و در جائی پنهان می کند تا در روز مبادا از آن استفاده کند و خلاصه حرف های دیگر ، که قابل ذکر کردن نیست.
خاطره ای دیگری از مهدی افتخاری در همان نشست ، یکی از بچه ها بلند شد گفت فرمانده فتح الله کسی بود که عملیات پرواز را فرماندهی کرد ، این فرد خواست از فتح الله تعریف کند ندانست تمام زحمات رجوی را با استفاده از این جمله”فرمانده فتح الله” در یک لحظه پنبه کرد زیرا رجوی سالیان تلاش کرد از ذهن اعضای سازمان به اسم”فرمانده فتح الله” پاک شود و به لحاظ تشکیلاتی جایگاهش از یک عضو هم پایین تر کشید تا سوابقش بی رنگ گردد ، بعدش این فرد خودش شد سوژه نشست در آن نشست فلش ها موقتاً از روی وی به روی آن فرد نادان جابجا شد.
یک خاطره دیگر ، یکی از دوستانم که الان هنوز هم توی تشکیلات هست نمی خواهم اسمش را بیاورم تا برایش درد سر ایجاد نشود ، برایم تعریف کرده بود در سال 73 به اسم نشست حوض که در بغداد برگزار شده بود در آن نشست رجوی ملعون ، مهدی افتخاری را سوژه کرد مخصوصاً فرماندهان بالا ، مثل برادر شریف بی شرف و بقیه اعضای قدیمی ، فضا را درست کردند و حرف هایی را نثار مهدی افتخاری کردند که به سادگی نمی شود بیان کرد خلاصه چنان فضایی ساختند و بقیه را تشویق می کردند روی مهدی تیغ بکشند ( تیغ اصطلاح سازمانی است به معنی انتقاد نه انتقاد مودبانه بلکه غیر مودبانه و با صدای بلند و گوش خراش ، کف کنان هر مزخرفی را نثار سوژه می کنند ) در این رابطه بهتر است بگویم منطق رجوی سه چیز بود تیغ ، تبر ، تپانچه ، به بهانه زدودن و پاک کردن ذهنیت های طبقاتی و استثماری باید روی اعضای تیغ کشید تا مریمی شوند یعنی پاک و زلال گردند مثل مریم قجر عین موم توی چنگ مسعود باشند ، در حقیقت با استفاده از ابزار جمع سوژه ها را شکنجه روحی و فیزیکی می کردند تا فرد مزبور بشکند و به عنصر دیگری تبدیل شود که مراد منظور رجویست.
رجوی از ترس این که اگر پای مهدی افتخاری به بیرون باز شود و دست به افشاگری علیه وی بزند. در آخرین دقایق قبل از خروج از اشرف با نیرنگ و خدعه به شکل مرموزی مهدی افتخاری را کُشت. رجوی باید بداند حقیقت را نمی تواند بکشد روزی همه جنایت های نا گفته بر ملا می شود ، مهدی افتخاری را بدون این که اعلام کنند وی بیمار است خرداد سال 90 مریم قجر پیام مرگش را بعنوان”شهید صدیق”اعلام کرد!!!
این پیام برغم فریب اذهان ، اما خود رجوی هرگز حتی یکبار هم اسمش را نبرد!! اعضای فرقه در اشرف از خبر مرگ مهدی افتخاری شوکه شده بودند ، بله، مهدی افتخاری را در دقیقه ۹۰ در سن ۵۹ سالگی کشتند. چرا که در چشم انداز بود که همه ما از اشرف خارج می شویم ، و النهایه ۶ ماه پس از مرگ او اولین سری ۴۰۰نفره به کمپ لیبرتی جابجا شدند ، اگر مهدی افتخاری زنده بود احتمال زیاد جدا می شد و چه بسا درباره فساد و جنایت رجوی در اشرف به روشنگری می پرداخت چون در مدار بالای تشکیلات و از جمله مسئول بخش اطلاعات سازمان بود ، می توانست حقایق تکان دهنده ای را در اختیار مردم ، و تاریخ قرار دهد رجوی از قطب شدن مهدی افتخاری هراس داشت. قطب کسی است که از مسعود بیشتر میفهمد ، بیشتر زندان بود ، شجاع تر است ، قدرت تشخیص بهتری دارند ، ….و خلاصه در همه زمینه ها از مسعود رجوی یا همان رهبر عقیدتی بالاتر هستند! و این جرم است و جزایش ماندن و همانجا دفن شدن است حال و روز الان فرقه را بنگرید که شیرجه زدند به زیر دامن بورژوازی و مشغولند!
جالب این است حالا سیمای دروغین رجوی از مهدی افتخاری به اسم فرمانده فتح الله که فرماندهی پرواز را به عهده داشت تجلیل می کند!! واقعیت چیست ؟ اعضای سازمان تا وقتی زنده اند برای رهبری ارزشی ندارند همه آلوده به زن و زندگی هستند و به قول رهبری سازمان جیمی هستند. می گفت”جیم می دهد شیطان رجیم”اما همین که می میرند مانند مهدی افتخاری به شکل مرموزی کشته می شوند فرقه رجوی آن روز که آنها را از عرش به فرش کشید حالا بعد از مرگ عکس عمل می کند به این می گویند مرده خواری و از خون مرده تغذیه سیاسی کردند ، سبک کار رجویست حتی از معاندین خودش هم نمی گذرد فرصت طلبی را بنگرید تا کجا!!
گلی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.