مجاهدین خلق

ساکنان اشرف و حرف هایی در خواب!

ساکنان اشرف و حرف هایی در خواب!


سیروس غضنفری


آقای علی حامد رنجی من نکاتی را که درباره ی من در سایت افشاگر زده بودی خواندم و نیاز هم نبود که برایت موضع بگیرم چون اگر قرار باشد هر کسی که پارس میکند برایش نان بیندازیم آن وقت همه ی کارهایمان یادمان می رود فقط می خواهم این را بگویم که قبل از انجام یک مصاحبه یا نوشتن یک مطلب از تخت خواب خودت بیرون بیا و آبی به سر و رویت بزن و هوایی بخور و بعد هنگامی که خواهری گفت موضع بگیر کاملاً از جریان امر مطلع شو و فقط به این خاطر که برای فعالیت زیاد تشویقت کنند چیزهایی سر هم نکن!


لازم می دانم درباره ی دروغ بزرگی که گفته ای [ درهای قرارگاه باز است و همه می توانند بروند] بگویم که این مطالب را حداقل برای افرادی مثل من که 17 سال نزد شما بوده ام نگو.


یک یادآوری دیگر  هم این که خواهر مژگان یک بار گفته بود اگر ایران صد تا موشک می زد بهتر از این بود که خانواده ها را به قرارگاه بفرستد.


علی جان یادت می آید در نشست های شورای رهبری به این نتیجه رسیدید که خانواده خوره ی بچه ها شده و بهتر است راه را ببندیم و می دانی که خوره بچه ها اصطلاحی است که خانم مژگان دبیر کل آن زمان و خانم صدیقه دبیر کل فعلی شما درباره ی خانواده به کار می برد.


حتی در یک مورد که خانواده ی یکی از بچه ها در اشرف به دیدارش آمده بود خواهر صدیقه کنارش ایستاده بود و می گفت برای مبارزه با ایران باید یک نفر کنار شما باشد تا با تمام قوا بتوانید مبارزه کنید. یعنی خانواده ای که به ملاقات شما آمده متعلق به ایران است و باید با آن مبارزه کرد.


به نیروهایی که در زمان جنگ اسیر شده بودند و پیش سازمان بودند مارک سرباز جمهوری اسلامی ایران می زدند که این مشخص میکند هر کسی نزد سازمان است سرباز جمهوری اسلامی ایران است و بالاخره یک روز سربازی اش تمام شده و به ایران بر می گردد.


علی آقا یک اشتباه دیگرهم که کردی این است که سئوال نکردی سیروس اهل کدام شهر است بگذار بگویم که من اهل تبریز و از دیار ستارخان هستم و این مطلب را تو هم می دانستی ولی نمی دانم چرا گاف دادی.


در مورد جلسه ی انجمن نجات بگویم که دلیل حضور ما درخواست های خانواده بود و ما به احترام خانواده ها رفتیم و نه کسی از طرف وزارت اطلاعات گفته بود و نه مثل تو که خواهر مربوط توجیهت کرده، توجیه شده بودیم.


الان هم در این شهر مشغول هستیم و هیچ کس با عقاید ما کار  ندارد و تحت فشار نشست هایی که آن جا برگزار می شد نیستیم و کسی به ما مارک نمی زند. شما کارتان آن قدر اشتباه دارد که به یک نیرو با سابقه ی 17 سال مارک رژیمی می زنید. پرده را شما پاره کردید ما فقط گفتیم قرار بود با ستون به سمت ایران بروید نه به فرانسه. اگر سخن های مسعود رجوی در روز عاشورا یادتان باشد قرار بود در جلو خواهر مریم و در عقب ستون مسعود رجوی باشد اما افسوس جلودار در 17 نوامبر سر از فرانسه درآورد و معلوم شد سرستون کجاست ما هم دنبال ستون رفتیم، جای دیگری نیستیم  و شما از ستون جا مانده اید الان هم توصیه من به شما این است که به دنبال ستون راه بروید شاید به آن برسید.


در آخر از اشتباه تو که باعث شد وارفتگی سازمان و نیروهای مثل تو برای بار چندم آشکار شود تشکر می کنم.


به سربازهای جمهوری اسلامی که در قرارگاه هستند و هنوز خدمت شان تمام نشده سلام برسان.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا