زندان اشرف 3 در مانز ـ آلبانی آخرین ایستگاه فرقه مجاهدین

در دهه ۱۳۵۰ و بعد از انقلاب ضد سلطنتی که فرقه مجاهدین بنام قیام 1357 از آن نام می برد فرقه مجاهدین از جو بوجود آمده شروع به جذب نیرو کرد و به این صورت بود که در سراسر کشور شروع به درست کردن ستاد و پایگاه کرد و از این طریق شروع به ترویج افکار خاص گروه ،در بین جوانان کرد و دیری نپایید که با سیاست خاص خود با حکومت وقت سر ناسازگاری را شروع کرد.

از این رو بود که پایگاههای خود را یکی بعد از دیگری از دست دادند و در سال ۱۳۶۰ به منطقه کردستان پناه آوردند و در آنجا با گروههای دیگر هم پیمان شدند ولی این هم پیمانی دیری نپایید و همه اعلام جدایی کردند.

راستی چرا این فرقه در بین گروهها منزوی می شد ؟

از آنجایی که فرقه مجاهدین هیچ سنخیتی با دیگران نداشت و خود را بالاتر از دیگران می دانست و می خواست که محوریت با او باشد لذا به همین خاطر همه از این فرقه فاصله می گرفتند ، گروهها وقتی دیدند که دیدگاههای این فرقه جز سراب نیست و آب در هاون کوبیدن است از این رو بود که فرقه وقتی دید پایگاهی در کردستان ندارد راه عراق را در پیش گرفت.

چه می خواست چه بدست آورد

ابتدا در کردستان عراق ساکن شد و بعد از مدت کوتاهی مردم کردستان عذر فرقه را خواستند و فرقه مجبور به ترک کردستان عراق شد به این ترتیب در زمامداری صدام حسین فرقه پایگاههای مختلفی را درکنارمرزهای ایران ساخت که به قول رجوی خیز سرنگونی را از آنجا بردارد سالیان بگذشت و به قول خیلیها جوان ترین ارتش دنیا کم کم پا به سن گذاشته و در این اثنا بود که دولت عراق سرنگون شد و فرقه مجبور شد همه پایگاههای خود را واگذار کند بجز اشرف ، رویاهای رجوی یکی پس از دیگری پودر شد و به هوا رفت بله چه می خواست چه بدست آورد !،فراموش نکردم در آن زمان هرچه نوار و غیره بود را در آتش سوزاندند و حتی آرم سازمان را هم با توجیهاتی که می گذاشتند منکر می شدند فکر می کردند که دل امپریالیسم جهانخوار را بدست می آورند تا دیروز کنار دست صدام حسین و حالا وردست آمریکای جهانخوار از توپ و تانک رسیدیم به تیر و کمان .در گذر زمان فرقه مجبور شد که اشرف را رها کند و به کنار فرودگاه بغداد برود. به قول رجوی اشرف یا همان غزه را رها کند و در قفس همه را جای بدهد با اینحال به همین راضی بود که اعضا در ناآگاهی کامل زندگی را بسر ببرند و حتی به قیمت کشته شدن تعداد زیادی ولی عراق را ترک نکند در این بین نه آقا و نه خانم نبودند که ببینند چه بلایی سر اعضا آمده یکی از دیار فرنگ و دیگری از ناکجا آباد پیام میدادند که اگر اشرف بایستد و اگر لیبرتی چنین و چنان کند دنیا پشت ما می ایستد .

قبرستان مجاهدین در آلبانی - کمپ اشرف 3
جالب است بدانید سران فرقه رجوی که خود مسئله دار ترین افراد در فرقه و سازمان هستند ! طبق گزارش واصله از افراد حاضر در ” اشرف 3 ” در آلبانی ، نشست هایی اخیرا شروع شده که تلاش میکنند مانع از ریزش نیروها شوند . کسانی همچون ابریشم چی و زهرا مریخی و احمد واقف و چند تای دیگر از طرف مریم رجوی ماموریت یافته اند و در تکاپو هستند تا به گفته های مریم رجوی جامه عمل بپوشانند و نیروها را برای روحیه گرفتن و ماندن در تشکیلات آماده کنند ! عبارت ” پیروزی نزدیک است ! ” یکی از جمله اصطلاحاتی است که رجوی برای ادامه اسارت نیروهایش بکار میگیرد !

ولی دیدیم که این بار هم دنیا بر وفق مراد نبود و مجبور شدند که عراق را ترک کنند، پایگاه همجوار مرز تخلیه شد .تا آن زمان فکر می کردند در عراق به یک نان و نوایی می رسند ولی ای دل غافل که از روز آتش بس همه چیز تمام شده بود و این را رجوی خوب می دانست دیگر خبری از جنگ و غیره نیست ولی از نا آگاهی اعضای خود استفاده کرد و بحث انقلاب را پیش کشید انقلاب ایدئولوژیک درون فرقه و همه را در دام خود اسیر کرد که گویا بدون انقلاب رژیم سرنگون نمی شود و در این سه دهه با فریب و نیرنگ تعدادی را تا به امروز در دام خود اسیر کرده است، بعد از ترک عراق رجوی از سر استیصال آن را هجرت بزرگ نامگذاری کرد ولی واقعیت این بود که باید نام آن را اخراج همگانی نامگذاری می کردند ، ارتش آزادیبخش از بیابانهای عراق به آلبانی آمده بود و هر روز دسته دسته از این فرقه جدا می شدند لذا فرقه تصمیم گرفت باز برای حفظ تشکیلات خودگردان سر به بیابان بگذارد و در مانز در تپه ماهورها ساکن شود بقول معروف ارتش جوان تبدیل شده به باز نشسته های ارتش و به این ترتیب مانز یا نقطه تلاشی فرقه است یا جایی که یکی بعد از دیگری باید سر به خاک بگذارد.
علی هاجری، تیرانا

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن