اعضاء جداشده از فرقه رجوی

من هم در کمپ 3 موصل ارتش عراق اسیر بودم – قسمت اول

پیوستن به سازمان و ارتش آزادی بخش :

سال 21/4/1367 در جبهه زبیداد توسط نیروهای عراق اسیر شدم بعد از ده روز که توسط دولت وقت عراق درشهرها برای نمایش قدرت نظامی عراق گردانده شدیم ، آخر سر در کمپ موصل 3 اسکان داده شدیم .
شرایط اردوگاه عراق طوری بود که زمینه را آماده می کرد تا فکری برای بیرون رفتن از آنجا بکنی تا از آن فشارها رها شوی و همچنین وجود تبلیغات در آن محیط باعث شد برای رهایی از اسارت ، حرف های شیرین و فریبنده افراد سازمان را بپذیریم و به سازمان بپیوندم .

سیروس غضنفری

در سال 21/4/1368 درست یک سال بعد از اسارت، به همراه یک سری از دوستان اسیر به سازمان پیوستیم .
غافل از اینکه در آینده چه سرنوشتی در انتظارمان است قدم به قرارگاه اشرف گذاشتیم . در همان روز حدود ساعت 8 عصر در جلو درب اشرف بودم و احساس می کردم بعد از این دیگر آزاد هستم و اسیر هیچ کس نیستم ولی نمی دانستم که از یک اسارت پا به اسارتی طولانی تر می گذارم .
بعد از چک پزشکی، ما که حدود 30 نفر بودیم با نفراتی که قبل از ما از اردوگاه های دیگر آمده بودند، توسط دو خودرو به لشکر 61برده شدیم ومورد استقبال نفرات همان لشکر قرار گرفتیم.
بعدازاستقبال به طرف سالن برای شام رفتیم ودرهمان زمان با نفرات قدیمی وهمشهری آشنا شدیم و با آنها به آسایشگاه رفتیم.

در راه با همشهری های خودمان شروع به تعریف از خاطرات شهر و کوچه های شهرمان کردیم و یک سری ازآنها هم از اسرای خود سازمان بودند که در عملیات مهران ، چلچراغ اسیر شده بودند و سازمان از آنها برای عملیات فروغ جاویدان استفاده کرده بود .

آنها از ترس اینکه اگر به ایران برگردند دستگیر و اعدام خواهند شد درهمان سازمان مانده بودند و هر موقع سوال می شد شما چرا موقع رهایی اسرای سازمان نرفتید می گفتند ؛ آنهایی که درکنارما بودند بعد از آزادی ، رژیم از مرز به زندان برده است وخیلی ازآنها را اعدام هم کرده اند وما به همین خاطر نرفتیم تا درکنار مجاهدین مبارزه کنیم وبا اینها به ایران برویم .

اما افسوس خیلی ازاین نفرات بعداً توسط همان مجاهدین زندانی و یا در زندانهای ابوغریب کشته شدند وآن دسته که درکنارهمان سازمان ماندند سازمان آنها را بعنوان سپر برای همان مجاهدین استفاده کرده و می کند .

بعنوان مثال می توانم از سعدیار بلوک نام ببرم که توسط سازمان اسیر شده ولی الان 33 سال است از اوخبری نیست که من احتمال می دهم سازمان درهمان زمان بدلیل اینکه به سازمان نپیوسته او را نیز سر به نیست کرده باشد.

بعداز مصاحبه تعدادی از جدا شده ها با بی بی سی که سالها مثل من ودیگر نفرات از حقوق خود درسازمان محروم بودند حتی درسالهای حضور درهمان فرقه از ارتباط با خانواده خود هم محروم ماندند؛ برای اینکه مسئولین سازمان بتواند بقیه اعضاء را درکنار خود حفظ کند دست به سوء استفاده از آنها زده ومبادرت به صدوربیانیه 123 رزمنده زندانی سابق کرده است.

کاش این سوال از سازمان بشود که چرا به این نفرات درتشکیلات اجازه ی تماس با خانواده را نمی دهید وموقعی که به حرف های سازمان گوش نمی کنند مارک ارودگاهی به آنها زده می شود ویا در نشست ها آنها را لمپن خطاب میکند ، اکنون به عزیز مصر تبدیل شدند و از آنها امضاء وبیانیه می گیرید؟

من یادم هست موقعی که از مجاهدین جدا شدم ما را تحویل آمریکایی ها دادند موقع تحویل دادن به آمریکایی ها اعلام کردند این نفرات ضد آمریکایی هستند و به خاطر ارتباط مان با شما از ما جدا شدند!! یادم است که ما حدود 50نفر بودیم در دیماه سال 83 که به ایران آمدیم آن موقع حسین مدنی با همان رادیو بی بی سی مصاحبه کرد وگفت آنها رزمندگان رژیم بودند به عنوان اسیر درکنار ما بودند وما به آنها لطف کردیم والان خودشان خواستند که به آغوش رژیم ایران برگردند.
افسوس و هزار افسوس که با شگرد و دادن اخبار غلط و با مغزشویی فرقه ای همان اسیران را درکنار خود نگه داشت وآنها به خاطر ترس از آینده تاریک خود ، انطباق را درپیش گرفتند وامروز هم ، قیمت آن هم سویی به سران فرقه رجوی را می پردازند.
ادامه دارد . . .
سیروس

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا