مجاهدین خلق

مجاهدین در مبارزه با جهان؟!

 مجاهدین در مبارزه با جهان؟!



ایران دیدبان
اوضاع سیاسی – تشکیلاتی مجاهدین هیچگاه به وخامت دوران اخیر نبوده است. تلاشهای تبلیغاتی مجاهدین، دست و پا زدنهای زمین خورده ای است که مجاری تنفسی اش مسدود شده.
دستگاه تبلیغاتی مجاهدین، با بکارگیری تمام ظرفیتهای خود، کاباره هایی را به نام حمایت از این گروه در گوشه و کنار اروپا و امریکا به راه انداخته است که در آن با حرکات نمایشی، و دست زدن و سوت کشیدن، چند خواننده دست چندم کافه ها و پیاده روهای اروپایی، ترانه خوانی میکنند و یا تعدادی از شرکت کنندگان به رقص میپردازند، و برای کوچکترین کلمه ای که یک خارجی در ستایش آنها میگوید، پایکوبی و دست افشانی میکنند.
برنامه کار این کاباره ها مطلقاً سیاسی نبوده و محدود است به 30 – 40 شرکت کننده و پخش از تلویزیون بی بیننده مجاهدین که حتی رژیم جمهوری اسلامی نیز حاضر به پارازیت انداختن بر روی آن نیست.
دست اندرکاران امور تبلیغی مجاهدین، با تولید انبوه اسامی ساختگی و جعلی، برای خود نامه فدایت شوم تولید میکنند و با به راه انداختن طوفان در فنجان، به نبرد با حقوق بشر مشغولند!!
متأسفانه مجاهدین، علیرغم تمامی پیشرفت علوم و تغییر و تحولات در عالم سیاست، نتوانستند بر منگولیسم سیاسی خود فائق آیند و همچنان مبتلا به وارونه نگری بوده و چهار نعل به سمت فتح نهایی و پیروزی در حرکتند!؟
از دیگر سو، روزی نیست که یکی از مجامع حقوق بشری، نمایندگان پارلمانها، اعضای دولتها و حامیان ریز و درشت گذشته آنها، علیه آنها موضعگیری نکرده و برائت خود را از آنها اعلام ننمایند.
هنوز مجاهدین از سرگیجه ناشی از ضربه یکی از این موضعگیریها خلاص نشده اند، که ضربه ای دیگر بر پیکر فرسوده و فرمالیستی آنها وارد می آید، و البته آنها همچنان به مبارزه کاباره ای ادامه میدهند و برای جلب آوازخوانان گرد گرفته و متعلق به عهد عتیق، ولخرجی میکنند.
طی دو ساله گذشته، در عراق، فرانسه، انگلستان، امریکا، استرالیا، اردن، پاکستان، کانادا، آلمان، هلند، سوئد و مجامع حقوق بشر، از مجاهدین اعلام برائت شده، و آنها در این کشورها دست به گریبان مشکلات عدیده شده اند.
این همه به خاطر این است که ذات و ماهیت این گروه در منافات و تعارض کامل با کلیه مظاهر تمدن جهان و خواستهای انسان امروز در مقابله با تروریسم و آنارشیسم است. همان امراضی که جزیی جدایی ناپذیر از ماهیت این گروه است.
تنها نقطه مناسب برای زیست گروه تروریستی مجاهدین در این جهان،فقط عراقی بود که صدام بر آن حاکمیت داشت و فاشیسم صدامی، تنها عامل تغذیه و بقای آن بود. به همین دلیل شاهدیم که بلافاصله پس از سقوط صدام، این گروه نیز به بحرانهای مختلف، یکی از پس از دیگری دچار میشود.
بحرانهایی که اکنون آنان را به سطح اداره کنندگان کاباره ها تنزل داده است. کاری که میرود تبدیل به شغل دائمی این چریکهای ورشکسته شود!

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا