ربات های اینترنتی مجاهدین خلق در آلبانی چه می کنند؟

گفتگوی محمد حسین سبحانی با حسن حیرانی
محمد حسین سبحانی: بله خیلی متشکرم آقای حیرانی از توضیحات شما ، واقعا باید متاسف بود برای سازمانی که درواقع ادعای مردمی بودن داشت، ادعای دمکراسی داشت، ادعای جامعه بی طبقه توحیدی داشت به این روز افتاده است که باافرادی که از پیکره خودشان بودند ، بیست سال، سی سال ، سی و پنچ سال هر کدام در سازمان مجاهدین فعالیت کردند اینچنین ترور شخصیت و مورد خشونت کلامی و حتی فیزیکی قرار می گیرند.
افرادی که در این سازمان فعالیت تشکیلاتی کردند درهرصورت ابتدا فکر میکردند که یک مسیر درستی را دارند میروند ولی درعمل به هر دلیلی دیگه بعد از سی سال و سی وپنچ سال و بیست سال خب اینها ازاین سازمان جداشدند و مایل نیستند ادامه بدهند ولی سازمان مجاهدین حداقل ها را برای این افراد رعایت نمی کند. اگر کسی توی یک اداره و یک شرکت معمولی کار می کرد بعد از این همه سابقه کاردرهرصورت یک حق و حقوقی داره ولی سازمان مجاهدین نه تنها درواقع همه افراد را فقط با یک دست لباس توی خیابان رها می کند، البته بعد از بردن در قرنطینه های زندان اشرف 3 ، در گذشته که زندانهای انفرادی و زندان ابوغریب بود، حالا رها میکنه توی خیابان با یک دست لباس ، حتی برگه های هویتی آنها را نمیدهد. کارت های شناسایی و شناسنامه های این افراد را نمی دهد ، تا فرد حتی نتواند اثبات کند که چه کسی است، اسمش چی هست ، فامیلش چی هست، یک قرون یا یک سنت پول هم توی جیبشان نیست.
یک جوان 25 ساله و 30 ساله بوده رفته توی این سازمان حالا پنچاه و شصت آمده بیرون ، حالا تازه باید ازصفر شروع کنه. وقتی هم تازه میخواهد ازصفرشروع کنه ، باز توطئه های رجوی و سنگ اندازی های بزرگ در سر راهش قرار میگیره که واقعا آدم احساس تاسف میکنه و متاسف میشه ازاین شرایطی که وجود داره.
عجیب تر آنکه یک سازمانی که وابسته به سازمان ملل است یعنی کمیساریای عالی پناهندگان حق و حقوق یک پناهنده را به رسمیت نمی شناسند. و حق و حقوق و وظایف ذاتی خودش را انتقال داده به سازمان تروریستی و خشونت طلبی مثل فرقه مجاهدین. خب این دیگه خیلی واقعا مصیبت بزرگی هست.
درهرصورت نهادهای بین المللی ، دوستانی که صدای شما را می شنوند، مخاطبینی که صدای شما و تصویر شما رادیدند احتمالا متوجه میشوند که باید به افرادی مثل شما که توی آلبانی هستید و به نظر من در واقع در صف اول مبارزه با فرقه مجاهدین هستید، بیش از پیش توجه کنند چرا که سازمان مجاهدین ازشما وحشت دارد ، از افشاگری های شماوحشت دارند.
بطور مثال ارزیابی ها و روشنگری های افرادی مثل شماها بوده توی آلبانی که درواقع پرده ازاین راز ورمزی که زندان اشرف 3 ، جای جدیدی که سازمان مجاهدین تو تیرانا درحال ساختن است که درواقع یک ظرف چدید مغز شویی هست، پرده برداشته اید.
بنابراین شماباید همه افرادی که مسایل سازمان مجاهدین را دنبال می کنند درواقع اعتراض خودشان را نسبت به عملکزد کمیساریا عالی پناهندگان و سازمان مجاهدین خلق به گوش نهادهای بین المللی برسانند وامیدواریم که ماهم به سهم خودمان تواین مسیر گام برداریم.
اقای حیرانی میخواستم خواهش بکنم با توجه به اخبار جدید در آلبانی و به قول رجوی نشست های 5 روزه ر اشرف 3 و بوق کردن جولیانی و راه انداختن یک خیمه شب بازی جدید در آلبانی تحت عنوان کنفرانس بین المللی و … می خواهند به یک شکلی یگان سایبری افشا شده توسط شما و سایر دوستان را تحت الشعاع قرار بدهند .
شما البته توضیحاتی را درگذشته دادید خود عکسهای منتشر شده از ربات های اینترنتی مجاهدین خلق هم گویا است. یعنی مشخصا دارند یک کار جمعی تشکیلاتی می کنند در راستای ساختن دروغ و فروختن اون و خریدن تحریم و جنگ و توجیه آن در بخشی از افکار عمومی درشبکه های اجتماعی. از معروف ترین ربات های ایترنتی فرقه مجاهدین خلق می توان به نام مستعار حشمت علوی اشاره کرد که ده‌ها مقاله و یادداشت، در راستای ساختن دروغ و فروختن آن و خریدن تحریم و جنگ ، با همین اسم حشمت علوی در صدای آمریکا و سایت العربیه مربوط به سعودی منتشر شده است اگر توضیحاتی آقای حیرانی در این ارتباط بفرمایید ممنون میشوم؟
حسن حیرانی: این پروژه ها به موزات هم دیگه چندین هدف رو دنبال میکرد و همون موقع هم که ما در فرقه مجاهدین بودیم مثلا حبیب رضایی میگفت که ما هدفمون اینه که با آوردن دوستان آمریکایی مون وزن خودمون رو به دولت اینجا نشون بدیم که بفهمه با کی طرفه ودر کل وزن سازمان رو تو چشم اینا بالا ببریم و بتونیم امتیازات بیشتری بگیریم.
در این ارتباط سیستم فرماندهی فرقه روزانه دستور صبحگاهی در رابطه با شیوه کار میداد. دستورهای صبحگاهی یک بخش ثابت و یک بخش متغیر داشت. بخش ثابت عبارت بود از لایک زدن توییت کردن و ریتوییت کردن و کامنت گذاشتن بر روی حساب های فارسی، انگلیسی ،عربی و فرانسه مریم رجوی بود تا شماره ریتوییتها و کامنتهای مثبت به نفع مریم رجوی بالا بره. گفته میشد هرکس با حسابهای خودش کامنت های احساساتی بگذارد که اینطور نشان بدهیم اینها انعکاسات و احساسات و عواطف مردم ایران نسبت به رئیس جمهور برگزیده!!! مقاومت ایران!!! است. اکانتها و یا حساب هایی که درست می شدند با عکسهای نفرات سازمان که قبلا کشته شده اند، یا سازمان آنها را به کشتن داده بود، درست میشد و هیچکس تقریباً حساب شخصی از خودش نداشت که با اسم و رسم خودش باشد.
بخش دیگر دستور که هر روز صبح می آمد، بخش متغیر آن بود که عبارت بود از یکسری لینک خبرهایی در سایتها توسط اسپانسرها یا دوستان به اصطلاح مقاومت علیه حکومت ایران مقاله نوشته شده بود یا در مطبوعات عربی یا در مطبوعات انگلیسی و نفراتی که عربی بلد بودند باید میرفتن روی آن ها به زبان عربی کامنت می گذاشتند و تعریف و تمجید میکردند. کسانی که انگلیسی بلد بودن همینطورباحساب هایشان باید بر روی آدرس های انگلیسی رفته و برای مقاله های انگلیسی کامنت انگلیسی می گذاشتند و به تعریف و تمجید از آن شخص نویسنده. به طور مثال اگر نویسنده مقاله جان بولتن یا توریسلی ویا مک کین ویا هر کسی دیگری که بود. کسانی که هر دو زبان را مسلط بودند بر روی هر دو اینها می رفتند و کامنت میگذاشتند. گاها اگر رادیو فردا خبری مثبت می زد یا خبری علیه حکومت ایران، همه باید می رفتند و کامنت مثبت میگذاشتند و اگر خبری علیه سازمان بود همه باید می رفتم و با جملات اعتراضی و بد و بیراه به رادیو فردا ابراز انزجار می کردیم.
خلاصه این یک بخش سازمان یافته بود که این کار ها را میکردند. نفرات چندین جیمیل باید باز میکردند باهر حساب جیمیل یک کامنت برای آن خبر که در دستور آمده بود چه مثبت چه منفی باید میگذاشتند.علاوه بر این لیستی از حساب ها داده می شد که گفته می شد اینها حساب های مزدوران رژیم و خیلی از این حساب گاها انگلیسی یا عربی بودند. در هر حال ما باید میرفتیم و همه آنها را با تمام حساب های توییتر که داشتیم ریپورت و بلاک می کردیم تقریباً هر کس چند حساب توییتری داشت که به این صورت این کار را انجام میدادیم.
رجوی و فرقه مجاهدین با راه اندازی همین فضای سایبری هم به دنبال چندین مسئله بودند:
اولا اینکه واسه انبوه نفرات که بیکار بودند یک اشتغالی راه بندازند.
و دوم اینکه با فعالیت بر تحولات خاورمیانه و آنچه که در حال انجام است بتوانند تاثیر گذاری بکنند و این موضوع حتی در تابلوهای استراتژیک فرقه مجاهدین هم بود مثلا میگفتند تابلوی جرقه و جنگ که این در دوحالت تفسیر میشد میگفتند در روند تحولات سیاسی ایران در آینده نزدیک دو تابلو متصوره یا جرقه و جنگ و تابلوی بعدی که در مقابل آن بود تابلوی تثبیت نظام این جمع بندی مال خود مسعود رجویست که میگوید چنانچه ما نتوانیم در آینده نزدیک رژیم رو به سمت جرقه و جنگ ببریم این حکومت تثبیت است و این فرقه اصلا به هیچگونه تغییر از داخل معتقد نیست ومخالف آن است چون خودش به نونی در این مسیر نمیرسه وهرگونه تغییر از داخل به اسم نیرنگ حاکمیت برای اینکه پتانسیل انقلابی جامعه رو کاهش بده تفسیر میشد.
و چون حضرات روشون نمیشد بگن که ما داریم کشورمون رو به سمت جنگ خارجی میبریم و ….. شروع به تئوریزه کردن این خیانت میکردند و همون برادر صمدشون نشست می گذاشت ویک سری نمونه های تاریخی رو تفسیر میکرد که مثلا در جنگ جهانی اول به هرحال به نفع انقلاب سوسیالیستی شورشی شد به دلیل خلع قدرتی که بعد از سرنگونی رومانف ودوران گذار و… همینطور در جنگ جهانی دوم علی رغم اونهمه کشت کشتارو ….. ولی به نفع انقلاب چین شد و مائو تونست از اون چالش به وجود اومده استفاده کنه و انقلاب به پیروزی برسه و …. النهایه اینا هدفشون عراقیزه کردن روند تحولات ایرانه که مثلا با تحریک جناج جنگ طلب جمهوری خواه که نونش تو جنگ افروزیه با لابی گری آیپک که خیلی با این فرقه جیک تو جیک هستند بتونن به خیال خودشون مثلا آمریکا رو به جون ایران بندازند و خلاصه سبویی بشکند ودنیا به کام کاسه لیسان باشد.
اینا البته راه دیگه ای نداشتند چون مثلا یک دفعه محمد محدثین یا همون برادر بهنامشون که اومده بود ویک نشست سیاسی برای نفرات تبلیغاتشون گذاشته بود و درپاسخ نفراتی که گفته بودند که چرا ما متمرکز روی ارتباط با خود جامعه ایران و …. کار نمیکنیم وبیشتر روی کشورهای عربی یا غربی متمرکز هستیم که البته دررابطه با کشورهای عربی خود رجوی میگفت که موتور ژئوپولتیک منطقه یعنی اینکه به سرکردگی عربستان سعودی و اتحاد کشورهای عربی علیه ایران کار روبه یک جنگی بکشه و ….. که گفته بود الان دیگه در ایران نسل عوض شده شما با هرکسی هم که بخوایی وارد صحبت بشی در داخل ایران صد تا سوال در مورد سازمان و تاریخچه سازمان وکارهایی که کرده داره و ….تو بیایی کلی انرژی بگذاری وتک تک سوالاتش رو هم که جواب بدی و برفرض اونهم قانع بشه و قبول کنه حالا بهش بگی بیا یک کاری بکن و مثلا یک کار نظامی بکن و یاعملیاتی انجام بده میگه نه یا میترسه با به این شیوه مبارزه معتقد نیست و به شیوه دموکراتیک میخواد تغییر در ایران انجام بشه که امکان پذیر نیست و …. در حالی که معتقدیم تنها به شیوه قهرآمیز این حاکمیت باید بره و ….. و خب با این وضعیت چرا ما باید انرژی های سازمانی خودمون رو تو این چاه ویل بریزیم خب پس بهتره که بریم و روی همین مسیر جرقه وجنگ متمرکز بشیم یعنی جنگ افروزی بشه. یک دفعه خود من شخصا در نشست زهرا مریخی رفتم گفتم که در هر دوحالتی که داریم تابلو کشی میکنیم که ادامه مسیرمبارزه یا در تابلوی ارتش قیام و یا جرقه وجنگ خواهد بود چه در تابلوی ارتش قیام که ما معتقدیم افسرهاش در این نشست هستند و سربازهاش اونور مرز هستند اون سربازها باید این افسرها رو به افسری قبول داشته باشند یا اصلا اینکه بشناسند و یا حتی در حالت وتابلوی جرقه و جنگ بر فرض هم که جنگی بشه و …. بعدش ما به رای این مردم نیاز داریم و باید این مردم رای بدن درحالی که سالیان این نفرات ازجامعه قطع بودن که علت اصلی آن هم عقاید پس مانده خود فرقه بود که نفرات رو سالیان در محبس تشکیلات زندانی کرده بود و…..
محمد حسین سبحانی: تجربه شخصی خودتان دارید ؟ آیا شما وقتی هنوز در تشکیلات سازمان در آلبانی بودید و کار سایبری در شبکه های مجازی می کردید از اینترنت نمی توانستید استفاده کنید؟
حسن حیرانی: ما در حین کار در اینترنت حق نداشتیم کار دیگری انجام بدهیم کما اینکه گفته می شد که این امکانی که سازمان برای شما تهیه کرده برای جنگ شما است. این همان کلاش شماست که دارید به دشمن شلیک می کنید که مدام باید روی همین صفحه سازمان کار کنید. رفتن شما به هر صفحه دیگر مثل این است که لوله سلاح را چرخانده ای به سمت دیگری و داری به جای دیگری شلیک می کنی. یا اگر به صفحه یا آهنگی گوش کنید که در دستگاه جامعه عادی باشد شما دارید به انقلاب خواهر مریم شلیک میکند. به هرحال این فضای مجازی هم شده بود هم بلای جان ما که مدام باید حرف می شنیدیم از فرمانده ها و هم شده بود بلای جان سران فرقه چون افرادی که در احمقانه ترین فضای فکری و کودنیسم تشکیلاتی سازمان مجاهدین نگه داشته شده بودند در فضای مجازی کم کم داشتند دارای شعورو اندیشه می شدند و همین برای فرقه رجوی بلای جان شده بود.
این اینترنت و فضای مجازی شده توپ وتفنگی بی سمت و سو که مدام به در و دیوار و زمین و زمان تشکیلات داشت شلیک میکرد و یک جورایی بیشتر داشت به انقلاب ایدوئولوژیک مریم پاک رهایی و ارزشهای سازمان پر افتخار!!! مجاهدین شلیک می کرد تا به دشمن خدا و خلق. در هر حال آینده دور و نزدیک نشان خواهد داد که آیا واقعاً با این تروریسم اینترنتی و پشت کردن به واقعیتهای اجتماعی ایران و به رسمیت نشناختن نسل جدید و اندیشه جدید نسل ایران و صاحبان این اندیشه میتوان به قدرت رسید یا نه. اینها همه درحالی بود که هر اتفاقی هم بیفته یک جنبش یا حزب وسازمان به رای مردم نیاز داره ولی این فرقه راهی نداره چون خیلی کارنامه قشنگ و درخشانی داره یا رنگ و لعاب مردم پسند داره و …..چون نمیشه که با عقاید و شیوه های خودت حرکت کنی و مدعی هم باشی و رجوی میگفت ما پوپولیست نیستیم آرمانگرا هستیم خب این آرمان رو باید یکی بهش رای بده چون حتی اینا به خیال خودشون هم اگه موفق به ایجاد جنگی علیه ایران میشدند مثل آنچه که در عراق پیش آمده ولی خب راهی نداشتند بگذریم همون موقع که خود سران فرقه از جرقه وجنگ علیه ایران کلی با آب و تاب صحبت می کردند در نشستهای درونی افرادی خیلی متناقض بودند که این چه کاریه که ما تلاش کنیم کشورمون رو به دام یک جنگ خارجی بدیم که کلی کشت وکشتار بشه و زیرساختهای مملکت از بین بره و تا کی دوباره به سرجای خودش برگرده که درجواب این نکات برخی افراد فرقه اینجوری تئوریزه میکرد که بهای آزادی و دموکراسیه. حتی در تظاهراتهای اجتماعی پیارسال که اسم رضا پهلوی در اعتراضات بود حضرات کارد بهشون میزدی خونشون درنمی آمد خود این ابریشمچی فحش رکیکی نبود که در نشست به جد و آباد این رضا پهلوی نده از حسادت. امروز هم یک تصویری در فضای مجازی بود به نام ارتش پیر شیطان که واقعا خیلی درست بود هم اینکه همه نفرات فرقه در سن کهولت و پیری هستند و هم اینکه خود سران فرقه شیطانی ترین اعمال رو علیه کشورشون انجام میدهند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.