مجاهدین خلق

گم شدگان تاریخ

گم شدگان تاریخ
سایت پرونده سیاه
گم شدن یا مربوط به اشیا است یا آدم ها تفاوت این است که اشیا توسط انسان گم می شوند اما انسانها در شرایط مختلف مثل آدرس غلط،تاریکی شب ،شهر ودیار غریب و… گم می شوند.
اینک به نوعی گم شدن تولیدی رهبری مجاهدین خلق پرداخته می شود این مقوله به ظاهر ساده اما انسان کش فی الواقع تراژدی ویژه و منحصر به فردی در تاریخ می باشد.
برای تفهیم این قانون فرقه ای که تمامی نقض حقوق ها روی آن سوار شده به اولین مثال مادی وملموس اشاره می کنیم، دقت کنید امروزه با توجه به تکنولوژی مدرن اگر فردی به هر دلیلی مفقود شود در تمام وسعت این کره خاکی حتی در عمق اقیانوسها ردی از سر نوشت او یافته می شود.
در نظر بگیرید یک عضو مجاهدین از سال 60 (82میلادی)از مرز ایران به عراق رفته وبه مجاهدین پیوسته از آن تاریخ 24 سال می گذرد در این پروسه مدید نه فرد مذکور ونه خانواده کمترین رد ویا اطلاعی از وضعیت هم ندارند این در حالی است که این عضو نوعی اهل استان هم مرز با عراق بوده ومسافت بین اسارتگاه اشرف مجاهدین تا شهر وخانواده این فرد کمتر از فاصله شهر محل سکونت خانواده فرد تا نزدیکترین شهر ایرانی است.
دقت کنید اوج فاجعه تا چه حد دردناک بوده این مثال عینی و واقعی بدین صورت اثبات شد که فردی جدا شده از مجاهدین حسب اتفاق از طریق آلبوم خانوادگی عکسی را می بیند که مربوط به فردی در سازمان است او با پرسش از خانواده مربوطه از آنها می شنود که اطلاعات آنها صرفا مربوط به مفقود شدن فرزندشان در 24 سال پیش است
بدین ترتیب او هر چه تلاش می کند واقعیت وزنده بودن عضو مربوطه را برای آن خانواده ثابت کند موفق نمی شود تا اینکه به سراغ فرد جدا شده ی دیگری رفته وقضیه را تعریف می کند آنها با هم در یک تلاش سخت نهایتا آن خانواده را قانع می کنند.
به هر حال خانواده با هر تفصیلی به عراق رفته وبا مشقات وبه سختی موفق به چند دقیقه دیدار فرزند خود می شوند توجه کنید اقوام این فرد می گویند فرزندشان گفته من توسط رهبری مجاهدین از لحاظ فکری بالاجبار گم شدم حتی نمی توانستم درک کنم که فاصله ام تا خانواده چقدر است چون از لحاظ معنوی فاصله ام تا خانواده از این کره به کره دیگر تبدیل شده بود لذا در خلال 24 سال حتی یک مورد به ذهنم نزده بود که فاصله واقعی من تا پدر ومادر چند ده کیلومتر بیشتر نمی باشد بلکه با اینکه زنده بودم هم می دیدم وهم می شنیدم فکر می کردم در اعماق صدهها کیلو متر زیرخاک هستم ودسترسی به دنیای آزاد ندارم وقتی به پیرامون خودم هم نگاه می کردم همه مثل خودم فکر می کردند.
این نوع گم شدن اجباری نوعی ایدئولوژی رسمی وقانونی فرقه ای از جانب رهبری مجاهدین می باشد لذا همانگونه که در فاکت بالا باز کردیم در حقیقت از بالا ترین لایه تشکیلات تا یک عضو ساده گم شده اند یک گم شدن سیاسی وعقیدتی این انسانها مثال اشیای خنثی گم شده ای هستند که بایستی آنها را پیدا نمود چون متاسفانه رهبری با انواع ترفند ها ذره ای اختیار وآگاهی واستقلال فکری برایشان باقی نگذاشته.
در واقع رهبری این فرقه خود قبل از همه گم شده ی تاریخ شد وهمه را با خود گم کرد ، در تاریخ همیشه رهبرانی بوده که قومی را به انحراف برده وتاکنون تاریخ به مثابه تجربه تلخ از آن ها یاد می کند.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا