مجاهدین خلق

خائن تر از حزب توده

خائن تر از حزب توده



کریم حقی، بیست و ششم سپتامبر
(اینترلینک: عکس ها از کاوه گلستان و کامران جبرئیلی از دوران جنگ است که از سایت بی بی سی برداشته شده است. مجاهدین که در زمان جنگ به صدام اطلاعات می دادند تا این صحنه ها را بوجود آورند، همزمان از همین عکس ها برای کلاشی و سر کیسه کردن مردم کوچه و خیابان در کشورهای غربی استفاده می کردند)
هر که ناموخت از گذشت روزگار
هیچ ناموخت ز هیچ آموزگار
هنوز پس ازگذشت بیش از پنجاه سال از نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران به رهبری دکتر محمد مصدق و نقش خائنانه ای که حزب توده در آن دوران در راستای منافع شوروی سابق ایفاء نمود از صفحه اذهان زدوده نشده است.
حزب توده طبق رهنمود حزب برادر بزرگ نه تنها با ملی شدن صنعت نفت در ایران مخالفت می ورزید بلکه خواهان واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی سابق بود تا با دولت انگلیس که ان موقع امتیاز نفت جنوب را در اختیار داشت موازنه برقرار شود.
هر چند دولت ملی دکتر محمد مصدق با کودتای ننگین امریکایی – انگلیسی در 28 مرداد 1332 سرنگون گردید؛ مصدق دستگیر و محاکمه شد. دکتر حسین فاطمی وزیر امور خارجه کابینه مصدق نیز پس از چند ماه زندگی مخفی دستگیر و به چوخه اعدام سپرده شد. اما نفت ایران دیگر ملی شده بود و سردمداران رژیم کودتا نمی توانستند عقربه زمان را به عقب برگردانند.
و بدینگونه در تاریخ ایران نام و یاد مصدق ماندگار شد. در مقابل اما نام حزب توده ( علیرغم دهها انسان مبارز و فرهیخته ای که در صفوف آن بودند ) به دلیل وابستگی رهبران آن به نیروهای بیگانه مترادف با خیانت و وطن فروشی شد و این لکه ننگ هیچوقت از دامان آن پاک نشد.
مثالی دیگر:
در 21 آذر ماه 1324؛ اولین مجلس ملی آذربایجان در سالن سینما دیانای تبریز برگزار کرد. با این اقدام دولت باصطلاح خودمختار آذربایجان شکل گرفت که عمر آن تا 21 آذر 1325 بیشتر طول نکشید. هر چند در این حرکت نیز مردمان زیادی فداکاری نمودند و خواهان برسمیت شناختن زبان؛ سنتها و فرهنگ ملی خویش بودند و چه بسا فداکاریها که نکردند اما از آنجائیکه رهبری فرقه دمکرات آذربایجان وابسته به بیگانه بود و لات هایی همچون غلام یحیی دانشیان بر آن حاکم بودند؛ بلافاصله پس از سفر قوام السلطنه به مسکو و مذاکراتی که با استالین انجام داد شوروی به حمایتهای خود از فرقه دمکرات آذربایجان پایان داد و با این قطع حمایتها سران بالای فرقه به شوروی گریختند اما مردم عادی کوچه و بازار که در آرزوی رسیدن به آمال خود با فدائیان همکاری نموده بودند و فدائیانی که امکان گریز نداشتند به دست نیروی دولتی قتل عام شدند.
سرنوشت سران فرقه دمکرات نظیر غلام یحیی دانشیان؛ پیشه وری؛ سرهنگ پناهیان و….هم بهتر از سرنوشت رهبران حزب توده که پس از فرار از ایران در مسکو و باکو و دوشنبه سکنی گزیده بودند نبود.
مثال عصر معاصر:
جدیترین نمونه وطن فروشی و خیانت سازمانها و احزابی که در قالب مبارزه و انقلابیگری بی محتوا به مزدوری بیگانگان روی می آورند سازمان مجاهدین می باشد. این سازمان پس از اعلام مبارزه مسلحانه در 30 خرداد 1360 که حاصل آن چیزی به جز کشتار بیحاصل صدها تن از هر دو طرف نبود به عراق و زیر قبای دیکتاتور سرنگون شده عراق ( صدام حسین ) کوچید. جهت به دست آوردن دل صدام حسین به هر خیانت و وطن فروشی ممکن دست یازید. در جنگ صدام حسین بر علیه مردم ایران فعالانه و به نفع بعثی ها وارد عمل شد. جاسوسی کرد؛ به دستور سران حزب بعث بمب گذاشت و خمپاره پرانی کرد. اطلاعات ایران را به دشمن فروخت. دامنه این همکاری به آنجا رسید که جهت تحکیم پایه های رژیم دیکتاتوری صدام حسین به کشتار کردها و شعیان عراقی دست زد. پس از سرنگونی رژیم صدام حسین رهبران مجاهدین با همان وقاحت و بیشرمی خود را برای امریکائیان عرضه کردند. انواع خوش رقصی و عشوه های شتری را آمدند تا مگر در نظر اربابان جدید مقبول افتند.
اکنون مدتی است که بحث اتمی ایران به بخشی از استراتژی مجاهدین تبدیل شده است. مجاهدین در کنار راست ترین نیروهای امریکایی و صهیونیستهای اسرائیلی بحث خطر اتمی ایران را در بوق و کرنا می کنند.
استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حق مسلم مردم ایران است و هیچکس نمی تواند این حق را از مردم ما بگیرد.
فنی آوری صلح آمیز هسته ای ایران به همت و توانمندی دانشمندان ایرانی حاصل شده است و از این بابت مردم ما مدیون کسی نیست.
اسرائیل تنها کشوری در خارومیانه است که بیش از 400 کلاهک هسته ای دارد و در حال حاضر لابی های یهودی در جهان با تمام امکانات خود تلاش می کنند تا مانع از پیشرفت ایران در زمینه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای بشوند.
دولت امریکا تنها کشوری در جهان است که به استفاده از بمب اتمی دست زده است و با بمباران هیروشیما و ناکازاکی دهها هزار تن از مردم این دو شهر را به هلاکت رسانده است. بنابراین ایالات متحده امریکا از نقطه نظر اخلاقی آخرین کشوری است که در جهان می تواند راجع به رفتار هسته ای سایر دولتها نظر بدهد.
اگر هم اکنون سران مجاهدین را در تهران ول کنند تا به منزل باباهایشان بروند احتمالا هیچکدام نتوانند آدرس منزل پدری شان را پیدا کنند؛ آنوقت چطوری است که قادر هستند از سری ترین مراکز اتمی ایران اخبار و اطلاعات جمع آوری کنند؟ این چیزی نیست جز اینکه مجاهدین به بلندگوی بیرونی اسرائیل مبدل شده اند. اطلاعات از اسرائیل و پخش کردنش از مجاهدین. حالا مجاهدین هر چقدر که میخواهند گلوی خودشان را پاره کنند که پرونده اتمی ایران باید به شورای امنیت فرستاده شود و یا موقعی که سازمان انرژی اتمی در وین جلسه دارد چند ده نفر را به جلوی مقر سازمان انرژی اتمی بفرستند تا شعار بدهند که رژیم ایران در حال ساخت بمب اتمی است و….
اما این قبیل اقدامات خائنانه و وطن فروشانه هیچ دردی را از مجاهدین دوا نخواهد کرد کمااینکه بیش از دو دهه مزدوری برای صدام حسین دستاوردی به جز لکه ننگ بر پیشانی مجاهدین نداشت.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا