مجاهدین خلق

تفاوت حضور رجوی در نروژ، با حضور شیرین عبادی در کاخ الیزه پاریس

تفاوت حضور رجوی در نروژ، با حضور شیرین عبادی در کاخ الیزه پاریس

08.11.2006
در خبر ها آمده بود که روز دوشنبه 06.11.2006 ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه بالاترین نشان ملی فرانسه را در کاخ الیزه به شیرین عبادی اهدا کرد. رئیس جمهور فرانسه در مراسم اهدای این مدال در سخنرانی کوتاهی خطاب به شیرین عبادی گفت:
شما اهل سرزمینی با تمدنی کهن هستید که تاریخ دنیا بدان بسیار مدیون است در ایران شما اولین قاضی زن و حتی رئیس محکمه در سال 1975 بوده اید…. شما اولین زن مسلمان و اولین شخصیت ایرانی بودید که جایزه صلح نوبل را دریافت نمودید. این مقام مایه افتخار کشورتان می باشد. وی افزود: ایران به حاکمیت خود پایبند است و می خواهد در خاورمیانه و در تمام دنیا نقش خود را بازی کند. چگونه می توان این آرمان به حق را درک نکرد؟ اما چگونه می توان ندیده گرفت که این آرمان برایش مسئولیت بزرگی می آفریند؟، مسئولیت زدودن دلواپسی هایی که ایجاد نموده و پذیرفتن دستی که جامعه بین المللی به سویش دراز کرده است تا باهم در راه صلح ، ثبات و پیشرفت جهان کار کنند.
سخنان متین و واقع گرایانه ژاک شیراک خطاب به شیرین عبادی از چند جهت قابل ارزیابی و تحلیل است که نخستین وجه آن را باید در تایید مشی و روش های مبارزاتی اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز شیرین عبادی برای مشکلات سیاسی و اجتماعی داخل ایران دانست. از سوی دیگر سخنان ژاک شیراک نشان می دهد که جامعه بین المللی به راه های خشونت طلبانه ، برای حل مشکلاتش با حکومت ایران اعتقادی ندارد و به نظر می رسد مخاطب سخنان ژاک شیراک تنها شیرین عبادی نباشد.
اما جالب است بدانید که همزمان با مراسمی که توسط ژاک شیراک در کاخ الیزه برای اهدای جایزه به شیرین عبادی برپا شده بود، مریم رجوی نیز به دعوت 4 نفر از نمایندگان پارلمان نروژ به این کشور رفته است. مریم رجوی که برعکس شیرین عبادی به جنگ و استراتژی مشی مسلحانه و خشونت طلبانه برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی اعتقاد دارد، آنچنان برای این سفر تبلیغات وسیع در رسانه های تبلیغاتی خود به راه انداخته که گویی در تهران مسعود رجوی قدرت را به دست گرفته است.
روشن است که دعوت چند نماینده از هر کشوری برای رهبر یک سازمان یا حزب حتی یک تشکل سیاسی کوچک امری طبیعی می باشد و این به منزله به رسمیت شناختن این گروه تروریستی توسط کشور نروژ نمی باشد، چنانچه مسئولین دولتی نروژ نیز بر این امر تاکید کرده اند. طبعاً در آینده نیز این سیاست زدو بند مجاهدین با بعضی افراد، در بعضی پارلمان های دیگر نیز ادامه خواهد داشت، چنانچه بیش از بیست و پنج سال است از آغاز استراتژی مبارزه مسلحانه و انحراف در مسیر مبارزات سیاسی و اجتماعی مردم ایران، این امر ادامه دارد و نباید برای حرکت های اینچنینی رجوی ها بیش از آن چیزی که هست، ارزش سیاسی و تبلیغاتی قائل شد. اما طبعا در این مسیر نباید سکوت کرد، بلکه باید برای نمایندگان پارلمان های کشورهای مختلف در مورد ماهیت رجوی ها روشنگری کرد واین پرسش را مطرح کرد که چگونه با رهبر یک گروه تروریستی به ملاقات می پردازید، ولی در عین حال بعضی پناهندگان در کمپ جداشده ها را به دلیل سابقه در این گروه تروریستی از پذیرش آنها به کشورتان خودداری می کنید؟. آیا شما با رهبران دیگر گروه های تروریستی مانند القاعده یا طالبان، به منظور شنیدن استدلال های آنها، ملاقات می کنید؟
باید از این 4 پارلمانتر نروژی خواست که لطفاً در ملاقات هایتان با مریم رجوی از وی بپرسید که رابطه سازمان شما با صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق چه و چگونه بوده است؟ چرا چند روز است که در مورد حکم اعدام صدام حسین سکوت مطلق کرده اند؟ آن همه توپ و تانک را چه کسی به شما داده بود؟ و ده ها پرسش دیگر.
در انتهای این یادداشت روز، ضمن تبریک برای موفقیت خانم عبادی ، به تفاوت بارز او با مریم رجوی اشاره می کنیم.
طبق ادعا و فتوای پیشوای مذهبی سازمان مجاهدین خلق ، زن تنها با طلاق از همسر خود و سپس قطع رابطه عاطفی با فرزندانش می تواند به رهایی و آزادی و رشد سیاسی، اجتماعی نائل شود، که الگوی آن نیز مریم رهایی معرفی شده است.
حال جای این پرسش از رهبران این فرقه مذهبی وجود دارد که پس چگونه خارج از تئوری و فتوای رجوی ها، شیرین عبادی به عنوان اولین ایرانی و یازدهمین زن برنده جایزه صلح نوبل که همسرش را نیز طلاق نداده واز طرف دیگر دخترش را نیز به عنوان همکار همیشه در کنار خود دارد، در منجلاب به قول شما ایدئولوژی جنسیت نیفتاده است. پس چگونه زنی که وابسته به ایدئولوژی جنسیت و خانواده ( به قول سازمان مجاهدین خلق ) می باشد، توانسته در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران و جهان مؤثر، و پیشرفت قابل توجهی داشته باشد؟
در انتها به رجوی ها یادآوری می کنیم که خشونت طلبان و طرفداران جنگ و مبارزه مسلحانه باید راه دیگری را جستجو کنند و هزاران را قربانی خود نکنند، بلکه خود را بجای هزاران قربانی سیاسی کنند و مسئولیت تشکیلاتی، حقوقی و سیاسی بیش از دو دهه خونریزی و کشتار ناشی از مبارزه تروریستی و مسلحانه را بپذیرند.
یادداشت روز ـ سایت قلم

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا