برچسب

پاسخ به لجن پراکنی سردمداران فرقه تروریست رجوی

پاسخ آقای رامین تبریزی در رابطه با نامه ای که به نام خواهرش خانم مهتاج تبریزی در سایت فرقه انتشار یافته، در واقع بیانگر نوع نگرش و دیدگاه ایشان و اعضای محترم خانواده اش نسبت به خط مشی تروریستی دارودسته رجوی و عملکرد ستیزه جویانه آن است که از زوایای گوناگون به نقد، و آنالیز استراتژی و ماهیت ضد میهنی و ضد مردمی فرقه می پردازد. ایشان با قرار دادن اندیشه‌ و استنباطاتش درمتن و سیاق زمانه خود می‌کوشد دیدگاه و موضع خویش را در رابطه با تشکیلات رجوی، از نگاهی انتقادی شرح و بررسی کند. آقای رامین تبریزی با طرد و انکار دارودسته رجوی که در اتحاد با دشمن قسم خورده ایران یعنی رژیم فاشیست بعثی بر علیه هم میهنان و کشور خویش خائنانه جنگیدند، به علائق میهن پرستانه خود به عنوان یک ایرانی اشاره مستقیم دارد و بدینگونه انزجار خویش را از خائنان به منافع ملی ایران ابراز می دارد.

آقای رامین تبریزی انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک فرقه را به عنوان نماد عدم درک،ا وج نادانی و حماقت سردمداران فرقه رجوی و سرچشمه از هم گسیختگی کانون گرم خانواده ها می داند که جز پایمال نمودن عشق و محبت انسانی نصیبی برای افراد تشکیلات رجوی نداشته و ندارد ایشان همچنین سعی دارد به نقض وحشتناک حقوق اولیه افراد تشکیلاتی همچون خواهرش در مناسبات بی‌معنایی اشاره کند که در تضاد مطلق با هنجارهای اجتماعی، انسانی و اخلاقی دنیای مدرن است و سرمایه وجودی افراد مستقر در قرارگاه اشرف و خواهرش خانم مهتاج تبریزی را به نابودی می‌کشاند.

با امید به روزی که شاهد رهائی خانم مهتاج تبریزی از سیطره فاشیستی دارودسته تروریست رجوی و بازگشت ایشان به آغوش گرم خانواده و میهن عزیزمان ایران باشیم.

مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی

متن نامه آقای رامین تبریزی به خواهرش خانم مهتاج تبریزی:

«به نام خدا»

خواهر عزیزتر از جانم مهتاج سلام

امیدوارم حالت خوب باشد از اینکه توانستم عکس تو را بعد از چند سال ببینم خوشحالم و خبر برگشتن احتمالی تو به ایران که انشاء الله بزودی با تلاشهائی که انجام میدهیم محقق خواهد شد، روح تازه ای بر جسم پیر و خسته مامان که هم اکنون خانه حقیر به نور حضور او روشن است دمید.

مهتاج متنی را که در سایت خواندم نتوانستم قبول کنم که از طرف تو باشد حداقل از طرف مهتاجی که من می شناسم کم احتمال دارد باشد و دلایلی برای اثبات این ادعا دارم که در داخل متن تلویحاً به آن اشاره خواهد شد.

مهتاج عزیز متن نامه ای که از طرف من بهمراه دو قطعه عکس خانوادگی و مامان فرستاده شده صد در صد توسط خود بنده تنظیم گردیده و نشات گرفته از خون دلی است که در این مدت بخاطر دوری از تو خورده و سوخته و ساخته ایم و مطمئن باش هیچ گونه فشار، دخالت، اجبار و یا مصلحتی در کار نبوده است.

و اگر تا حال من نتوانستم بغض خود را خالی کرده و حرف دلم را برایت بنویسم شرایط برگشت به ایران برای تو مهیا نبوده است ولی اکنون حساب تو و بقیه دوستانت از افرادی که به اصطلاح خود را رهبر شما معرفی کرده و برای رسیدن به اهداف فردی خود به موضوع شکل حماسی و سیاسی داده و با وعده های پوچ احساسات پاک شما را مورد سوء استفاده قرار داده اند جدا شده و شما بعد از برگشت به ایران مورد تهدید هیچ خطری نمی باشید.

مهتاج جان تحمل این موضوع که خواهر من و امثال آن مجبور به پرداخت هزینه قدرت طلبی یک عده انگشت شمار معلوم الحال و از خدا بی خبر هستند خیلی سخت و مشکل است.

خواهر عزیزم من از طریق انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی توانسته ام ارتباط با تو را آغاز کنم و واقعاً دور از انصاف است که مسئولین آن انجمن به باد ناسزا و هتاکی گرفته شود چرا که از زمانیکه این انجمن تاسیس گردیده بسیاری از خانواده های غم هجران چشیده غم دوری از فرزندانشان را به ورطه فراموشی سپرده و بعد از مدتها توانسته اند از چنگ غم فراق رهائی یابند.

در بخشی از متن منتسب به تو اتهام خیانت و مزدوری به خانم قرصی و آقای رحمانی زده شده است آیا از نظر آنها کسی که بخواهد خودش فکر کرده و خودش تصمیم بگیرد خائن است؟! عجب منطقی! آیا هر کس با آنها نیست الزاما خائن و مزدور است؟! عجب دموکراسی! آیا انسانها حق حیات ندارند و باید تا آخر عمر پیرو افکار و اندیشه های متکبّرانه و خودخواهانه افرادی که هیچ اسمی نمی توان روی آنها گذاشت باشند؟! امثال رحمانی و قرصی و تو چه گناهی مرتکب شده اند که باید یک عمر تاوان پس بدهند.

آنهائیکه انتخاب را جز حقوق انسانی میدانند چرا حق انتخاب را در حوزه حکم رانی خود از انسانهائی همچون تو سلب نموده و اقوال مبارک ائمه معصومین «ع» را مورد بهره برداری سیاسی قرار داده اند.

چه ذلتی؟! مگر بازگشت به وطن و زندگی در خاک پاک ایران ذلت است؟! آیا انصراف از همراهی کسانی که ماهیت خود را کاملا بروز داده و خود را کاملا به جامعه ایران معرفی کرده اند ذلت است؟

در بخش دیگری از متن صحبت از فداکاری و عشق شده است آنهائیکه انسانها را از حقوق اولیه حیات (زندگی مشترک و عشق به فرزند و…) محروم نموده اند چطور میتوانند چطور میتوانند از فداکاری و عشق صحبت به میان آورند حتی ذات باریتعالی که آفریننده این انسان خاکی است هیچ کافری را نیز از عشق به فرزند و کانون گرم خانواده در هیچ جائی محروم نکرده است!

این از خدا بی خبران چه کسانی هستند و چطور فکر میکنند که به خود جرات میدهند دستور جدایی از همسر و طلاق و دوری از فرزند را برای شما صادر کنند و خود آلت دست بیگانگان شده و در زیر سایه شوم خیانت به تن پروری و خوش گذرانی پرداخته و شما را به طلاق به اصطلاح ایدئولوژیک امر نموده و خود ازدواج ایدئولوژیک کنند!

آری عزیز من، عشق و عاطفه و مهر و محبت اینچنین پایمال میشود.

خواهر عزیز آنان هستند که عواطف خانوادگی را به هر نحو ممکن مورد سوء استفاده قـرار داده اند: در قسمتی از متن اشاره شده که پدر مرحوم مان برای تو روسری زرشکی و مانتوی سبز فرستاده و به سازمان کمک مالی نموده است و شما را به ادامه زندگی در چهارچوب آن افکار تشویق کرده است و به تو افتخار میکرده! عزیز من این مطالب کاملا بیانگر دروغهائی است که بخاطر پیشگیری از دلسردی شما و ادامه ریاضت بی دلیل و بی نتیجه توسط آنان برای شـما سرهم شده است.

خواهر عزیز پدر مرحوم از نظر اقتصادی در وضعیت چندان مناسبی نبوده که برای سازمان کمک مالی کند و پول مفت گیر نیاورده بود و اگر روسری و مانتوئی به شما رسیده است به تو اطمینان می دهم از طرف پدر نبوده بلکه از طرف آنهائی بوده که عواطف پدر و فرزندی را مورد سوء استفاده قرار داده اند و اگر پدر به وجود تو افتخار میکرد مطمئنا مرا نیز به پیوستن به شما تشــویق می کرد در حالیکه پدر مرحوم تا آخرین لحظه عمر مرا از هرگونه تفکر سیاسی نیز باز میداشت.

خواهر عزیزم ملت ایران ملت بزرگی است و شعور و فهم بالائی دارند و نیازی به غم خواری کسانی که دوشادوش دشمن قسم خورده ایران (صدام حسین) در طول جنگ علیه کشور خود جنگیده اند ندارند.

مهتاج عزیزم شاید به ذهنت افکاری خطور کند یا بخواهند روابط برادر خواهری ما را با سر هم کردن حرفهای مختلف مورد هجمه قرار دهند و به موضوع شکل سیاسی دهند عزیز من این را بدان بنده یعنی رامین تبریزی برادر شما بدون هیچگونه تفکر و گرایش سیاسی این نامه را نوشته و این مطالب نشات گرفته از عواطف برادرانه من است. مهتاج عزیزم من نگران تو هستم و خواسته ای از تو دارم و آن ملاقات با تو در محیطی غیر از اردوگاه اشرف و کاملا بیطرف و خیرخواه مانند یکی از دفاتر صلیب سرخ در یکی از کشورهای همجوار غیر از عراق میباشم که غیر از من و تو و مقامات صلیب سرخ کسی حضور نداشته باشد تا بتوانیم درد دلی با هم داشته باشیم و اگر تو نخواستی جدا شوی و به ایران برگردی هر طور که دلت میخواهد عمل کنی و من نیز بتوانم خود را قانع کنم که خودش خواست و انتخاب کرد و تا زمانیکه این امر محقق نگردد من در خواستن و ماندن تو در آنجا به اراده خودت مشکوک بوده و از این بابت همیشه افسوس میخوردم. والسلام

خدانگهدار به امید دیدار

رامین تبریزی آذر 85

«امیدوارم عکسها بدستت رسیده باشد»

رونوشت:

1- کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران

2- کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر ژنو

3- خانم تورلاک مقام محترم حقوقی قضائی کمپ امریکا موسوم به تیف

4- ریاست محترم سازمان حقوق بشر عراق

5- انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا