صدام یک‎بار دیگر فرو پاشید

صدام یک‎بار دیگر فرو پاشید
علی قشقاوی
ترس از مجهول در نگاههایش موج می زد. هنوز هم جاه طلب بود ولی بدون شک این یکی با آن جاه طلبی سابق که آمیخته ای از قصرهای جورواجور و دکورهای سلاطینی و محافظین چند لایه را با خود به همراه داشت، تفاوت داشت. گامهایش از تسلط جاودانه نمای سابق تهی بود.
واضح بود نطقی را که در دادگاه بیان می کرد، بارها در ذهن تکرار کرده بود. اما نطق خوانی او با آنچه که در سابق پس از مرور کردن بی دغدغه عبارتهای تهی از هر گونه مسئولیت بر روی کاغذهای بر هم انباشته شده، صورت می گرفت، تفاوت داشت. آخرین سرمایه بجا مانده از یک ورشکستگی کامل را هم به آدرس همیشگی می فرستاد. سرمایه گذاری بر جهل و نادانی مردم…
او با بی شرمی تمام یک بار دیگر حمایت مردم را طلب می کرد…!
بدون شک آنچه را که بر صفحات رسانه های مختلف جهان می دیدیم، حکایت از یک شکست بود. پایانی از یک عملکرد ضد بشری با هر آنچه ایده ای که در پشتوانه خود داشت. یک بار دیگر، انسان پس از پرداخت بهائی گران پیروز شد.
صدام حسین که تمامی عراق را با مجسمه ها و نقاشی عکسهایش رنگ آمیزی کرده بود، صدامی که در زمان حکمرانی او بر عراق، انسان ها تمامی حقوقشان را از دست می دادند تا در لوای امریه های بعث به یک برده تبدیل گردد. صدامی که ثانیه به ثانیه دوره حکومتش را با خون بی گناهان تغذیه کرده بود، سرانجام و بلاجبار گریبان خود را بدست عدالت سپرد و… صدام مقهور شد.
شاید کمتر کسی از قربانیان زندانی این دیکتاتور، آنجا که انسان به بی اساس ترین دلیل به شدیدترین مجازات به شیوه دوران نخستین را بجان می خرید، پیش بینی چنین روزی دور از تصور نبود.
ولی بدون شک تمامی آنان از احقاق عدالت خرسندند. اما ای کاش که در احقاق این عدالت نظری هم بر پرونده های متراکم قربانیان ایرانی در آن کشور همسایه افکنده می شد. قربانیان هشت سال جنگی که وحشی ترین شیوه های تازی گری، از قتل و غارت در شهرهای اشغال شده گرفته، تا بکارگیری ناجوانمردانه ترین و بی رحمانه ترین سلاحهای کشتار جمعی تا بمباران غیر متعارف شهرها و اهداف غیر نظامی که با ساده ترین و ابتدای ترین اصول و قوانین بین الملل و عرف و اخلاق بشری متغایر است.
باز قربانی شدن فرزندان همان مردمی که با صداقت در جهت آزادی و بهبودی اوضاع ملت خود شعارهای ریاکارانه گروه مجاهدین ضد خلق را خورده و رنج عزیمت به عراق را متقبل شده تا پس از کشف ماهیت شوم و ضدبشری رجوی، یک بار دیگر بر استواری وظایف ملی پافشاری کرده و دست رد بر سینه مجاهدین زدند.
دریغ از آنکه صدام و رجوی در یک تبانی ایدئولوژیکی کمر توهم برنابودی ایران و ایرانیان بسته و اکثر نیروهای صادق را سر به نیست کرده و یا در زندانهای مخوف رژیم بعث تا اطلاعی نامعلوم به گرو گذاشته بودند و یا آنان را کت بسته به رژیم تحویل می دادند.
چه عدالت زیبائی اگر ایرانیان هم جائی برای دفاع از حقوق از دست رفته خود در این دادگاه می یافتند…
اما اشکال قضیه در هر کجا که باشد، ما مطمئنیم که دیر یا زود سرانجامِ صدام صفتان بهتر از خودِ صدام نخواهد بود و بر هر چه که بتوان شک کرد، بر اصالت انسان و حق او در بهره مندی از عدالت نمی توان ذره ای شک کرد…
به همین دلیل اینجانب، بخاطر سالهای مدید زندانی شدن و شکنجه شدن توسط ماموران سازمان مجاهدین و صدام حسین بدنام در زندانهای مخفی عراق و زندان ابوغریب، بار ها به مقامات دولت و قانون گذاران عراق به سازمانهای بین المللی و حقوق بشری بخاطر این رفتارهای ضد انسانی رجوی و صدام شکایت کرده ام.
در آخر قابل تامل است، اگر بنگریم که این اولین باری است که منطقه خاورمیانه وقوع چنین حادثه مهمی را تجربه می کند و قبل از آن گوئی که ما تافته جدا بافته ای از جهان باشیم، فقط وقوع چنین حوادثی را در این سو و یا آن سوی دیگر جهان چون آمریکای لاتین و یا اروپا و یا کشورهای خاور دور همچون کامبوج را نظاره گر بودیم اما امروز این دادگاه ثابت میکند، هیچ کس را گریزی از دست عدالت نخواهد بود و سوای از تایید یا رد شیوه سرنگونی چنین سیستمهائی در منطقه خاورمیانه، آرزومندیم که روزی ظلم و ستم در سراسر جهان برچیده شود تا عقل و کمال و اراده انسان جایگزین حکومت رجوی ها شود تا انسانها بتوانند به آغوش جامعه مدرن و متمدن باز گردند تا احساس آزادی، و احساس انسانی و انسانیت را در خود دوباره زنده کنند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.