مجاهدین خلق

باند جاعل رجوی، چگونه قیمت بالا می‎برد

باند جاعل رجوی، چگونه قیمت بالا می‎برد
ایران‎دیدبان
دستگاه جهل و جنایت و جنون رجوی، بیش از سه سال است که با تمام امکانات تشکیلاتی و مالی خود، با خرید ده‎ها نشریه در عراق و سفارش ده‎ها رپرتاژ و آگهی در مطبوعات غربی، محور تبلیغات خود را بر مداخله‎ی ایران در امور عراق گذاشته است و روزی نیست که دست به تولید جعلیاتی در این رابطه نزند.
علت این کار، که البته هر انسان عاقلی انگیزه‎ی آن را به راحتی می‎فهمد، دست و پا زدن مجاهدین برای بقاء است که آن را جز از طریق ماندن در عراق و جز با تحریک امریکا به جنگ علیه ایران میسر نمی‎دانند.
به همین خاطر هم هست که یک روز مدعی وارد شدن کامیون‎های پر از رأی از ایران به عراق و دست داشتن ایران در انفجارها می‎گردند و حتی با زدن به سیم آخر مدعی می‎شوند که ایران انفجار سامراء را ترتیب داده است و نیز ترور افراد عراقی را به ایران نسبت می‎دهند. جعلیاتی که حتی گویندگان آن نیز آن را باور ندارند.
این تلاش اگر چه وظیفه‎ی فعلی مجاهدین در انحراف افکار عمومی از نقشه‎های امریکا و اسراییل برای راه انداختن جنگ داخلی و تجزیه‎ی عراق و نسبت دادن آن به ایران را روشن می‎سازد، لیکن همواره این سؤال برای هر فرد باشعوری پیش می‎آید که اگر ذره‎ای از آنچه مجاهدین در این سال‎ها در مورد ایران گفتند و به هم بافتند صحت می‎داشت، چرا امریکایی‎ها حتی کوچک‎ترین واکنش (جز برخی اظهار نظرها که آن نیز در راستای پروژه‎ی اسراییلی است) و اقدام قانونی علیه ایران انجام ندادند.
اکنون با یک نامه از سوی سفارت ایران در عراق، ارکان کارخانه‎ی تولید دروغ و فتنه‎انگیزی دار و دسته‎ی رجوی، دچار چنان تندبادی شده است که از شرق و غرب عالم حامیان خود را به صف کرده‎اند تا مبادا دولت عراق که تاکنون آنها را تحمل نموده است، صبر و شکیبایی خود را از دست بدهد و این بساط را جمع کند.
آنچه سفارت ایران انجام داده، پدیده‎ی خارج از عرف دیپلماتیک (آنگونه که مجاهدین قصد القاء آن را دارند) نمی‎باشد و اساساً یکی از وظایف سفارتخانه‎ها، توجه به مطبوعات کشور محل مأموریت خود می‎باشد. در این مورد می‎توان صدها مصداق جهانی، حتی مربوط به کشورهایی نظیر امریکا، انگلیس، چین، روسیه و… آورد که هر یک، دیگری را به مقابله با مطالب کذب و تحریف در مطبوعات فراخوانده‎اند. نامه‎ی چند خطی سفارت ایران در عراق، پس از سه سال طوفان جعلیات که در مطبوعات عراق علیه ایران به‎راه افتاده است، واکنش دیر و اندکی است که گمان می‎رود ناشی از این دیدگاه باشد که عمقی برای این اکاذیب در جامعه‎ی عراق و در بین دولت‎مردان این کشور نمی‎بیند.
اما آنچه جالب توجه است، رندی و شیادی مجاهدین است که از همین هم می‎خواهند برای خود کلاهی بسازند.
مجاهدین که بزرگ‎ترین بحران دامن‎گیرشان، بحران بی‎اعتباری و بی‎محلی از سوی قدرت‎های استعماری است، می‎خواهند با اتکاء به همین چند خط ِ سفارت ایران، خود را طرف حساب ایران جا بزنند!
حتی تا آنجا پیش رفتند که مدعی‎اند توهمات دنیا از مجاهدین خط می‎گیرد و داعیه‎ی کشاندن امریکا به دنبال خود را دارند. آنها مدعی‎اند که این چند خط نامه، نشان می‎دهد مجاهدین خیلی خیلی خطرناک‎تر از قطعنامه‎ی شورای امنیت سازمان ملل (حتی با اتکاء به اصل هفتم منشور ملل متحد) علیه ایران می‎باشند. بخوانید:
« رژیمی كه قطعنامه لازم الاجرای شورای امنیت در باب فصل هفتم منشور را به هیچ حساب میكند! به مجاهدین و بیانیه مردم عراق كه میرسد، كف بر لب آورده و ملاحظه و پروتكل و كیا و بیا را كناری گذاشته و زانو زده در مقابل اغیار، خواهان توقف مجاهدین میشود. » (1)
اما آنجا رندی را به اکمال می‎رساند که قصد دارد تا از همین نامه که دار و دسته‎ی رجوی را سخت به هراس انداخته، به‎گونه‎ای که روزی نیست که نامه‎ای از جانب حامیان جعلی‎شان خطاب به دولت عراق روانه نکنند، به طرف حساب‎های خارجی که آنها را به حق، هیچ و پوچ می‎دانند، پیام فرستاده و پز اهمیت بگیرد:
« گرچه باید از همه سیاستمردان، نمایندگان مجالس و یاران داخلی و خارجی مقاومت بسیار سپاس گزارد كه به حمایت از مجاهدین نامه ها نوشته و اعلام پشتیبانی ها كرده و بیانیه ها صادر میكنند ولی باید گوشزد نمود كه این از نتایج سحر است كه دشمن بشریت، اتمی و شورای امنیت و بكش و واكش بین المللی و داخلی را رها كرده و چسبیده است به تحركاتی بسود مجاهدین ، چرا كه میداند و بخوبی میداند كه اگر چیزی بخواهد و بتواند تغییر كند و تغییر دهد، نه در نیویورك و پاریس و مسكو و پكن كه دقیقاً در آنجاست، در شهری كه نامش تازگی است كه بر سر زبانها افتاده و میرود تا زبانزد شود. » (2)
اما آنچه به روشنی می‎توان از این همه دست و پا زدن برای اعتبارسازی نتیجه گرفت آن است که دار و دسته‎ی به گل نشسته‎ی رجوی تا چه اندازه به توجه و مخالفت از سوی جمهوری اسلامی احتیاج دارند.
این احتیاج، یک احتیاج ساده نیست، بلکه توشه‎ای ضروری و لازم برای افق‎های تیره و تار وجه‎المصالحه شدن و از هم پاشیده شدن است که اصلی‎ترین مهره‎های باند رجوی بهتر از هر کسی آن را به‎وضوح می‎بینند. توشه‎ای که با توسل به آن، حتی اگر شده یک ریال قیمت خود را در نزد امریکایی‎ها بالا ببرند.
__________________________
ساسان محمودی – یک اعتراض نامه – سایت ایران افشاگر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا