اعترافات زبونانه سران مجاهدین درمورد تعداد جداشدگان در آلبانی

اینکه جام زهر جداشدگان در آلبانی که سران مجاهدین ناگزیر سرکشیدند، هر روز در بدنه ی فرسوده ی تشکیلات در آلبانی و اسارتگاه مانز یا همان کمپ موسوم به اشرف 3 بیشتر عمل کرده و عمق پیدا می کند بر کسی پوشیده نیست. بحران ریزش نیروئی در آلبانی بسیار جدی تر از آن است که سازمان بتواند آنرا پنهان کند.
جامعه ی جداشدگان در آلبانی شکل گرفته و مریم نیز هربار جیغ بنفش سر می دهد، که :
” نباید آنها در آلبانی بمانند، این غده ی سرطانی را باید کند و از آلبانی دور کرد.”
علیرغم تلاش های سران فرقه ی زبون رجوی ، برخی اصحاب رسانه با تلاش های پیگیر موفق به تهیه ی گزارشاتی از اردوگاه مانز می شوند ، در آخرین نمونه گزارشگر بی بی سی موفق به پرده برداری از بخشی روابط پنهان درون تشکیلات شده و در گزارش خود به محورهای زیر اشاره کرده است :

  • افراد در اردوگاه مانز تحت شستشوی مستمر مغزی قرار دارند.
  • اعضای مجاهدین از حق انتخاب آزادانه محروم هستند.
  • اعضای فرقه به اینترنت آزاد دسترسی ندارند.
  • 400-300 نفر در آلبانی موفق به فرار یا جدائی از فرقه رجوی شدند.
  • سازمان اجازه ی ملاقات به خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان را نمی دهد.
    چرا سران مجاهدین اینقدر از افشای حقایق وحشت دارند؟
    کجای گزارش این خبرگزاری کذب است؟
    کدامیک از این محورهای اشاره شده در گزارش بی بی سی غیرواقعی است؟
    سایت های مجاهدین این گونه این خبر را منتشر کرده و به سوز وگداز دیوانه وار و ابلهانه پرداختند:
    ” دست و پا زدنهای گشتاپوی دینی علیه مقاومت ایران تحت عنوان مفتضح «اعضای سابق مجاهدین» این بار از طریق رادیو بی‌بی‌سی ۴و سرویس جهانی:
    بنابراین چرندیات بازمصرف شده در بی‌بی سی درباره شستشوی مغزی افراد، عدم دسترسی به اینترنت و عدم برخورداری اعضای مجاهدین از حق انتخاب آزادانه، ادعای این‌که در آلبانی ۳۰۰یا ۴۰۰نفر این سازمان را ترک کرده‌اند یا این‌که در عراق آمدن خانواده یک اسیر جنگی به نام میرزایی را از ایران به وی اطلاع نداده‌اند (در حالی‌که هم یونامی و هم کمیساریای عالی پناهندگان و هم نیروهای آمریکایی در کمپ مجاهدین حضور داشتند و در دسترس همه بودند) کذب محض است … “
    چرا باید این چماق ” اسیر جنگی” هر بار که عضوی از این اسیران نگون بخت از شما جدا می شود، به ابزاری برای حقارت آنان در دستان شما تبدیل شود؟
    مگر همین اسیران نبودند که التماسشان کرده و با فریب آزادی زودرس و هزار وعده ی دیگر آنان را از اردوگاههای اسرای عراقی ربوده و به اشرف بردید؟ سنگین ترین کارها و سخت ترین و خطرناک ترین کارهای فیزیکی و پرریسک در سازمان بر دوش همین عزیزان بود، حال که آنان انتخاب کردند که از شما جدا شوند ، از آزاد کردن آنان صحبت می کنید! کدام آزاد کردن، این که اسارت مطلق است ! ای کاش در همان اردوگاه عراقی ها می ماندند، اما به اسارت ابدالدهر شما در نمی آمدند!
    کجا شما در عراق اجازه ملاقات به خانواده ها می دادید؟ یک دوره ی بسیار کوتاه این کار را کردید تا از خانواده ها به نفع خود بهره برداری کنید، وقتی دیدید که خانواده ها فقط دنبال آزادی فرزندان خود هستند و برای شما مزدوری نمی کنند، آن راه را هم بسته و فحش و ناسزا و سنگ و کلوخ و تراشه های آهنی نثارشان کردید ! در مناسبات گفتید آنها خانواده ی شما نیستند!!!
    وحشت بی حد و حصر شما از جداشدگان وخانواده ها دیگر زبانزد عام و خاص شده است ، شما رسوای هر دو جهان شده اید، از کدام حقوق بشر و آزادی صحبت می کنید؟
    امروز در آلبانی وقیحانه دنبال به اسارت برگرداندن جداشدگان هستید!
    یک روز از جداشدگان در رستوران فیلم می گیرید!
    یک روز مستمری جداشدگان را که از کمیساریا می گیرید قطع می کنید!
    یک روز خانواده هائی را که با قبول زحمت و هزینه زیاد به آلبانی سفر می کنند را به باد کتک می گیرید!
    شما همه را آماج هر آنچه شایسته ی انسان نیست، می کنید!
    کجای دنیا حق ملاقات به پدر و مادر پیری نمی دهند که دهها سال است فرزندان خود را ندیدند!
    چرا همه ی اسرای اردوگاه مانز را از دید رسانه ها پنهان می کنید؟
    نوکری بدبخت ترین و جنایت کارترین ، جنایتکاران را دنیا را می کنید که به هموطنان خود خیانت کنید ؟
    هموطنان خود را با حملات فیزیکی خشن مورد حمله و هجوم قرار می دهید تا چند صباحی بیشتر نوکری بیگانگان را بکنید!
    وای بر شما و عقوبت سختی که در انتظارتان است …
    فرید
دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.