مجاهدین خلق

ماهی گیری از مرداب و شناگری در گرداب

ماهی گیری از مرداب و شناگری در گرداب
میترا یوسفی، بیست و سوم فوریه
راستی که گستاخی مجاهدین، از هر طرف که می شنوی نامکرر است. شاید ثبت این صفت را علاوه بر صفات رسوای دیگر، فرقه معروفه و انگشت نما درحضور ملت ایران، به حق از دکترمصطفی مصباح زاده روزنامه نگار مجرب و سیاستمدار قدیمی ایران، درست به موقع، دریافت کرد و آن وقتی بود که موازی با دویدن های رسوای خویش در کریدورهای سنای آمریکا و یا هرجای دیگر، به دنبال هرکسی با کمترین وجهه ی اجتماعی هم شده، در هرزمان و هرمکان که ممکن بود با ژستی از موضع بالا که در برخورد با حقیقت حقارتش به تلخی خنده دار می شود و با ژست وطن پرستی، که در انعکاس وطن فروشی هایش شاید گریه آور هم می شود. باری از فرط حماقت و جنون حسادت در نشریه نازل مجاهد بر کلینتون رئیس جمهوری وقت آمریکا تاخت که گویا ضمن صرف ناهار در باشگاهی، با رضا پهلوی مواجهه شده و سلام وعلیکی کرده بود. مصباح زاده هم جواب مناسب را با سرمقاله یی تند، تحت عنوان « گستاخ »! نوشت و خط سیاهی دیگر برپیشانی طرف کشید.
باری ،به خصلت معهود منافقی این روزها همزمان با ادعای دولت ایران ( و هم چنین ملت ایران، به نقل از خبرگزاری های بین المللی ) در مورد « انرژی هسته یی »، به خیال بوی کباب، گرگ های گرسنه مجاهدین ، فرصت طلبانه و منافقانه از سوراخ هایی که در مرزها بخیال خودشان باز شده، با چهره های مظلوم نما، و عاقل پناهانه و صلح طلبانه! این تروریست های جرار، به سنت کهنه و قدیمی، جهت تکدی و جیب بری وبیش و پیش تر از آن، بکار انداختن ماشین تقلبی تبلیغات مجانی، قصد ریختن به خیابان ها ( البته در ایران جرات آفتابی شدن به لحظه یی هم ندارند) دارند.
برای من با دنیایی از تجارب تلخ، خون به جگر و بغض در گلو، دیدن و گذشتن از آنها ممکن نیست. به طرفشان رفتم که بازهم پیدایتان شد! بازهم تروریست ها به معابر ریخته اند! کسی که با او روبرو بودم، لهجه ی ترکی داشت اما بدور از غیرت و حجب و حیای شناخته شده آذربایجانی های ایران، هرکلامش به فحش های رکیک آمیخته بود، آنچنان که شایسته رجوی هاست. شخصا او را بیاد نمی آوردم ولی گویا مرا می شناخت و از آخرین اشتباه هولناک و نابخردانه مریم رجوی بی کفایت سودجسته ولاف و گزاف از آخرین بازار شام به قربانی کردن همسرم می زد، مرا مزدور می خواند، پشت سیاست پنهان می شد، وقتی که من سزاوارانه و به سادگی مدعی طبیعی ترین حقوق انسانی خودم و فرزندانم هستم.!بار گناهان رجوی را سنگین تر می کرد.
وقتی این نکته را یادآوری کردم، گردن برافراشت که : من مسلمان نیستم. گفتم می دانم که نیستی، اما آن وااسلام ها در حضور قدرت ها برای چیست؟ آن سینه زنی های عاشورا چی؟
از فحاشی های سخیف او تعجب نمی کردم که به قول شاعر شیرین سخن و از پرچم داران هنرشعر نو « فروغ فرخزاد»، کسی از جویباری که به مرداب می ریزد مروارید صید نخواهد کرد. اما به خصلت صیانت نفس آدمی ناخودآگاه به خودش بر می گردانیدم که خودت، پدرت! اما فوری بخودآمده و اصلاح می کردم : رهبرت!
اگرچه رجوی ها به خصلت دیکتاوری و هم از آنجا که چنته شان خالیست با دیالوگ و گفتگو خصومت موجه! دارند. ولی شاید وقتی لحظه یی به خصلت های انسانی اش سری می زد، به هرحال جملاتی بین من و برده رجوی ردوبدل شد. وضمن آن آموزش جدیدترین مراحل را « لو» می داد. حرفی که ظاهرا ملامت بار باید برای سوئدی ها می گفت که رژیم به سفارتخانه ها حمله می کند! اگرچه این خبر حقیقت نداشت ولی حقیقت این است که مجاهدین، خود از حمله کنندگان معروف به سفارتخانه ها بوده اند. از همکاری افراطی با دانشجویان خط امام بگیر تا به سفارتخانه های ایران در خارج ار کشور. بیاد دارم حتی پیش از حرکت دانشجویان پیرو خط امام، در نشریه ی سخیف خود به ملامت دولت ایران پرداختند و از شرم آن گفتند که هنوز در خیابان موسوم به طالقانی، بساط سفارت آمریکا برپاست. به مدعی اخیر درخیابان سوئدی گفتم: شما که خود اول حمله گر به سفارتخانه ها هستید.
همچنین در عمق رویاهای مسخره، از آخرین آموخته های رهبری اش و نوعی فرار به جلو که از هنرهای رجوی است ریش سفیدانه می گفت: صدام چه شد؟ صدام با آن همه قدرت چه شد؟ گفتم به آنجایی رفت که بزودی رهبرت خواهد رفت. چه رهبری، آخر رهبر فراری، رهبر می شود؟
پلیس خبر کردم و بدنبال کارخودم رفتم و از گستاخی های بی دروپیکر رجوی خنده ام گرفت، ( به قول یکی از همراهانم : به هیچ صورتی در ایران جایی برای شما نیست ). می خواهند از جایی سود برند که بدترین ضربه را به آنها زد. پایان روزهای مفتخوری عراق، به قول دکتر یزدی خطاب به خبرنگاران آمریکایی در آستانه ی انقلاب : زمان « بونانزا / مفتخوری» بپایان رسید. یاد باد چقدر همسرم از این مثال خوشش آمد و خندید.
باری، مجاهدین حتی از نمد بدبختی و یتیمی شان می خواهند کلاهی برگیرند! باش تا صبح دولتت بدمد!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا