پیوند مجاهدین وپنتاگون مبارک

پیوند مجاهدین وپنتاگون مبارک


کانون آوا


روز پنجشنبه 10 نوامبر 2005 یک مصاحبه مطبوعاتی تحت عنوان «روابط صدام حسین با تروریسم بین المللی» توسط موسسه ایران اینترلینک درسالن هتل آمباسادور درلندن برگزار شد. برای اطلاع بیشتردررابطه با موضوعات مطرح شده دراین جلسه و اسامی سخنرانان می توانید به سایت www.iran-interlink.org مراجعه کنید. ولی نکاتی در این جلسه وجود داشت که مرا مجبور به نوشتن این سطورکرد وآن شرکت افراد مجاهدین ونحوه حضور آن ها در این جلسه بود. مجاهدین طبق روال همیشگی هر آن چه در چنته داشتند در این جلسه عرضه کردند. این فرقه که همیشه در جلسات خودشان با دهها تن از نیروهای خود ، محل مربوطه را محاصره کرده وبه غیرخودی اجازه دخول نمی دهند، ولی خودنخود هر آش جلسات دیگران هستند و نمونه ای از دموکراسی مورد ادعای خودشان را به نمایش می گذارند. نکته جالب در مصاحبه مطبوعاتی روز پنجشبه ترکیب جدید مراسلان رجوی بود. تابحال رسم این بود که مجاهدین یک عده اوباش رابه جلسات جداشده ها می فرستادند. برخی از آن ها بداخل جلسه نفوذ کرده وآرامش جلسه را به هم می زدند، عده دیگری نیز دربیرون ایستاده وشعار می دادند.
این دفعه مجاهدین فاکتور جدیدی را وارد صحنه کردند. اگر خاطرتان باشد ماموران امنیتی امریکا در ماه های گذشته به دفعات از به کار گرفتن افراد مجاهدین در ماموریت های جاسوسی درداخل ایران توسط ارگان های امنیتی آمریگا خبر داده بودند. امری که هیچگاه از جانب مجاهدین تکذیب نشد. اینبار چشممان به جمال فردی بنام سعید دریابانی روشن شد که اول وی درابتداخود را نماینده اعزامی از جانب کنگره آمریکا معرفی کرد، بعد ازمدتی مدعی شدکه از پنتاگون آمده وبعدهم ناگهان گفت که مامور سیا می باشد. وی ضمنا مطرح کرد که بخاطر این جلسه از واشنگتن به لندن آمده است. این آقا که خیلی هم مشنگ تشریف داشت، تمام مدت تلفن همراه خود را روشن گذاشته بود تا تمام مطالب جلسه بدون کم وکاست، به از ما بهتران منتقل گردد. دم خروس وی آنجایی بیرون زد که بشیوه مجاهدین شروع به فحاشی به همه حضار کرد حتی خبرنگار بی بی سی نیز از هتاکی های وی درامان نماند. وی علنا از مجاهدین دفاع می کرد. بایدگفت، آخر مشنگ اگر تو ماموری لااقل ظاهر قضیه را حفظ کن!
از دیگر ماموران اعزامی رجوی دخترخانمی کم سن وسال بود که سعی کرده بود با آرایش وپوشیدن دامن خودش را سنگین جا بزند، ولی وقتی دهانش را باز کردآشغال بود که از آن بیرون می ریخت. وی درس وقاحت ودریدگی را درمحضر استادش مریم قجرعضدانلوآموخته و مثل او کثافت ونجاست از سرورویش می بارید. واقعا که مجاهدین نماینده واقعی خودشان را فرستاده بودند. زبانم از توصیف این موجود قاصر است. از مسئولین ایران اینترلینک درخواست می کنم فیلم صحبت های این خانم را در اینترنت بگذارند تا همگان از فیض کلمات گهربار این جرثومه فساد مستفیض بشوند.
پدیده سوم نیز جوانی حدود 16-17 ساله بود که به او یک دوربین فیلمبرداری داده بودند تا ازتمام جلسه فیلمبرداری کند. وی نیز دراواخر جلسه مرتبا وسط حرف ها می پرید ودنبال بیل می گشت. تنها حرفی که از این بیچاره در می آمد این بود که مرتبا تکرار می کرد سه ماه قبل از منطقه آمده است.
از آنجا که مجاهدین سرخود نباید به حال خود رهاشوند و حتما باید آقابالاسر داشته باشند، این سه نفر نیز در محل مرتبا توجیه می شدند ودستورات جدید دریافت می کردند. مسئول آنها زنی به اسم لیلا جزایری بود که در بیرون از جلسه در گوشه ای ایستاده بود وبا موبایل اوامرش را به گوسفندانش در داخل سالن ابلاغ می کرد.
راستی چرا سازمان به این عظمت!!! از چند جداشده که هیچ امکانی ندارند و هیچ دولت خارجی نیز پشتشان نیست، هراس دارد؟ سازمانی که خودش را آلترناتیو می نامد از برگزاری یک جلسه چند نفره آن هم در یک کشور غربی به وحشت مرگ افتاده است. من این عکس العمل را به فال نیک می گیرم. باشد که هرروز بیشتر از گذشته این نقاب دموکراسی از چهره کریه سازمان بیافتد ومردم ایران سره از ناسره را عملا تشخیص دهند.
علی اکبر راستگو
کلن-13.11.2005

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن