مجاهدین خلق

تظاهرات 7 نوامبر و صحبت‎های مامانم اینا!

تظاهرات 7 نوامبر و صحبت‎های مامانم اینا!
حسن زبل/ سایت ایران آینده
وای پسر! 7 نوامبر تو بروکسل چه خبر میشه ؟
فکر کنم برای تظاهرات سه برابر جمعیت خود بروکسل بیایند جلوی اجلاس اتحادیه اروپا, آخه دوسه ماهه سازمان ما داره تبلیغات میکنه ؛
درزمان فتحعلیشاه یک توپچی که میخواست به طرف پطرزبورگ توپ شلیک کند , توپش ترکید وهمه اطراف را بهم ریخت و,کشته ها دادند اما آن توپچی با تسلط به آقای فتحعلیشاه گفت : قربان اینجا که اینطوری شد وای به حال پطرزبورگ, حالا هم شما الطفات داشته باشید وقتی اشرف اینطوریه وای بحال بروکسل که چه خبرخواهد شد!!!
حتما میپرسید اشرف چطوریه ؟ نگو و نپرس! اینقدر از اهمیت این تظاهرات و این روز بزرگ وسرفصل تاریخی برامون گفتن که بالاخره فهمیدیم که از عملیات فروغ و چلچراغ و غیره هم مهمتره.
فکر کنم در این اجلاس اتحادیه اروپا وسط جلسه آقایان و خانمهای این اتحادیه بحث را عوض میکنند و اول سازمان ما را از لیست تروریستی بیرون بیآورند و به تظاهرات کننده ها نشان بدهند تا بتوانند کارشان را ادامه بدهند.
آخه سرو صدا و شعار 15 ملیون نفر یا بیشتر در بروکسل مگر میگذارد آنها جلسه بگذارند , تقصیر خودشان است اگر ما را نمیگذاشتند توی لیست تروریستی اینطوری نمیشد.
ما هم توی اشرف درست است دستمان از همه جا کوتاه است , اما قرار شده در این تظاهرات شرکت کنیم , چطوری ؟
خواهر صدیقه گفتند که هرکس به خانواده اش تلفن بزند وبگوید آنها به این تظاهرات بروند انگار خودش رفته و من هم با عجله با خانواده ام تماس گرفتم. (البته عجله ازمن نبود از خواهر پوران بود که دنبالم آمد و گفت همین امشب با خانواده ات تماس بگیر).
بله زنگ زدم یعنی برایم زنگ زدند و مامانم گوشی را برداشت , گفتم مامان جان سلام گفت علیک پسرم چه خبر ؟
گفتم :ای وای مامان مگه از تظاهرات 7 نوامبر خبر نداری ؟ گفت نه!!
فهمیدم دارد با سازمان ضدیت میکند. گفتم : 7 نوامبر در بروکسل تظاهرات است برو تظاهرات باشه ؟ گفت : تظاهرات برای چیه ؟
خواهر پوران و دوسه تا خواهر دیگه داشتند گوش میدادند روی کاغذ برایم نوشتند که تظاهرات برای چیه , من هم گفتم : مامان برای اینکه پرونده اتمی رژیم بره شورای امنیت. مامانم گفت : که بعد چی بشه ؟گفتم که بعد آمریکا بتونه به ایران هم مثل عراق حمله کنه ماهم به یه چیزی میرسیم. مامانم نه گذاشت و نه برداشت و گفت تو غلط میکنی به یه جایی برسی مردم برن زیر موشک و بمباران که تو به یه جایی برسی.
خواهر مهین نوشت و منهم به مامانم گفتم که در این تظاهرات ما از اتحادیه اروپا میخواهیم سازمان ما را از لیست تروریستی بیرون بیاورد.
مامانم مثل دفعه قبل گفت که چی بشه ؟ گفتم بابا اگه از لیست بیرون بیایم دوباره تیم تشکیل میدیم و دوباره میآیم ایران خمپاره میزنیم.
مامانم گفت که بازهم چند تا بیگناه بدبخت کشته وعلیل بشن؛ خواهر مهین با زرنگی تمام که از انقلابش نشأت میگیرد فهمید که ممکن است حرفهای مامانم روی من تاثیر بگذارد سریعأ تلفن را قطع کرد,و مرا از سقوط به ورطه گمراهی و مزدوری وزارت اطلاعات نجات داد.
اما فکر کنم مامانم مزدور شده باشد , خودش ضررمیکند که در این سرفصل تاریخی شرکت ندارد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا