مجاهدین خلق

مــزاح تـــلـــخ!

مــزاح تـــلـــخ!


مریم خوشنویس/ 2005-06-30
« اسکات ریتر » معتقد است ؛ جنگ امریکا علیه ایران به سبک نوین آغاز شده است ؛ وی بر این باور است که پرزید نت جرج بوش عملیات پنهانی علیه ایران را سازماندهی می کند و از بارزترین نمونه آن از پشتیبانی نیروهای مجاهدین خلق جهت بمب گذاری در ایران یاد می نماید.
اسکات ریتر Scott Ritter از سال 1991 تا 1998 بعنوان رئیس گروه بازرسان سلاحهای کشتار جمعی از سوی سازمان ملل در عراق مشغول بکار بود.
کتاب وی با عنوان داستان ناگفته توطئه اطلاعاتی امریکا در اکتبر سال جاری منتشر خواهد شد ، وی در مقدمه همین کتاب می نویسد :
آشکارترین عملیات پنهانی آقای جرج بوش علیه ایران ، فعالیت سازمان مجاهدین خلق ، گروه متعلق به اپوزیسیون ایرانی است که پیشتر لـگام آن در دستان سازمان اطلاعات عراق قرار داشت و امروز اختصاصا برای CIA کار می کند – البته این یک « مزاح تـلخ » است که CIA از گروهی استفاده می کند که هنوز بر چسب سازمان تروریستی را بر تـن دارد ؛ این گروه توسط همان واحد اطلاعاتی رژیم عراق که در هنر سوء قصدهای انفجاری آموزش دیده است و امروز سربازان امریکائی را سلاخی می کند. مامور شده اند تا همان بمب های کنترل از راه دور را در ایران منفجـر کنند که امریکا استفاده از آنها را در عراق ، همه روزه محکوم می کند. اصطلاحی که می گوید « آنکه برای یک مبارز آزادی است ، برای دیگری تروریست است » امروز در کاخ سفید نیز پذیرفته شده است و بدین ترتیب مجموعه نظرات مسلط بر عملیات جنگ جهانی علیه ترور را بعنوان تظاهر ِ مطلق ، عیان و برملا می نماید.
ابزارهای پوسیده
آنچه آقای ریتر از آن بعنوان مزاح تلخ یاد میکند ؛ در تاریخ میلیتاریستها ، اپورتونیستها و تروریستها ، نه کم نظیر است و نه تکرار ناشدنی ، اما آنچه مهم است بهره گیری از ابزارهائی است که بغایت پوسیده شده و از مـُـد افتاده و بهیچ عنوان قابل بازیافت هم نیست ، در چنین حا لتی اگر سازمان اطلاعاتی امریکا ؛ سراغ چنین ابزارهای پوسیده ای رفته تا توسط آن به رژیم تهران فشار آورد ، قبل از اینکه به حال و روز مجاهدین باید تاسف خورد ، در واقع باید بر بلاهت این آژانس ِ باهوشان خندید که چگونه ملعبه دست مجاهدین شده اند ، براحتی میتوان اثبات نمود که مجاهدین از ارتباط گیری با سازمان اطلاعاتی امریکا بیشتر بهره می برند تا برعکس! ، با سقوط صدام ، پرونده مجاهدین نیز مختومه شد و مجاهدین برای فرار از مرگ ، به خودزنی مبادرت کردند و چوب حراج را به تتمه تاریخی مجاهدین زدند و آن را به مزایده گذاشتند تا به بهای مـانـدن ، آن را اجاره دهند ؛ در چنین شرایطی غش کردن در دامان سی آی اِ و یا هرکس که میتوانست این ماندن را تضمین نماید ، جای هیچگونه تاملی را بر جای نمی گذاشت و نمی گذارد.
از طرفی اگر قرار بود مجاهدین با بمب گذاری ، ترور و خمپاره اندازی در شهرهای ایران راهی باز کنند و آبی گرم نمایند تا چهره کریه و پـُـرچروک خود را با آن صاف کنند ، یقینا طی دو دهه ای که تحت زعامت ولینعمتشان در عراق بسر می بردند و از امکانات او تغذیه می کردند ، توانسته بودند در یک حداقلی برای توده های ایرانی بمثابه اسوه و رهائی دهنده معرفی شوند و نه از آنها بعنوان خائن و جانی یاد گردد ، اگر توده های ایرانی بشنوند که رجوی ها سر در آخور شیطان و ابلیس هم کرده اند ، هرگز تعجبی نخواهند کرد ، چون به ماهیت خیانت بار و فرصت طلبانه آنان در مسیر وادادگی و سرسپردگی به صدام ، پی برده اند فلذا با هرآنکس که از مجاهدین برای مطامع خویش استفاده ابزاری نماید ، هرگز به سرانجامی نخواهند رسید و در برابر آن مقاومت می کنند.
مـافـیـای مجاهدین!
از زمانی که مجاهدین را ترک و قلعه رجوی ها را از بیرون نگاه کردم ، اولین سئوالی که ذهنم را مشغول بخود کرد به سرنوشت مجاهدین معطوف می شد و برای پاسخ یابی ، با صاحب نظرانی به مشورت نشستم ، تا سرانجام ِ دجالان و خائنان را در یک قاب ببینم.
با بودن صدام بعنوان پدرخوانده رجوی ها براریکه قدرت ؛ تحلیلها عمدتا از سرنوشت همسانی برای صدام و رجوی حکایت می کرد ، اما برای ما که عمری را با رجوی ها گذرانده بودیم کاملا روشن بود که دامنه اپورتونیستی رجوی ها گسترده تر از آن است که در بن بست صدام خانه بسازند و با مرگ سیاسی او بمیرند ، لذا از همان روزها سخت معتقد بودم که رجوی ها با تنی زخمی خود را به منزل دیگری خواهند رساند و پیمان نامه ی جدیدی با طارق عزیز دیگری خواهند نوشت تا از مخمصه خارج گردند و امروز ادعای آقای اسکات ریتر موید این نظریه است که مجاهدین به مافیایی تبدیل شده اند که در برابر مزد کار می کنند و هیچ وقعی برای اینکه اربابشان کیست و از آنان چه می خواهند ؟ هم ندارند ؛ در حال حاضر جیره آنها صرفا به حفظ بقایشان معطوف گردیده و در این راه عقل نداشته خود را می دهند تا جان ناقابلشان را حفظ کنند ، که در دفتر خائنان از این دست کثافتکاریها بسیار ثبت شده است.
نیروهای فاتح عراق ؛ مجاهدین را بعنوان غنائم جنگی از آن خود کردند ، اگرچه الزاما و همواره غنائم ، نو نبوده و تاریخ مصرف آنها نیز گذشته است ولی چون مترسک ها نو و کهنه ندارند ، لاجرم برای ترساندن دیگران از آنان میتوان استفاده کرد ، اما این بدین شرط است که کسی باشد تا از این مترسکهای کهنه و نخ نما شده و آبروباخته و کمدی بترسد!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا