فرقه گرایی مجاهدین

” نقطه ی انتخاب ” در زندان های رجوی

هر گاه که عضوی از سازمان، از محیط بسته ی اسارتگاههای رجوی خارج شد و در یک محیط مستقل ، دو روز ماند و سپس به آن “خرابه ” بازگشت، من قبول خواهم کرد که همه انتخاب کردند که در سازمان بمانند و بعنوان یک نیروی داوطلب محسوب می شوند!

گرفتن برگه هایی با متن از قبل تنظیم شده ، در جمع هائی که آهنگ های با صدای بلند پخش می شود وفرد را در شرایطی جلوی جمع قراردادن که مجبور به امضای آن برگه ها بشود ، که نشد انتخاب آگاهانه ! به این می گویند اعتراف گیری اجباری ! در سازمانی که همه چیز آن جبر و اجبار است، صحبت از اختیار و آگاهی ، شبیه جوک است !

البته حصارهای بلند اطراف اسارتگاههای رجوی و محافظین مسلح خارجی ، در همه جا حکایت از نامشروع بودن آن مکانها دارد. کمتر انسان با وجدانی است که قبول کند آنطرف دیوارها و حصارها انسان های آزادی زندگی می کنند که انتخابشان آگاهانه و آزادنه است .

از سال 1365 درعراق ، رجوی هرگز اجازه نداد که احدی از قرارگاههای نظامی او خارج شود، تا اینکه در سال 1382 حمله به عراق محقق شد و صدام حسین سرنگون شد! مسعود رجوی هم گم و گور شد و مریم رجوی هم در فرانسه توسط نیروهای ضدتروریستی دستگیر شد.

ژوئن 2004 فرصتی پیش آمد که همه یکبار دیگر انتخاب کنند که بمانند یا بروند؟ تنها در یک روز بالغ بر 600-500 نفر از سازمان جدا شده و به کمپ تیف آمریکائی ها رفتند!

همه می دانیم که سازمان مجاهدین ، در عمل یک “زندان ” بیش نیست! خود رجوی ها بهتر از هر کس دیگر می دانند که زندان بان هستند و همه ی اعضاء را زندانی کردند. اگر روزی فرا برسد که حصارهای اسارتگاههای رجوی برداشته شده و دربها گشوده شوند، آنروز خواهیم دید که رجوی می ماند و حوضش!

هفته ها و ماهها ما رابه نشست های مختلف و طولانی می بردند و در گوشمان می خواندند که ما داوطلبانه در سازمان هستیم و انتخاب کردیم که تا سرنگونی با رجوی همراهی کنیم ! هیچ زمانی هم برای این امر وجود ندارد! شستشوی مغزی تنها عملی می باشد که رجوی در مورد نیروهایش به موفقیت نسبی دست یافته است !

اما شرایط اگر عوض شود و فرصتی بدست آید که ثانیه ای سرکوب های درون تشکیلاتی رجوی مثل عملیات جاری تعطیل شود، مسلما تعداد بسیار زیادی از فرقه ی سرکوبگر رجوی جدا خواهند شد! عملیات جاری یکی از زشت ترین اعمال رجوی در روند مغزشوئی هایش است.هر چیز را که رجوی مرز سرخ اعلام کرده است باید به حقانیت آن شک کرد! عملیات جاری محلی است که زنان مسخ شده ی مسعود و مریم درآن جولان داده و خر رجوی را می رانند! تمام محتوای انقلاب ایدئولوژیک در مجاهدین هم سرکوب مطلق است و اینکه کسی حق اعتراض و انتقاد ندارد!

” انقلاب ایدئولوژیک ” در مناسبات مجاهدین که الان حدود 35 سال است که در حال اجراست ، قوی ترین و مهم ترین اهرم سرکوب و تفتیش عقاید اعضای مفلوک است ! اهرم های اصلی این سرکوب گسترده و جمعی ” عملیات جاری روزانه ” و “غسل روزانه ” و ” گزارش نویسی روزانه تحت عنوان عدم حمل تناقض ” و ” دیگ ” و … است .

برای همین هم مجاهدین و رهبران دجال آنها، تابحال از بیرونی کردن این عمل ضدانسانی و کثیف خودداری کردند و هرگز این تجرد اجباری اعضاء و سواستفاده ی جنسی خود از اعضاء را بیان نکردند!

کثیف ترین اعمال جنسی در لایه های بالای مجاهدین تحت پوشش همین انقلاب ، سالهاست که صورت می گیرد و هم اکنون نیز در جریان است. زنان بیشتر آلت دست مسعود شدند و این باصطلاح انقلاب را این نوامیس مسعود هدایت می کنند.

آیا زنان عضو شورای رهبری مجاهدین محرم و ناموس مسعود رجوی به حساب می آیند ؟

زنان چه نیازی دارند که ناموس کسی محسوب شوند؟ آیا این تحقیر زنان نیست؟ آیا در نشست بالاترین مسئولان برادران گفته نشده است که اگر زنان شان را در حال هم آغوشی با مسعود دیدند بایستی لذت ببرند؟( بعنوان نشان دادن میزان حل شد گی شان در نقطه ی رهبری )!

به چه علتی نشست های مردان با زنان جداگانه برگزار می شود؟ این تفکیک جنسیتی برای چیست؟ آیا در یک سازمان مدعی مترقی و پیشرو بودن، این جداسازی معنای مشکوک و بخصوصی ندارد؟

با جمع بندی همه ی این مطالب، به جرات می توان ادعا کرد که هیچ داوطلبی اکنون در سازمان وجود ندارد که مبارزه ی از نوع رجوی را آگاهانه انتخاب کرده باشد. هرچه هست اجبارات بنده ساز و برده ساز رجوی است که بی شرمانه و هر روز در اسارتگاههای رجوی بی محابا ادامه دارد. نقطه ی انتخاب هم در ابتدا برای همه وجود داشته است. اما بعد از آن هرچه بوده نقاط کور و سیاهی است که به همه تحمیل شده است و بس . . .
فرید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا