مجاهدین خلق

یک روسیاهی دیگر برای فرقه رجوی

یک روسیاهی دیگر برای فرقه رجوی

سیدامیر موثقی – 5/5/2005
همان طور که همه گان شاهد هستند در ماه های گذشته فرقه رجوی با به راه انداختن بوق و کرنای فراوان قصد داشت و دارد تا با استفاده کردن از تعدادی به اصطلاح نماینده گان و پارلمانترهای کشور های اروپایی و آمریکایی و با باج دادن های فراوان به این افراد دست چندم، کاری کند که توجه دولت مردان اروپایی و آمریکایی را به سمت این فرقه معلوم الحال جلب کنند تا شاید بتوانند برای ننگ گذشته خود چار جویی کنند، تا از این طریق فرقه خود را از لیست گروه های تروریستی خارج کنند. اما به نظر می رسد از آنجا که دست این فرقه برای همه گان به شکل تمام و کمال روشده است، دیگر توان آن را ندارند، سر دولتی را با این بازی های مشمئز کننده گرم کنند و خط ضد مردمی خودشان را به پیش ببرند. فرقه ای که سالیان سال در عراق دست در دست صدام گذاشته بود و برای اینکه به خیانت های شوم خودش برسد از هیچ جنایتی در رابطه با همین شیعیان عراقی که امروز سنگ آنها را به سینه میزنند، کوتاهی نکردند و حتی به قتل و عام آنها با همکاری دولت عراق دست زدند، چگونه میخواهد این همه جنایت ها به فراموشی سپرده شود.
به اعتقاد من مردم عراق به هیچ عنوان فراموش نمی کنند که در سال 91 مجاهدین به فرمان صدام حسین کردهای عراقی را با توپ و تانک و نفربر زرهی به خاک و خون کشیدند، خانه هایشان را در کرکوک و سلیمانیه و در منطقه خانقین و سلیمان بک بر سرشان خراب کردند با این توجیه برای نیروهایشان که آنها از عوامل دولت ایران بودند و همینطور از مزدوران وزارت اطلاعات بودند. اما امروز از ترس اینکه بازهم برای خودشان و نیروهای از پا در آمده پاسیو شده خود بعد از جنگ متفقین در عراق نمدی دست و پا کنند و به آنها روحیه به اصطلاح مبارزاتی و یا به عبارتی بهتر بگویم (روحیه بزم آوری) که امروزه به دست هر کدام از نفرات بجای تفنگ یکی از سازهای موسقی جایگزین شده است، بگویند که هنوز مبارزه برای آزادی خلق در زنجیر ادامه دارد.
اما نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که فرقه رجوی سالیان سال در درون تشکیلات فرقه ای خودش با همه توان به سرکوب و زندان و شکنجه اعضاء ناراضی خود پرداخت تا مبادا صدای آنها به بیرون از سیم خار دارهای کمپ های این فرقه برسد حتی آنها را دسته دسته به زندانهای عراق از جمله زندان ابوغریب تحویل میدادند تا جهان از این جنایتهای درونیشان خبر دار نشود و تا کسی به راز ضد انسانی درون این فرقه پی نبرد. ولی با سرنگون شدن تاج و تخت صدامی در عراق مقارن با آن تاج و تخت سرکوب و شکنجه فرقه رجوی هم سرنگون شد و حالا با التماس کردن به ارباب جدید و همین مردم عراق که بعد از صدام دشمن شماره یک آنها،همین فرقه رجوی بود، از آنها حمایتهای به اصطلاح میلیونی جمع آوری می کنند که شاید در دولت جدید عراق هم برای به اصطلاح ادامه مبارزه برای آزادی مردم ایران جایی داشته باشند. اما باید گفت که دیگر دوران، برای این فرقه در همه جا به بن بست رسیده است و باید که به پای میز حسابرسی حاضر شوند و پاسخ جنایاتشان را بدهند. اما دیکتاتوران هیچ وقت به این نکته نمی اندیشند که در این دنیا همه چیز در جای خود قرار دارد و هیچ کسی را از دست قانون و پاسخ گویی راهی به فرار نیست.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا