پس از خلع سلاح مجاهدین در عراق و ادامه روند جدایی اعضاء، مریم رجوی در پاریس بهمراه تعدادی دیگر در 17 ژوئن دستگیر شدند. خبر دستگیری مریم شوک بزرگی به اعضا وارد کرد. چرا که هیچ یک از اعضا درجریان رفتن مریم به پاریس نبودند. همه تصور می کردند که وی به اتفاق مسعود رجوی […]
پس از خلع سلاح مجاهدین در عراق و ادامه روند جدایی اعضاء، مریم رجوی در پاریس بهمراه تعدادی دیگر در 17 ژوئن دستگیر شدند. خبر دستگیری مریم شوک بزرگی به اعضا وارد کرد. چرا که هیچ یک از اعضا درجریان رفتن مریم به پاریس نبودند. همه تصور می کردند که وی به اتفاق مسعود رجوی در عراق می باشد و شرایط سخت زندگی سنگری و بمبارانها را در کنار اعضاء تجربه می کنند. برای اعضا این موضوع غیر قابل باور بود، در حالیکه آنها تحت شدیدترین بمبارانها بودند و بسیاری از اعضا بر اثر بمباران توسط ارتش آمریکا در نفربرها و سنگرها به کلی سوخته بودند، مریم رجوی به محل امنی در پاریس پناه برده باشد!
مسئولین مجاهدین خلق به ناچار تشکیل جلسه دادند و خبر دستگیری مریم را اعلام کردند. در جریان آن نشست مسئولین تشکیلات گفتند که برای آزادی مریم دست به هر کاری خواهند زد. یکی از مسئولین که از قبل توجیه شده بود، گفت: من پیشنهاد می کنم دست به خودسوزی بزنیم؟! بدنبال آن از اعضای شرکت کننده در جلسه خواسته شد که هر کدام از آنها درخواست خودسوزی بدهند. آن روز تمامی اعضای شرکت کننده در جلسه را مجبور کردند درخواست خودسوزی بدهند. این سناریو در گام بعد در دیگر نشست ها تکرار شد. بعد از تحویل گرفتن برگه درخواست خودسوزی اعضا به مسئولین گفته شد منتظر دستور باشید، تا در صورت درخواست در اشرف دست به خودسوزی بزنید.
زمینه تماس آن دسته از اعضا که خانواده هایشان در کشورهای اروپایی زندگی می کردند را نیز فراهم ساختند تا از خانواده هایشان بخواهند در مقابل سفارت فرانسه در کشورهای مختلف جمع شده و در صورت لزوم دست به خودسوزی بزنند. شرایط وحشت آلودی بر فضای قرارگاه اشرف و اعضا فراهم شده بود. اعضایی که طی سالیان به آنها اجازه تماس با خانواده هایشان داده نشده بود و ارتباط با خانواده عملی غیر اخلاقی و ضد مبارزه بشمار می رفت به پای تلفن آورده میشدند تا ضمن تماس با خانواده هایشان خط سازمان را پیش ببرنند.
خود من در چند مورد شاهد تماس اعضا بودم که به خانواده هایشان می گفتند با خودتان بنزین و دیگر مواد آتش زا ببرید و به اطراف سفارت فرانسه رفته و خود را به آتش بکشید! آنها در ضمن تماس چند بار این درخواست را تکرار می کردند و مشخص بود که خانواده هایشان از این درخواست دچار شوک عجیبی شده بودند. باورش برای خانواده ها خیلی عجیب بود که بعد از سالها بی خبری، عزیزانشان تماس گرفته و از آنها بخواهند دست به خودسوزی بزنند! البته آنها حق داشتند که در بهت و ناباوری فرو بروند، چون از مناسبات حاکم بر مجاهدین خلق که در آن رجوی بمثابه خداوند اعضا تلقی میشد و خون و نفس آنها توسط او حلال و یا حرام شمرده میشد، اطلاعی نداشتند.
در خارج از عراق به تحریک مسئولین خودسوزی هایی انجام شد، ندا حسنی یکی از سمپات های اهل تهران بود و تحصیلات دانشگاهی را در رشته انفورماتیک دانشگاه کارلتون اتاوا کانادا ادامه می داد. متاسفانه تحت تاثیر تبلیغات گسترده تشکیلات هواداران کانادا بهمراه برادرش جذب مجاهدین خلق شد و با وعده گذراندن یک دوره کوتاه آموزشی به عراق و کمپ اتشرف اعزام گردیده بود. دوره 6 ماهه او 5 سال طول کشید. در جریان حمله نیروهای ائتلاف به دلیل سابقه زندگی در خارج کشور و تسلط به زبان برای فعالیت های پول شویی، جعل مدارک و جذب نیرو مجددا به فرانسه انتقال یافت.
ادامه دارد
علی اکرامی

