مجاهدین خلق

خودکشی تنها راه نجات از فرقه رجوی

خودکشی تنها راه نجات از فرقه رجوی
ایران دیدبان
بقایای رجوی که پس از سقوط صدام ، بازداشت رجوی وفرار مریم رجوی ،با بحران جدی و عمیقی بر سر کنترل نیروها مواجه هستند، در سال گذشته در یک جمع بندی از نتایج افشاگریهای انجام شده در مورد مناسبات درونی فرقه و بخصوص پس از گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر،تاکتیک پیش دستی را برای مهار تأثیرات سیاسی ناشی از افشاء حقایق درونی در دستور کار خود قرار دادند.
تاکتیک پیش دستی، گشتاپوی اشرف را موظف می سازد که برای رفع و رجوع افتضاحات داخلی اردوگاه اشرف ، از جمله فرار ، قتل و خودکشی ، سناریوهایی را به منظور بی گناه نشان دادن مسئولین فرقه آماده کند و مانند گذشته مسئله را مسکوت نگذارد تا توسط جداشدگان افشاء و یا بوسیله نیروهای ناراضی به بیرون درز کند! و در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار گیرد.
طی سال گذشته گشتاپوی اشرف در چندین نوبت با اجرای این تاکتیک ، نمایشاتی را ترتیب داد ، از جمله در مورد وضعیت تیف و یا فرار اعضاء و…
اما در چندین مورد هم با احتیاط کوشیدند تا خود اقدام به پخش خبر نکنند و تا از درز آن به بیرون مطمئن نشدند ، سناریوهای نوشته شده را ارائه نکنند.
از جمله ی جدیدترین این موارد،مسئله پی گیری وضعیت سمیه محمدی توسط پدرش و هم چنین خودکشی یاسر اکبری نسب بود که توسط رسانه های خبری و جداشدگان افشاء گردید.
در قضیه سمیه محمدی ، همانگونه که انتظار می رفت ، گشتاپوی اشرف به تکرار ادعاهای واهی و تکراری خود مبنی بر انتخاب وی برای ماندن در اردوگاه اشرف متوسل گردید.
اما در موضوع خودکشی یاسر اکبری نسب،گشتاپوی اشرف مرزهای جدیدی از وقاحت را درنوردید و کوشید تا با زیر ضرب گرفتن شدید یاسر ، هرگونه مسئولیت را از دوش رهبران جنایتکار این گروه بردارد و با این توجیه غیرمسئولانه که وی دست به یک کار خودبخودی زده است ، موضوع را گرد کرده و از خود سلب مسئولیت نماید!
این در حالی است که وقتی پای منافع تشکیلاتی و مهیا نمودن فرصت برای ادامه بقای تشکیلاتی باند رجوی پیش می آید ، اگر حتی یک پدر درخواست ملاقات فرزندش را داشته باشد ، سخنگویان و وکلای رنگارنگ مجاهدین ، دولت عراق و مسئولین ائتلاف را متوجه وظایفشان کرده و آنها را تهدید به دادگاه و محاکمه و پی گیری می کنند! پس چگونه است که تشکیلاتی خود را قلب تپنده جنبش می داند و با یک کلمه ساده که این فرد یک حرکت خودبخودی انجام داده است از خود سلب مسئولیت می کند؟
گشتاپوی اشرف ،اقدام یاسر اکبری نسب به خودکشی را به علت اعتراض به محدودیتهای موجود در اردوگاه اشرف و بطور خاص اعتراض به نیروهای ائتلاف اعلام می کند.
از قضا با تکیه بر همین مدعا باید گفت ،حتی اگر برای خودکشی یاسراکبری نسب ،هیچ دلیلی جز آنچه گشتاپوی اشرف در سناریویش بدان اشاره می کند،وجود نداشته باشد ،بازهم باید قاطعانه اعلام کرد که عامل اصلی اقدام وی ، شرایط وخیمی است که به دلیل حضوردریک گروه تروریستی که بایستی تحت فشار قرار گیرد ،برایش بوجود آورده و بطریق اولی مسئولیت آن متوجه گردانندگان جنایتکار این فرقه می باشد.
صرفنظر از این که مسئولیت این مرگ متوجه چه کسی است،خودکشی اکبری نسب ،بیانگر اوضاع وخیم و بحرانی این گروه در عراق است. *
ظن و گمانهای موجود، در زمینه خودکشی یاسر(که به دلیل اختناق حاکم بر فرقه رجوی ،مدتی طول خواهد کشید تا روشن شده و به نتیجه قطعی برسد)در مجموع در چارچوب دو احتمال است:
– این که ادعای گشتاپوی اشرف درست باشد.
– این که یاسر به دلیل اعتراض به محدودیتها و فشار تشکیلاتی خودکشی کرده باشد.
پذیرش هرکدام از دوگزینه فوق ،در اصل موضوع که وضعیت نابسامان و درهم ریخته این فرقه است فرقی ایجاد نمی کند.
دررابطه با فرض اول باید گفت این گروه پس از سقوط صدام در عراق با تنگنایی مواجه شده است که تحمل آن برای اعضای روحیه باخته و مسئله داری که هیچ آینده و چشم انداز مثبتی در برابر خود نمی بینند دیگرممکن نیست و باید برای فرار از آن خودکشی کنند.تلاشهای مذبوحانه دستگاه منگول تبلیغاتی این گروه در جهت تولید اخباری در مورد حمایت عراقی ها از این گروه ،به طور کامل در خدمت غلبه بر تنگنای موجود و روحیه دادن به نیروها است.
ضمن آن که نباید ناگفته گذاشت که کنترل کنندگان اشرف همواره از محدودیتهای اعمال شده توسط ائتلاف و دولت عراق ، حربه ای برای سرکوب تشکیلاتی ساخته و نیروها را به خاطر وجود چنین شرایطی مجبور به سکوت می کنند؛در چنین شرایطی این احتمال که باند رجوی با تحریک وی و برای جلب نظر آمریکایی ها به وضعیت خراب خود ، راه را برای خودکشی وی هموار کرده باشند،بیش از هر زمان دیگری معقول و طبیعی به نظر می رسد ، چرا که باند رجوی سابقه دیرینه ای در تیغ کشیدن به روی خود برای مظلوم نمایی دارد.
کما این که خبرها حاکی است هم اکنون مسئولین مجاهدین با نیروهای ائتلاف طلبکارانه برخورد کرده و آنها را مسئول پیدا شدن این وضعیت و مرگ یاسرمی دانند تا به این وسیله آنها را مرعوب کرده و شرایط را به نفع خود تغییر دهند.
در فرض دوم نیز ،بی هیچگونه تأملی باید گفت پس از فشاری که گشتاپوی اشرف برای جلوگیری از هرگونه خروج از سال گذشته بر روی نیروها گذاشته است ،خودکشی و اعمال اینچنینی کاملاً طبیعی است و از این پس باید انتظار روند رو به رشد آن را داشت.
بر مبنای استدلال رهبران مجاهدین ،که نیروهای ائتلاف را همواره مسئول حفظ جان نیروهای مستقر در اردوگاه اشرف می دانند ، باید از نیروهای ائتلاف خواست تا تحقیقات جامع و کاملی را در مورد مخودکشی یاسر اکبری نسب و نقش گشتاپوی اشرف در آن باید به عمل آورند و بیش از این اجازه ندهند تا در سایه حمایت و حفاظت آنها ،چنین جنایاتی انجام شود.
___________________________
* – خبرها حاکی است ،مهمترین و اصلی ترین مسئله در حال حاضر در درون اشرف ، به هم ریختگی های تشکیلاتی و بطور مشخص عدم فرمان پذیری نیروها از مسئولین و فرماندهان این گروه می باشد. اعضای باند رجوی که کاملاً در کنترل این اوضاع قافیه را باخته اند ، نیروها را به صبر و انجام دادن شکلی کارها فرا می خوانند.
مسئله داری ، بخصوص بر سرتاکتیکها ،مواضع سیاسی و در درجه آخر اصول ایدئولوژیک ، هیچ زمانی مانند حال حاضر رشد نداشته ، بطوری که به یک امری معمول تبدیل شده است.
سومین مسئله ، موضوع کمبودها و شرایط سخت پس از صدام است که نیروها را به شدت افسرده و سرخورده کرده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا