خودسوزی؛ خشونت یا فداکاری!

خودسوزی؛ خشونت یا فداکاری!
در عصر تکنولوژی و فناوری و در روزگاری که همه ی حکومت ها و دولت ها حداقل در ظاهر ادعای صلح و انسان دوستی دارند استفاده از اعمال خشونت آمیز برای پیش برد اهداف خویش هیچ معنایی ندارد جز خشونت طلبی؟!
بنابراین این سئوال پیش می آید که خودسوزی چند تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق برای آزادی رهبرشان البته رهبر که نه، رئیس جمهورشان آن هم در کشوری که ادعای صلح و آزادی و… دارد، از طرف گروهی که هدفشان همیشه جلب رضایت کشورهای غربی برای حمایت های بیش تر بوده چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ آیا نمی شد مثل همیشه به یک سری تظاهرات هر چند تقلبی و فریبنده اکتفا کرد؟
اصلاً فرقه ای که بدون این کارها هم نامش در لیست گروه های تروریستی ثبت شده، چه دلیلی دارد که چنین عمل خشونت آمیزی را به نمایش بگذارد؟ و با این کار تروریست بودن خودش را به اثبات برساند؟!
آن چه مسلم است این که قطعاً سود این اعمال برای فرقه بیش تر از ضرر و زیانش بوده است!
به یقین رجوی و یارانش برای خراب کردن و تحقیر کردن اعضایشان از این خودسوزی استفاده ی فراوان کرده اندو بارها خودسوزی ندا و صدیقه و.. را به رخ بقیه نفرات اسیر در اشرف کشیده اند؛ ببینید این ها برای رهایی رئیس جمهورشان چه طور حاضرند تا پای جان بایستند ولی شما حاضر نیستید که برای بردن مسعود و مریم به تهران درست مبارزه کنید! اگر همه ی شما مانند ندا و صدیقه و.. مبارزه می کردید و از همه چیز می گذشتید تا حالا مسعود در تهران حکومت را به دست آورده بود! و طبق معمول تمام کم کاری ها، خیانت ها و بی برنامگی و پوچی خودشان را بر سر اعضا خراب کرده اند! و اعضا هم با دیدن صحنه های خودسوزی این افراد احساساتشان تحریک شود و احساس حقارت در وجودشان به اوج برسد. و باور کنند که همه ی کاستی ها تقصیر خودشان است و از آن به بعد نه تنها از رهبران فرقه طلبکار نباشند بلکه احساس دین هم بکنند و هر چه که مسعود و مریم می گویند و سایت ها و نشریه های وابسته به گروه می نویسد را باور کنند و انجام دهند!
این کار فرقه ثابت می کند که روش او در سال های گذشته هیچ تغییری نکرده و اگر هم تغییر کرده بدتر شده نه بهتر؟! در سال های مبارزات قبل از انقلاب، فرقه برای جذب نیرو و تحریک احساسات افراد، دختران جوان را نشریه به دست راهی خیابان ها می کردند تا با کوچک ترین برخوردی شیون و ناله به پا کنند و با مظلوم نمایی افراد را به سمت خود بکشانند و بعد از فرار از ایران هم، همان کسانی را که خودشان محرک احساسات بودند، به زیر پا گذاشتند احساسات و عواطف تشویق کردند تا از کشور خارج شوند و مسعود را رها نکنند!
رجوی با انقلاب طلاق و جدا کردن کودکان از مادرانشان ثابت کرد که کوچک ترین ارزشی برای محبت و عاطفه و خواست اعضا و به ویژه زنان قائل نیست و فقط در مقاطع مختلف از زنان برای اهداف کثیف و خودکامه ی خود سوء استفاده می کند! وگرنه خانم قجر و فرقه اش به خوبی می دانند ، زمان کنونی افکار عمومی دنیا خشم و خشونت را برنمی تابد و می بیند که مردم دنیا با برپایی تظاهرات و راهپیمایی ها ی مختلف چگونه انزجار و نفرت خود را از اعمال خشونت آمیز علیه مردم فلسطین و افغانستان و عراق و… نشان می دهند!
آری مسعود ، مریم و تمام دست نشانده هایشان همه ی این ها را می بینند و می دانند اما هدف آن ها این است که با این کارها تمام اعضا را از خود بی خود کنند و عاطفه و احساس و شخصیت را در وجود آن ها از بین ببرند تا بتوانند این ها را در رسیدن به اهداف پوچ و پلیدشان یاری دهند ،چرا که هیچ انسان آگاه و بیداری حاضر نیست دستورات مسعود و مریم را اجرا کندو دنباله رو حرف های باطل و بیهوده ی آن ها باشد!
از چند سال پیش با نشریه و بعد از آن با عکس کشته شده ها و حالا با دستور به آتش کشیدن خود، زن را به اسیری بردند و با جنازه ی معصوم آن ها مانور دادند، اکنون هم که در سالگرد خودسوزی ها همین کار را می کنند، واقعاً که تاریخ چنین اعمال وحشیانه و غیرانسانی را که از فرقه سر می زند ، به خود ندیده و نخواهد دید چرا که این ها این اعمال وحشیانه را مثل دیگر خونخواران تاریخ برای دشمنانشان انجام نمی دهند، بلکه برای اعضای خودشان چنین وحشیانه وارد عمل می شوند چرا که به هیچ چیزو هیچ کس نمی اندیشند جز خودشان و حس قدرت طلبی ای که سر تا سر وجودشان را فراگرفته و سرانجامشان را به ناکجاآباد خواهد رساند؟!
باید از این رهبران غفلت زده ی خسرالدنیا و الآخره که حتی دین را بازیچه ی دست خود قرار داده اند و آن را آن گونه که می پسندند تفسیر می کنند ، پرسید چه طور اعدام زنان در ایران به جرایم مختلف از دید سران فرقه توحش است اما به آتش کشیدن چند نفر برای رهایی یک زن، حماسه و صداقت و فداکاری است؟!

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.