مجاهدین خلق

مریم رجوی! میتوان و باید

مریم رجوی! میتوان و باید

مسعود خدابنده/ چهارم آوریل/ لیدز انگلستان
مطلع شدم که پس از کنفرانس پاریس و انعکاسات مطبوعاتی (که بر خلاف آنچه در عراق بدان خو گرفته بودید، در دست دولت و دست نشاندگان آن نیست) و پس از صرف انبوهی امکانات برای جلوگیری از پخش خبر که بنظر می رسد باز نتیجه معکوس داده باشد (گفته بودم که باید به سقوط صدام ایمان بیاورید) گفته اید که:
سازمان مجاهدین خلق ایران ، هیچ اِبایی از شنیدن انتقاد و نشست و برخاست با منتقدین خود ندارد ،اما هرگونه مراوده و ارتباط و نشست و برخاست با عوامل رژیم آخوندی را خط قرمز پیکار آزادی ملت ایران می شناسد و هرگز به چنین ننگی آلوده نخواهد شد و آنرا برای بخش فارسی رادیو فرانسه باقی میگذارد.بنابراین بهتر است « عالیجناب کثرت گرا » ، برای مشروعیت بخشیدن به رژیم نامشروع آخوندی و مزدوران اعزامی , آنهم ازطریق مجاهدین ترفند دیگری بیندیشد.
مریم رجوی. شما بنده را نیز بعد از دو دهه مسئولیت حفاظت شخصی و سازمانی تان و بعد از نزدیک به گذشت یک دهه از خروجم از شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق با بیرونی شدن قبول شکایت خصوصی ام از طرف دادگستری فرانسه از طریق سخنگویان خودتان در برنامه های تلویزیونی تان مفتخر به مزخرفات همیشگی تان کردید. بار اولتان نیست و در همین چند روز اکثرمطبوعات و حتی وزرا و شخصیت های مختلف کشور های غربی را به ارتباط با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی متهم نموده اید. منتظرم تا در آینده ای نزدیک باز با خروج تعدادی دیگر از همین سخنگویانتان خودشان نیز مفتخر به همین مزخرفاتتان گردند. خوشبختانه این بار ترسی از مخابرات عراق وجود ندارد و می توان آزادانه در دادگاه صحبت کرد.
مریم رجوی. بیش از شش ماه است (قبل از مزین شدن به مزخرفاتتان) که از طریق آقای وین گریفیتث از معدود هواداران شما در انگلستان خواستار مناظره ای در مطبوعات و رسانه ها شده بودیم. این خواسته کتبی و علنی نیز همچون بسیاری از دعوت های قبلی از طرف گروه های مختلف ایرانی و خارجی در خارج از کشور بی جواب ماند.
با توجه به این که فرموده اید هیچ ابایی از شنیدن انتقاد و نشست و برخاست با منتقدین خود ندارید (البته شخصا منتقدی را سراغ ندارم که هدف فحاشی ها و گاها حملات فیزیکی مامورین شما قرار نگرفته باشد. چه ایرانی، چه اروپایی، و یا چینی و… اگر شما بخاطر دارید راهنمایی بفرمایید) و بخاطر این که حربه نخ نمای کشیدن پای سازمان ها امنیتی و در نتیجه و به زعم شما مخدوش کردن قضایا را کنار بگذارید درخواست می کنم:
در مناظره، برنامه، نمایش از پیش ساخته شده و یا هر نوع زمینه چینی ای که به نفع خود می دانید فردی، گروهی، شخصیت و یا نماینده ای را که بیش از یک بار انتقادی ( هر انتقادی ) به شما کرده باشد را قبول کنید که بتواند بدون مزین شدن به فحاشی هایتان در جلسه ای سه سوال کلی، سه درخواست و سه موضوع را که بیش از دو دهه است سازمانتان از پاسخ به آن طفره می رود را بپرسد و شما یا نماینده یا نمایندگانی از شما جواب بدهند.
اول: کمی در مورد روابط دودهه گذشته و روابط خود با صدام حسین و نوارها و مدارکی که پس از سقوطش بدست آمد توضیح بدهید. (آخرین ملاقاتی که از طرف شما با نماینده ای در انگلستان داشتم و گزارشش باید نزدتان باشد چنین بود که اصرار می کردم که ما در عراق مستقل هستیم. پاسخ نماینده که اتفاقا بعد ها به وزارت رسید این بود که همین که شما در نظام حاکمیت صدام هنوز زنده هستید برای من دلیلی است مستدل که شما وابسته هستید و اگر قبول ندارید مراجعه کنید به مدارک بنیادی در چگونگی حکومت صدام بر مردم عراق). نظرتان در حال حاضر در مورد صدام. استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایرانیان و کشتار اکراد و شیعیان چیست؟
دوم: رابطه شما با زندان ابوغریب چه بود؟ عکس های نفراتتان که بعنوان زندانی در این زندان گرفته شده چه مفهومی دارد؟ نفراتی که خانواده هایشان مدعی شکنجه شدن و کشته شدنشان در زندان های قرارگاه اشرف هستند کجا هستند (اگر زنده اند) و دلیل مرگشان چه بوده (اگر فوت کرده اند). چرا مثل جن از بسم الله می ترسید؟ اجازه ملاقات دادن به خانواده های افرادتان چه سیخی به شما می زند؟ فحاشی به خانواده هایی که بدنبال فرزندانشان هستند چه مسئله ای از شما حل می کند؟ منتسب کردن عالم و آدم به وزارت اطلاعات چه دردی را از شما دوا می کند؟ چرا در مورد انبوه نفوذی های رژیم جمهوری اسلامی در درون روابط و قرارگاه هایتان سکوت کردید و با بهای گزاف و مایه گذاری از جان اعضایتان سعی در مخفی کردنش داشتید و بجای آن کسانی را که از شما فرار کرده اند متهم به نفوذی بودن می کنید؟
سوم: نظرتان در مورد دموکراسی در ایران چیست؟ آیا این دموکراسی را باید صدام برایمان به ارمغان می آورد؟ حال که سقوط کرده است نماینده تان جعفرزاده بدنبال ناجی دیگری در پیاده رو جلوی ورودی وزارت دفاع امریکا می گردد؟ چرا حتی راست ترین جناح های جنگ طلب هم تحویلتان نگرفته و ریشتان را از زیر تیغ قانون در نمی برند؟ همسرتان مسعود به چه دلیلی مخفی شده است؟ بقیه اموالی که از بانک مرکزی عراق به سرقت رفته بود کجا است؟ چرا بجای آویزان شدن به هر نخ پوسیده ای و بجای زجه زدن در حالت دو زانو برای حمله اسرائیل به ایران یک بار برای همیشه تروریسم را محکوم نمی کنید تا از لیست تروریست ها خارج شوید؟
مریم رجوی. سوالات فوق را حتی اگر دوستانتان (از جمله خود آقای گریفیتث که بارها به وی پیشنهاد کرده ام) هم بکنند قبول داریم. سوالات نه ربطی به رژیم ایران دارد و نه شما خواهید تواست با مغلطه کردن از زیر پاسخ به آنها فرار کنید. شما با وقاحت تمام مدعی هستید که بیش از هفتصد تن از جداشدگان از سازمان مجاهدین برای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی کار می کنند و حقوق می گیرند. شما مدعی هستید که بیش از صد و بیست هزار زندانی مستمرا و هر روز در زندانهای رژیم شکنجه می شوند. شما مدعی هستید که خبرگزاری های بی بی سی ، صدای امریکا، رادیو فردا، رادیو فرانسه، تلویزیون کانال یک هلند، تلویزیون اسکای نیوز، انبوهی از آکادمیسین ها در اقصی نقاط جهان، اکثریت وزرا و وکلای مجالس پارلمان های تمامی کشورهای غربی و پارلمان اروپا ، روسیه، چین، هند و پاکستان و… همگی در زد و بندی با رژیم جمهوری اسلامی در ایران زد و بند کرده اند که شما را در لیست تروریستی گذاشته و شخص شما و همسرتان را به محاکمه بکشند. اگر این نان قرض دادن به حکومت جمهوری اسلامی نیست پس چیست؟ چرا بخاطر یک انتقاد به خود خشک و خالی حاضر می شوید رژیم جمهوری اسلامی را که هیچ، یک وزارت خانه آن را صد بار بزرگتر از آنچه هست و یا حتی می تواند متصور باشد بزرگ جلوه دهید؟
مریم رجوی. سالها است که دیگر معرکه گیری تان به جوکی بی مزه تبدیل شده است که کسی را رقبت خندیدن به آن نیست. به خودتان بیایید. هنوز هم دیر نشده. به جامعه ایران و ایرانی رو بیاورید. از خطاهایتان انتقاد کنید و از روندی که در طول بیست و پنج سال گذشته بجز به نفع جنگ افروزان چه در داخل و چه در خارج از کشور نبوده دست بکشید. سد راه ارتباط پدر و فرزند، زن و شوهر، خواهر و برادر نشوید. قلب خود را سبک کنید و طلوع خورشید را نظاره گر باشید چه ما در آن باشیم چه نباشیم. به فراخی سینه و قلب هموطنانتان ایمان بیاورید. می دانم که پس از یک عمر رهبری ایدئولوژیک کردن، در جایگاه خدا نشستن وخطا ناپذیری خود را تبلیغ نمودن سخت است و باز می دانم که مقصر نه فقط شما و همسرتان که همین اطرافیانتان ( و از جمله خود بنده تا زمانی که بودم) هم با بادمجان دور قاب چیدن هایشان معرکه را گرم تر کرده اند. روندی و برگی در تاریخ ملتمان بود که می بایست ورق می خورد ولی ایمان دارم که اگر بخواهید و با قدم های کوچک تر شروع کنید عملی است. نه شما و نه دیگر اطرافیانتان با کسانی که خارج شده اند در محتوی انسانی فرقی ندارید. قربانیان چه آنها که در عراق و زیر حکومت صدام تلف شدند و چه آنهایی که عزیزانشان را در اروپا و کشورهای دیگر از دست دادند هم به خدا قسم بدنبال انتقام نیستند. فقط و فقط خواهان حرکت به جلو و پیشرفت و درس آموزی از گذشته اند. دراین باقی مانده عمر سر عقل بیایید و بری را هم از این منجلاب نجات بدهید. تاریخ هم همیشه نشان داده است که در این صورت در آینده نیزاز شما به زشتی یاد نخواهد کرد.
اگر چه با شکی بسیار ولی باز امیدوارم که این نامه نیز مانند نامه سرگشاده برادرم ابراهیم خدابنده، یکی دیگر از اعضای باسابقه شورا و مجاهدین، که به همسرتان مسعود رجوی نوشته بود بی جواب نماند.
رو نوشت به:
مراکز ذیربط و مطبوعاتی که اخیرا مورد فحاشی نمایندگان مریم رجوی قرار گرفته اند
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا