مجاهدین خلق

عراق، مدفن ابدي فرقه رجوي

عراق، مدفن ابدي فرقه رجوي

ايران ديدبان
روز گذشته مجاهدين با قطع برنامه هاي عادي ارگان ماهواره اي خود، خبر جلسه تعدادي از وكلاي عراقي در حمايت از مجاهدين را با مارش پيروزي اعلام كرد!!
تلويزيون مجاهدين به نقل از شركت كنندگان در اين جلسه اعلام كرد: مجاهدين يك متحد و شريك طبيعي براي خنثي كردن بنيادگرايي و حضور آنها در خاك عراق به عنوان يك نيروي اپوزيسيون نيرومند، يك وزنه تعادل و يك ضرورت استراتژيكي و يك فايده بزرگ ملي براي عراق در برابر ارتجاع و بنيادگرايي است.
به وضوح مشخص است كه مجاهدين نگران از آينده نامشخص خود در عراق و با اضطراب ناشي از چشم انداز متلاشي شدن همه جانبه، مجبور به معرفي خود به عنوان يك فايده بزرگ ملي براي عراق شده اند!
براي مجاهدين تلاش و تكاپوي ماندن در عراق، جنگ بر سر مرگ و زندگي است. عراق اكنون به مسأله بود و نبود آنان تبديل گرديده است كه جهت تحقق اين هدف دلائل و شرايط سياسي و استراتژيكي ديگري را نيز به ياري ميطلبند تا حضور خود را به هر نحو ممكن بر ملت عراق تحميل نمايند.
مهمترين عاملي كه مجاهدين اكنون با سوء استفاده از آن قصد عملي ساختن نيات خود را دارند، استفاده از فضاي رقابتي و انتخاباتي خاص عراق است.
گروهها و احزاب سياسي عراق، به خاطر اختناق حاكم بر اين كشور، هيچكدام تا كنون اجازه فعاليت آزاد سياسي را نداشته اند، جو موجود رقابتها، تا حد زيادي آغشته به بدبيني بين احزاب و منبعث از يك رقابت ناسالم از سوي اقليتي است كه منافع خود را با سقوط صدام از دست داده است، و مجاهدين بنا بر خط مشي هميشگي خود، به كار كردن بر روي تضادهاي موجود در جامعه پرداخته و با دخالت مستقيم در امور داخلي اين كشور زمينه هاي تحميل خود را پي ريزي ميكنند.
آنچه در اين صحنه حائز اهميت است اين كه مجاهدين هيچ اعتقادي به دموكراسي و رأي اكثريت نداشته و همچون دوران انقلاب ايران، همت خود را بر مقابله با اكثريت مردم قرار داده اند.
اما اصليترين دليلي كه مجاهدين براي ابقاي خود در عراق ارائه ميكنند و در همين بيانيه اخير نيز عيان است دستاويز قرار دادن مجدد سياستهاي آشوبگرانه و تجاوزكارانه صدام است.
در اطلاعيه مجاهدين به نقل از حاميان عراقي آنها آمده است: آنها گفتند خلع سلاح و نامگذاري تروريستي بزرگترين اپوزيسيون ايران بالانس قدرت در منطقه و عراق را به نفع حاميان رژيم حاكم بر ايران تغييرداده است.
صدام دقيقاً با اين استدلال كه بالانس قدرت خود در مقابل ايران را متعادل نمايد، بيست سال از گروه تروريستي مجاهدين حمايت و پشتيباني به عمل آورد، بالانس قدرتي كه ضرورت آن از سياستهاي جنگ طلبانه وي بيرون مي آمد، اما آيا ملت و دولت آينده عراق تصميم دارد تا بار ديگر جنگي عليه ايران به راه اندازد؟!
البته خواست و ايده آل اصلي مجاهدين اين است كه بار ديگر جنگي عليه ايران از طريق امريكا يا اسرایيل راه بيفتد، جنگي كه پايگاه نظامي آن ميتواند عراق باشد، جنگي كه بر اثر آن مجاهدين نيز به خدمت در بیایند، اما بسيار بعيد است كه دولت عراقي، با هر ايده و مرامي دوباره بخواهد سياستهاي صدام را ادامه دهد، حتي اظهارات دوره اخير شعلان كه اكنون به عنوان بزرگترين مخالف ايران و سوريه شناخته شده است، روز گذشته از سوي غازي الياور رد شده و ياور آن را تندروي و ايده هاي شخصي شعلان معرفي نمود.
بنا بر اين مجاهدين تلاشهاي تبليغاتي خود در عراق را بر اساس دو استراتژي شكست خورده خود و صدام بنا نمودند كه عمر تاريخي آن به سر آمده و نيز تجربه خود را پس داده است. سياستمدارن عراق هوشيارتر از آنند كه مجدداً به آن سياستها رجعت كنند.
جاروجنجالهاي كنوني همچون كفي بر روي آب و نتيجه تلاشهاي انتخاباتي است و در درازمدت دردي را از مجاهدين درمان نخواهد كرد.
تشبث مجاهدين به اين نوع حمايتها و تعاملات نشأت گرفته از نياز عميق آنان به خاك و جغرافيايي براي حضور فيزيكي و تشكيلاتي است و محال است كه به غير از عراق جايي براي سكونت تشكيلاتي خود بيابند. دير يا زود مجاهدين بايد خود را براي اسباب كشي از عراق آماده و مهيا كنند، اسباب كشي ای كه به منزله انتقال به مدفن ابدي است.
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا