مجاهدین خلق

تناقض در تناقض

تناقض در تناقض
نگاهي به اصرار مجاهدين براي ماندن در عراق

محمد حسین سبحانی/13.07.2006
سابقه و تاريخچه سازمان مجاهدين در زمان ديكتاتور سابق عراق نشان مي دهد كه رجوي ها در ازاي تامین تسلیحاتی، مالی و استقرارشان توسط صدام حسين، در جنگ ايران و عراق اقدام به جاسوسي و شناسايي پادگان هاي نظامي، كارخانه ها و تاسيسات اقتصادي ايران براي بمباران مي كردند يا اينكه به دستور مقامات ارشدامنيتي رژيم صدام حسين به انجام عمليات تروريستي در داخل ايران مبادرت مي كردند و با عرضه خيانت هاي خود، نرخ و جيره مالي و تسليحاتي خود از صدام حسين را بالا ميبردند.
در مطلبي كه به مناسبت سفر دكتر محمودالمشهداني رئيس پارلمان عراق به ايران در نگاه هفته شماره 17 نوشتم، يادآوري كرده بودم كه سازمان مجاهدين بعد از سرنگوني صدام حسين نيز چنين خطي را دنبال مي كند و تلاش مي كند كه همچنان نیروهایش را به صورت گروگان های مسعود رجوی در عراق نگه دارد، زیرا از یک طرف اين فرقه مي تواند این نیروها را سپر نجات رهبري خود در بازداشتگاه مركوري كند و از طرف ديگر مي تواند خود را باصطلاح مقاومت سازمان یافته در کنار مرز ایران قلمداد کند و در عرضه خود به آمریکا گران فروشی کند و نرخ خود را بالا ببرد.
هم اكنون مجاهدين بر اين خط سياسي، امنيتي و تشكيلاتي در عراق پافشاري مي كنند كه در تعارض با منافع ملي مردم و دولت منتخب عراق و احزاب مختلف اين كشور از هر گروه و طايفه و گرايش سياسي مي باشد، تا جاييكه هفته گذشته المشهداني در سفر به ايران در چندين نوبت بر تروريست بودن مجاهدين و تعيين تكليف اين گروه تروريستي بعد از خروج آمريكا تاكيد كرد.
اظهارات المشهداني از آنجا قابل تامل است كه وي سني مذهب و كانديداي گروه هاي تقريبا ناراضي عراق محسوب مي شود.
به دنبال موضع گيري دكتر محمود المشهداني مبني بر خروج گروه تروريستي مجاهدين از عراق، سازمان مجاهدين سراسيمه شانتاژ تبليغاتي خود را آغاز كرد و تلاش كرد كه سخنان وي و موضع گيري ساير مقامات دولت عراق را تحريف و وارونه و يا عرف ديپلماتيك ( بين دو كشور ايران و عراق ) قلمداد كند. در همين چارچوب مجاهدين به سراغ يكي از افراد وابسته به شوراي گفتگوي عراق رفتند تا تاثير موضع گيري محمود المشهداني را كاهش دهند و حضور خود را در عراق مشروع و قانوني و دائمي جلوه دهند.
دستگاه تبليغاتي مجاهدين كه به شدت دچار سراسيمگي شده بود، ابتدا در مصاحبه با فرد نامبرده از قول وي بيان كرد كه :
خلف العَليان در پاسخ به نظر خواهی مجاهدین در مورد اظهارات آقای مشهدانی می گوید:
در رابطه با حضور مجاهدين خلق در عراق و در رابطه با حضورشان در شرايط كنوني، آنها بيش از 20 سال است كه در عراق حضور دارند، چرا كه دولت سابق به آنها حق پناهندگي سياسي داده بود…اما در شرايط كنوني دولت عراق در اين مسئله دخالتي ندارد چرا كه كشور تحت اشغال است و نيروهاي اشغالگر به حق پناهندگي آنها اذعان كرده اند و حفاظت آنها را تأمين كرده اند. وقتي كه دولت عراق حاكميت مستقل و كامل داشته باشد و نيروهاي اشغالگر از عراق خارج شوند، آن زمان ديگر حكايت خود را دارد و دولت عراق كه در آن زمان داراي استقلال كامل وحاكميت كامل در خاك ميهن است , به اين مسئله خواهد پرداخت.
خط كشي زير متن از نگارنده مي باشد
اولاً مجاهدين تلاش كرده اند كه از قول فرد نامبرده خود را پناهنده سياسي جلوه دهند، در صورتيكه همگان مي دانند كه اين مسئله دروغ محض است، چرا كه اينجانب كه بيش از 20 سال در عراق حضور داشتم و همچنين ساير اعضاي جداشده و فعلي مجاهدين هيچكدام داراي پرونده پناهندگي، چه سياسي و چه غير سياسي، در رژيم صدام حسين نبوده ايم و گواه اين مسئله نيز مدارك كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل در عراق مي باشد.
اما تناقضي كه در مصاحبه ساخته شده مجاهدين با آقاي العليان وجود دارد اين است كه اتفاقاً وي نيز به نوعي گفته هاي دكتر محمود المشهداني را تاييد، و گفته است كه:
وقتي كه دولت عراق حاكميت مستقل و كامل داشته باشد و نيروهاي اشغالگر از عراق خارج شوند، آن زمان ديگر حكايت خود را دارد و دولت عراق كه در آن زمان داراي استقلال كامل وحاكميت كامل در خاك ميهن است , به اين مسئله خواهد پرداخت.
اما مجاهدين بعد از انعكاس اين مصاحبه در تلويزيون و دستگاه تبليغاتي اش متوجه اين گاف شد و تلاش كرداين تناقض را در مصاحبه ديگري رفع و رجوع كند و مجدداً از قول وي مطلب بالا را به شكل زير نقل كرد:
وقتي كه دولت عراق حاكميت مستقل و كامل داشته باشد و نيروهاي اشغالگر از عراق خارج شوند، آن زمان ديگر حكايت خود را دارد و دولت عراق كه در آن زمان داراي استقلال كامل و حاكميت كامل در خاك ميهن است , به مجاهدين پناهندگي خواهد داد.
در انتها بايد به مجاهدين يادآوري كرد كه آن زمان كه شما در حاكميت صدام حسين صاحب توپ و تانك و نفر بر زرهي و از حمايت و پشتيباني لجستيكي و هوايي ارتش صدام برخوردار بوديد، در گردنه چارزبر در ورودي كرمانشاه متوقف شديد و هزاران نفر را از دوطرف قرباني كرديد، اكنون كه ديگر نه سلاحي داريد و نه توپ و تانكي. پس چه اصراري بر ماندن در عراق داريد؟
اما رهبری فرقه ، چه بخواهد و چه نخواهد، بعد از خروج نيروهاي آمريكا از عراق كه از سال 2007 آغاز خواهد شد و همچنين بر طبق قانون اساسي عراق كه حضور گروه هاي تروريستي را در خاك خود منع كرده، مجبور است كه گروگان هاي خود را آزاد كند تا اعضاي مجاهدين بتوانند مسير زندگي سياسي و اجتماعي خود را در خارج از عراق انتخاب كنند.
بنابراين مجاهدين مي توانند هر دروغ ديگري را نيز تا سال 2007 ادامه بدهند. جسارتاً از همين حالا پيش بيني مي كنم كه رقم 5.200.000 نفر مورد ادعاي مجاهدين در سال 2007 و هنگام نزديك شدن خروج نيروهاي آمريكا از عراق به بيش از 10 ميليون نفر خواهد رسيد.
به قول معروف دروغ كه حناق نيست، پس بهتر است هر چه بزرگتر باشد ، وگرنه چه كسي باور مي كند كه يك نيروي خارجي كه سابقه مشاركت با صدام حسين، در سركوب مردم عراق را داشته، 5،200.000 نفر از بيانيه اش حمايت كرده باشند. تازه صريحاً اعلام مي كنند كه اين افراد بالاي 18 سال هستند. بنابر اگر بچه ها و نوجوانان زير 18 سال اين 5،200،000 نفر هم به آن اضافه شود، ببينيد چه دروغ بزرگي از آب در مي آيد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا