خودکشی و خودسوزی در فرقه

سخنرانی ابراهیم خدابنده در مراسم یادبود یاسر اکبری نسب

سخنرانی ابراهیم خدابنده در مراسم یادبود یاسر اکبری نسب
تبریز، شنبه 6 آبان 1385

بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از هر چیز لازم است فقدان مرحوم یاسر را به خانواده معظم اکبری نسب، به تمامی خویشان و آشنایان آن مرحوم، به شما خواهران و برادران حاضر در این مجلس و به انجمن نجات تسلیت بگویم و آرزو کنم که این واقعه ناگوار برای همه ما غم آخر باشد.
بی انصافی است اگر بگوییم که یاسر خودکشی کرد یا خودسوزی کرد چرا که او فی الواقع یک قربانی بود که در آتش مطامع قدرت طلبانه رهبری سازمان مجاهدین خلق و مناسبات فرقه ای این سازمان سوخت و یا به بیان بهتر سوزانده شد و لذا مسئولین سازمان مسئول قتل او بوده و در این خصوص باید معرفی گردیده و پاسخگو باشند.
زمانی که من در خرداد سال 1382 پس از دستگیری در سوریه به ایران و زندان اوین آورده شدم، سازمان مجاهدین خلق در خارج از کشور با دخترم تماس گرفته و به او اطلاع داده بود که من در زندان اوین و در زیر شکنجه بوده و بزودی اعدام خواهم شد و از او که تازه وضع حمل کرده و بچه شیرخواره داشت خواسته بودند تا در اعتراض به این موضوع دست به خودسوزی بزند. متعاقب این مسئله موضوع دستگیری مریم رجوی در پاریس پیش آمد که موجی از خودسوزی ها را در پایتخت های اروپایی به دنبال داشت. اخیرا هم در قرارگاه اشرف و در مقر اروپایی سازمان در پاریس شروع به نامنویسی از داوطلبان برای خودسوزی کرده اند. در فرهنگ سازمان ظاهرا خودسوزی به یک ارزش تبدیل شده است و مورد تشویق و ترغیب قرار میگیرد. سازمان مدام از فدا کردن اعضای خود صحبت میکند ولی معلوم نیست که افراد باید فدای چه چیزی بشوند و با قربانی کردن خود چه چیزی را قرار است به اثبات برسانند.
شاید شنیده باشید که یکی از کسانی که در جریان خودسوزی های بعد از دستگیری مریم رجوی اقدام به این کار کرد مصطفی محمدی در کانادا بود که خوشبختانه عابرین به موقع اقدام به نجات او کردند. دختر او سمیه محمدی در حال حاضر در عراق گرفتار و اسیر بوده و خواهان خروج از عراق است ولی سازمان چنین اجازه ای به او نمیدهد. مصطفی محمدی همراه با خانواده خود تلاش های گسترده ای در این خصوص انجام داده و هزینه های هنگفتی را متحمل شده اند تا سمیه محمدی را نجات دهند اما هنوز به نتیجه نرسیده اند ولی همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند. آنان توانسته اند نظر بسیاری از مجامع حقوق بشری و رسانه ای را به موضوع نگرانی خود جلب نمایند.
در حال حاضر پدر و برادر یاسر، همچون بسیاری از فرزندان و عزیزان خانواده های چشم انتظار، در قرارگاه اشرف محبوس و گرفتار هستند. خانواده های این قربانیان حق دارند تا نسبت به سرنوشت آنان با توجه به اخبار و اطلاعاتی که میرسد بی اندازه نگران باشند خصوصا اینکه دستشان از آنان کوتاه است و سازمان در عراق توانسته است رابطه اعضای خود را برای سالیان سال از دنیای خارج قطع کند و آنها را در یک مناسبات فرقه ای شستشوی مغزی بدهد. انجمن نجات و این خانواده ها طی این سالها تلاش فراوانی کرده اند تا حداقل ارتباطی بین خانواده ها و عزیزان در بندشان در عراق برقرار نمایند اما متأسفانه موفقیت چندانی نداشته اند ولی البته همچنان بصورت جدی به کارشان ادامه میدهند.
همانطور که شاید اطلاع داشته باشید سازمان مجاهدین خلق به لحاظ سیاسی در بن بست کامل قرار دارد. در عراق دولت این کشور ضرب العجلی برای خروج آنان تعیین کرده است و این در حالی است که سازمان از دست دادن امکان عراق برای برقراری مناسبات فرقه ای را برابر با پایان عمر تشکیلاتی خود میداند و به هیچ وجه حاضر به از دست دادن آن نیست. در خارج از کشور هم با توجه به اینکه نام سازمان در لیست های مختلف تروریستی قرار دارد شاهد هستیم که تمامی خوش خدمتی های سازمان برای جلب توجه غرب بی نتیجه مانده و از طرفی سازمان با ریزش نیروی مداوم روبرو شده است. سازمان در برای ادامه حیات خود همیشه نیاز به خون و قربانی داشته است. تا زمانی که امکان آن وجود داشت با عملیات خمپاره زنی سعی در ادامه حیات خود داشت و امروز که دستش کوتاه شده قربانی را مستقیما از بدنه خود میگیرد و بدن امثال یاسر را برای گرما بخشیدن به جسم یخزده تشکیلاتی خود به آتش میکشد. سازمان در یک حالت بن بست کامل چه بسا اقدام به قربانی کردن گسترده اعضای خود در خارج و در عراق نماید و همین امر خانواده ها را بیش از پیش نگران آینده عزیزان خود می نماید.
در اینجا در خصوص فرقه که صحبت شد لازم است اشاره ای به کتاب خاطرات یک شورشی نوشته دکتر مسعود بنی صدر بکنم که نوشته بود سازمان نیروهای خود را طوری شستشوی مغزی داده بود که خودشان جاسوس و شکنجه گر خود باشند و خودشان اقدام به محاکمه و مجازات خود نمایند و به همین سیاق در خصوص مرحوم یاسر باید گفت که تحت فشارهای روانی درون تشکیلاتی بالاخره خودش قاتل خود گردید و بدن خودش را خود به آتش کشید. قطعا رهبران سازمان در قبال قتل یاسر مسئول بوده و باید افشا گردند و در خصوص این خون ها مورد سؤال قرار گیرند.
خوشبختانه انجمن نجات در این خصوص ابتکار عمل را بدست گرفته و با همکاری و همیاری خانواده های قربانیان سازمان تلاش مینماید تا نگرانی خانواده ها را به مجامع بین المللی و حقوق بشری و افکار عمومی جهان منتقل نماید و کاری کند تا دست سازمان از جان عزیزانشان کوتاه گردد. قطعا ساکنین قرارگاه اشرف که اسیر چنگال رهبران فرقه رجوی هستند هیچگونه امنیت جانی ندارند و برای خلاصی آنان لازم است هر انسان آزاده و نوع دوستی اقدام نموده و تلاش کند.
در خاتمه بیائید آرزو کنیم تا از این پس شاهد آزادی فرزندان خود از چنگال فرقه باشیم و از این پس جشن رهایی عزیزانمان را بگیریم و با حلاوت بازگشت فرزندانمان به آغوش خانواده ها مرهمی بر غم از دست دادن یاسر بگذاریم و فی الواقع این واقعه ناگوار غم آخرمان باشد.
والسلام

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا