مجاهدین خلق

لجن پراكني و دروغ اضطراري!

لجن پراكني و دروغ اضطراري!


 


 فرقه رجوي آن گاه كه از شبكه هات برد  كه البته دزدانه واردش شده بودند،‌به بدترين شكل اخراج شدند،‌شروع به راه انداختن ماشين ازنفس افتاده ي تبليغات كردند و اين گونه وانمود كردند كه :”پارازيت روي شبكه ي فرقه انداخته اند تا حقايق ( به قول خودشان ولي در واقع دروغ هاي خنده دار) به گوش خلق نرسد”. و وقتي ديدند كه از سوي آن شركت راستي  راستي طرد شده اند؛ چرا كه جاي تروريست ها روي آن شبكه نيست‌، نفسشان كم كم قطع شد.


حالا هم با تعطيلي سايتشان و محكوميت از سوي يكي از دادگاه هاي آلمان و با داشتن شاكي خصوصي كه به بعضي اعضاي ديدبان حقوق بشر توهين شده ،‌در حالي كه مات و مبهوت مانده اند اما طبق معمول هميشه، لجن پراكني اضطراري راه انداختند كه اين سايت بسته شده و حتي بايد از طرف مقابلش به دليل اختلال در سايت نيز جريمه بگيرد!!!


البته در اين فرقه همه چيز را وارونه جلوه دادن ، عادت است.  براي مثال زماني كه تمامي اخبار موثق در مورد مژگان پارسايي و تهديد از سوي مريم قجر،‌انتشار يافت، ‌بيانيه اي به نقل از وي  بدون تاريخ و با يك مناسبت مضحك (‌البته پس از تأخير چندين روزه) روي سايت سراپا دروغ همبستگي ملي درج شد، تا طبق معمول و شيوه ي رايج شان بازتاب خبر را تحت الشعاع قرار دهند. گويا رجوي همه را مانند خود در رؤيا تلقي ميكند و مي خواهد عالم بيرون را با واقعيت هاي موجودش منطبق با روياهاي تروريستي كند! بيش از دو دهه اعضا را با وعده هاي پوشالي و به حكومت رسيدن در زمان نزديك مثلاً ‌3 ماه و 6 ماه و يك پل مانده،‌فريب دادند و اگر يكي از اعضا از خواب غفلت بيدار شد و افشاگري كرد به ناسزاگويي و تهديد و تهمتش دست زدند. اين به خواب رفتگان در عالم رياست و قدرت ‌،گمان مي بردند،‌ مردم دنيا و سازمان هاي بين المللي و شركت هاي معتبر ماهواره اي و  اينترنتي هم،‌همان انطباق دهندگان رؤیا و واقعيتند ،‌حال آن كه چنين نيست. اخراج و انسداد و محكوميت هاي قضايي و مالي و حقوق بشري يكي پس از ديگري بر آن ها هجوم آورده ‌،‌آن گونه كه مزدوري امريكا و اسراييل هم فايده اي به حالشان نداشته و نخواهد داشت و در واقع فرقه رجوي مانند جنازه اي شده كه همگان براي فرار از بوي تعفنش چاه عميقي كنده و لحظه به لحظه با لگدهاي بسيار آن را به ته چاه نزديك تر مي كنند تا مشامشان آزار نبيند و هواي پاكشان آلوده نگردد و اين بار با انداختن سطل آشغال پر از لجنشان كه عنوان ايران ليبرتي حمل مي كرد به عقب ماشين زباله ها بر انسداد آن حكم راندند.


 آري،‌كاملاً‌روشن است كه به لانه ي موش مسعود رجوي رسوايي و افتضاح رسوخ كرده ، ‌طوري كه ديگر جاي خالي در سوراخ موش او باقي نمانده.


و وكلاي چند هزار دلاري هم كاري از دستشان برنمي آيد!…   


 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا